مبادله در فارکس

کف سقوط بورس کجاست؟

۱۳۹۹/۰۸/۰۹ ۲۳:۲۱ چاپ

دامنه کاهش‌های پی در پی شاخص کل بورس به هفته جاری نیز کشیده شد و بازار سرمایه در آخرین روز کاری، بعد از مدت‌ها به کانال یک میلیون و ۲۰۰ هزار واحد عقبگرد کرد

گیل خبر/ به گزارش ایسنا، دامنه کاهش های پی در پی شاخص کل بورس به هفته جاری نیز کشیده شد و بازار سرمایه در آخرین روز کاری، بعد از مدت ها به کانال یک میلیون و ۲۰۰ هزار واحد عقب گرد کرد، اتفاقی که برای بسیاری از تحلیلگران قابل پیش بینی نبود و بسیاری از کارشناسان هم درمورد اینکه این کاهش تا کجا ادامه پیدا خواهد کرد هیچ تحلیلی ندارند.

با وجود همه تصمیمات سازمان بورس برای برگرداندن تعادل به بازار سرمایه، حمایت های مجلس و اقدامات دولت، قیمت دلار و گزارش های شش ماهه چشم گیر شرکت ها، بازار سرمایه همچنان بر مدار نزول در حرکت است. حرکتی که در هفته جاری شیبی تند و چشم گیر داشت.

شاخص کل بورس در روز شنبه با ۳۸ هزار و ۳۰۵ واحد کاهش، رقم یک میلیون و ۲۷۴ هزار واحد را ثبت کرد. در روز دوشنبه شاخص کل ۳۷ هزار و ۴۷۰ واحد کاهش یافت و در رقم یک میلیون و ۳۳۶ هزار واحد ایستاد. روز سه شنبه و چهارشنبه نیز به ترتیب با ۳۴ هزار و ۸۴۸ واحد کاهش و ۱۳ هزار و ۸۳۵ واحد کاهش، در رقم های یک میلیون و ۳۰۱ هزار و یک میلیون و ۲۸۸ هزار واحد ایستاد.

کارشناسان دلایل مختلفی را برای سقوط بورس برشمردند؛ از جمله تاثیر شایعات افزایش نرخ سپرده های بانکی، قیمت گذاری دستوری در بورس کالا، انتخابات آمریکا، رفتار هیجانی تازه واردها، از بین رفتن اعتماد مردم و . البته درحالی که برخی هیچ پیش بینی درمورد اینکه کف سقوط شاخص کجا است ندارند، برخی دیگر بر این باورند که کف سقوط بورس کجاست؟ بورس دوباره محلی برای جمع آوری سرمایه های سرگردان می شود.

به طور کلی وضعیت بازارهای موازی، قیمت دلار، سودآوری شرکت ها و. شرایط را برای صعود بازار سرمایه فراهم کرده است اما به نظر می رسد آنچه که در این بازار از میان رفته، اعتماد مردم به این بازار است که وقتی هیجان جدیدالورودها در کنار آن قرار کف سقوط بورس کجاست؟ می گیرد، به سقوط هرچه بیشتر بورس دامن می زند.

سقوط بیت کوین تا کی ادامه دارد؟ وضعیت BTC به شدت ناپایدار است!

سقوط بیت کوین تا کی و کجا ادامه دارد؟ وضعیت نمودارهای فاندامنتال می‌تواند دلیل و علت ادامه کاهش قیمت رمز ارز BTC مشابه با سال 2017 باشد.

در حالی که معامله‌گران از استراتژی‌های متنوعی برای تعیین کف قیمت بیت کوین استفاده می‌کنند، داده‌های درون شبکه و وضعیت بازار مشتقه مانند بازار معاملات اوراق قرارداد آتی یا فیوچرز (Futures) نشان می‌دهند که وضعیت همچنان مبهم است. سقوط قیمت بیت کوین تا کی و کجا ادامه دارد؟ به گفته حساب کاربری [email protected] در توییتر، داده‌ها حکایت از آن دارد که افت بیشتر قیمت رمز ارز BTC دور از ذهن نیست.

از زمان سقوط 48 درصدی قیمت بیت کوین و لمس رقم 30,000 دلار، معامله‌گران در تلاشند تا زمان اتمام روند نزولی فعلی و آغاز موج صعودی بعدی را شناسایی کنند. با این حال، لیکوئید شدن 12 میلیارد دلار قرارداد لانگ در بازار فیوچرز، تا حد زیادی اعتماد معامله‌گران به بازار را کاهش داده است.

در این بین، کارشناسان و اعضای جامعه ارزهای دیجیتال در فضای مجازی، به دنبال یافتن نشانه‌های مثبت مانند الگوهای نموداری، نرخ تورم آمریکا و میزان واریز بیت کوین به صرافی‌ها برای بازگشت قیمت به روند صعودی هستند. به عنوان مثال، برخی از تحلیل‌گران معتقد بودند که ثبت یک قله بالاتر از رقم 40,000 دلار، برای شروع موج صعودی بعدی کافی است.

سقوط بیت کوین تا کی ادامه دارد

با این حال، دو روز بعد از انتشار توییت بالا، بیت کوین به بالای 40,000 دلار رسید، اما قیمت بیشتر از 6 ساعت نتوانست بالای این سطح بماند. در همین بین، سایر تحلیل‌گران لمس مجدد کف 30,000 دلاری را لازمه جهش قیمتی بعدی می‌دانستند.

کف قیمت بیت کوین کجاست

اگرچه این ادعاها بر اساس شواهد تجربی و یا حتی منطقی معتبر است، اما قیمت در بازارهای مالی همیشه به یک شکل به اخبار خارجی و یا الگوهای نموداری واکنش نشان نمی‌دهد. بر خلاف بازار سهام، سرمایه‌گذاران بیت کوین نمی‌توانند به روش‌های مرسوم برای ارزیابی وضعیت فعلی و پاسخ به این سوال که سقوط قیمت تا کی و کجا ادامه دارد تکیه کنند.

در کنار ذخیره ارزش بودن، بیت کوین چند ویژگی دیگر مانند امکان انتقال آسان و عدم سانسور شدن را دارد. علاوه بر این، برخی از کاربران قابلیت تبدیل همتا به همتای بیت کوین به ارز فیات خارج از صرافی‌های قانون‌گذاری شده که در آن‌ها احراز هویت (KYC) اجباری است را یکی دیگر از ویژگی‌های بارز این ارز دیجیتال می‌دانند. یکی دیگر از ویژگی‌هایی که رمز ارز BTC را از بازار سهام متمایز کرده این است که بخشی از سرمایه‌گذاران، بیت کوین را به سبب عدم همبستگی قیمتی آن با دارایی‌های سنتی می‌خرند.

تنوع ویژگی‌ها و تفسیرها در مورد بیت کوین که البته گاها ممکن است در تضاد هم باشند، باعث شده تا مدل‌سازی بازار و پتانسیل آن، وضعیت پذیرش و حتی سنجش تاثیر تحولات اخیر سخت‌‌تر شده و پاسخ به این سوال که سقوط قیمت رمز ارز BTC تا کی و کجا ادامه دارد را دشوار سازد.

در حالی که برای برخی از افراد خرید بیت کوین از سوی تسلا و موسسات بزرگ بسیار حائز اهمیت است، اما ممکن است برای سایر کارشناسان هولدرهای فعلی رمز ارز BTC مهم نبوده و بیشتر به دنبال تمرکز برای حل مشکلات مقیاس‌پذیری باشند.

وضعیت نامساعد بازار اختیار معامله

قرارداد اختیار معامله خرید یا کال آپشن (Call Option)، دارنده قرارداد را در خرید بیت کوین روی یک قیمت از پیش تعیین شده به هنگام انقضا، مختار می‌کند. در سمت مقابل، قرارداد اختیار معامله فروش یا پوت آپشن (Put Option)، یک نوع بیمه برای دارندگان آن محسوب شده که آن‌ها را در برابر افت قیمت احتمالی مصون نگه می‌دارد.

زمانی که بازارسازها و معامله‌گران حرفه‌ای وضعیت بازار را صعودی می‌بینند، تقاضای وجه تضمین (Premium) بیشتری را برای قراردادهای اختیار خرید دارند. این اتفاق منجر به رسیدن شاخص 25% delta skew به زیر صفر می‌شود. در سمت مقابل، زمانی که محافظت در برابر افت‌های احتمالی مسئله مهم‌تری است، این اندیکاتور وارد نواحی مثبت خواهد شد.

علت و دلیل سقوط بیت کوین

نوسان اندیکاتور 25% delta skew بین ارقام منفی 10 درصد تا مثبت 10 درصد، نشان‌دهنده وضعیت خنثی در بازار است. تا پیش از سقوط قیمت بیت کوین در روز 16 می (26 اردیبهشت ماه) و از دست رفتن سطح حمایت 47,000 دلار پس از 76 روز، وضعیت این اندیکاتور در فاز خنثی قرار داشت.

همزمان با سقوط بازار، شاخص 25% delta skew نیز جهش قابل توجهی داشت و این اتفاق بدین معنی بود که هزینه پوت آپشن‌ها به منظور حفظ معامله‌گران در برابر سقوط‌های احتمالی پیش‌رو، افزایش چشم‌گیری داشته است. بنابراین، تا زمانی که بار دیگر این شاخص به محدوده 5 درصد نرسد، نمی‌توان گفت که قیمت بیت کوین به کف رسیده است.

احتمال افزایش نرخ بهره و سقوط بیشتر بیت کوین

اعلام احتمال افزایش نرخ بهره در آینده نزدیک توسط فدرال رزرو، موج جدیدی از فشار فروش در بازارهای مالی جهانی را رقم زد و بازار ارزهای دیجیتال از این قاعده مستثنی نبود. به صورت کلی، افزایش نرخ بهره سبب می‌شود تا استقبال سرمایه‌گذاران برای سپرده‌گذاری دارایی در بانک‌ها افزایش پیدا کند و از طرفی، تمایل برای دریافت تسهیلات بانکی به دلیل نرخ بهره‌ی بالا کاهش یابد. این اتفاق در نهایت منجر به کاهش تمایل برای سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی همچون بورس سهام و بازار ارزهای دیجیتال می‌شود.

با این حال، نمی‌توان فدرال رزرو را مسبب 100 درصد ریزش اخیر قیمت بیت کوین دانست، زیرا قیمت این رمز ارز هفته‌هاست که شرایط مساعدی نداشته و اکنون برخی از تحلیل‌گران به وقوع “تقاطع مرگ (عبور رو به پایین خط میانگین متحرک 50 روزه از 200 روزه)” اشاره می‌کنند.

قیمت بیت کوین 29 خرداد

آیا سقوط قیمت بیت کوین تا ماه‌ها ادامه دارد؟

یکی دیگر از شاخص‌هایی که معمولا معامله‌گران آن را رصد می‌کنند، تعداد بیت کوین‌هایی است که اخیرا فعال و در گردش بوده‌اند. این شاخص به خودی خود نمی‌تواند صعودی یا نزولی تلقی شود، زیرا اطلاعاتی در مورد قدمت آدرس‌های درگیر ارائه نمی‌دهد.

سقوط بیت کوین تا کی ادامه دارد

رالی 500 درصدی قیمت بیت کوین از اکتبر 2020 (مهر 99) و لمس رقم 64,900 دلار در تاریخ 14 آوریل 2021 (25 فروردین 1400)، منجر به افزایش قابل توجه گردش بیت کوین‌هایی شده بود که ماه‌ها پیش از آغاز جهش قیمت تکان نخورده بودند. افت قابل توجه این اندیکاتور به این معنی است که سرمایه‌گذاران تمایلی به مشارکت در بازار در سطوح قیمتی فعلی ندارند.

در حال حاضر، 2.2 میلیون واحد رمز ارز BTC طی یک ماه گذشته در گردش بوده و این مقدار به مراتب بیشتر از آن چیزی است که قبل از آغاز روند صعودی در اکتبر 2020 (مهر 99) دیده بودیم. در شرایط فعلی، این اندیکاتور نشان می‌دهد معامله‌گران نباید در تعیین اینکه سقوط قیمت بیت کوین تا کی و کجا ادامه دارد، عجله کنند. برای این منظور، در ابتدا بهتر است میزان رمز ارزهای BTC در گردش تا زمانی که قیمت پایین‌تر از سطح 40,000 دلار قرار دارد، کاهش پیدا کند.

علل اصلی ریزش های مکرر بورس تهران چیست ؟

بورس اوراق بهادار تهران در روز دوشنبه برای هفتمین روز متوالی به سیر نزولی ادامه داد و این بار با افت 2.7 درصدی دوباره به سطح یک میلیون و 336 هزار واحد سقوط کرد تا نرخ رشد این شاخص محدود شود. کمترین کسی نوسانات اخبر بازار بورس ایران را به این شکل ارزیابی کرده بود.

علل اصلی ریزش های مکرر بورس تهران چیست ؟

شاید از خود پرسیده باشید که علت ریزش بورس چیست؟ بورس اوراق بهادار تهران در روز دوشنبه برای هفتمین روز متوالی به سیر نزولی ادامه داد و این بار با افت ۲٫۷ درصدی دوباره به سطح یک میلیون و ۳۳۶ هزار واحد سقوط کرد تا نرخ رشد این شاخص محدود شود. کمترین کسی نوسانات اخبر بازار بورس ایران را به این شکل ارزیابی کرده بود. در این یادداشت سعی داریم تا مهم ترین دلایل ریزش بورس تهران در روزهای اخیر را بررسی کنیم. لطفا همراه آرتان پرس باشید.

*** برآورد میزان اصلاح بورس تا امروز

اصلاح سهام در مجموع از ابتدای سال تا به امروز به رقم حیرت آور ۱۶۰ درصد رسیده است. اما نقطه پایان اصلاح سهام کجاست؟ چرا این اصلاح به اندازه دوره افزایش قیمت ها روند فرسایشی دارد؟ به عبارتی ساده تر چرا این ریزش ها سهامداران واقعی را خسته و فرسوده می کند؟

*** روزهای تلخ بورس در آبان

در طول ۶ روز متوالی که از اول آبان می گذرد ، معامله گران بورس سهام شاهد افت ۱۳ درصدی شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران بودند. این افت بی سابقه راه را برای ورود شاخص به کانال یک میلیون و سیصد هزار واحد هموار کرده و پیش بینی ها از افت شاخص در روزهای آتی خبر می دهد

*** تداوم صف های سنگین فروش در بورس تهران

با توجه به شرایط موجود و تشکیل صف های سنگین فروش و کمبود خریدار ارزش معاملات بورس به کمتر از ۳۰۰۰ میلیارد تومان در آخرین روز معاملاتی رسیده که عملا شرایط کف سقوط بورس کجاست؟ بازار را قفل کرده است. تدوام روند فروش سهام و خروج سرمایه گذاران از بورس برای همیشه و سنگ اندازی ها در فرآیند معاملات فرابورس ادامه سرمایه گذاری در بورس را با چالش همراه کرده و عملا سیگنال های ریزشی را محتمل تر کرده است.

***خود تحریمی بورس تهران

درست زمانی که صاحبان نقدینگی در سامانه ساجام ثبت نام کردند و در مقابل دفاتر پیشخوان صف خواستار احراز هویت و دریافت کد بورس شدند. سهامداران زیادی که بعضا سابقه ی سال ها فعالیت در بورس ایران را دارند از یکدیگر پیشی می گیرند و اکنون هیجان در فروش سهام و خروج از کف معاملات با تحمل بیش ترین ضرر قالب استراتژی های خروج کنندگان از بورس را نشان می دهد که این خود به منزله خود تحریمی بازار سرمایه است. این موضوع در نگاه کلان می تواند نبود علم کافی و تلیل های دقیق از آینده بازار را نشان دهد.

برایند این موضوع این شده است که با وجود گزارش های قوی از عملکرد میان مدت شرکت های پر بازدید و رشد سود شرکت ها ، معاملات هیچانی هنوز در صف اصلی بازار قرار گرفته است ، این بلاتکلیفی تا حدودی به انتخابات آمریکا نیز گره خورده است.

***میزان نقدینگی واقعی بورس

بررسی ها نشان می دهد که نقدینگی واقعی حاصل از معاملات سهام در ۵۲ روز کاری گذشته تنها مقدار پولی بود که در نیمه اول ماه شهریور جذب بورس شد. اما آیا سهامداران خرد حاضرند سهامدار بمانند؟ پاسخ به این سوال یکی از مهم ترین دلایل ریزش بورس در روزهای اخیر است.

به نظر می رسد محدودیت های خودساخته بازار سرمایه ایران مانند دامنه نوسانات و حجم پایه مهمترین عواملی است که باعث کاهش نقدینگی سهام و حبس پول در سالن های شیشه ای معاملات بورس شده اند که این موضوع روند گردش مالی سهام را با چالش رو به رو می کند.

***دلایل اصلی ریزش بورس

غالب تحلیل گران بورس معتقدند که دلایل کاهش شاخص کل را می توان در دو موضوع بسیار مهم و تأثیرگذار جستجو کرد. نخست اینکه در هفته های اخیر اعتماد مردم به حقوقی و مخصوصا دولت به شدت آسیب دیده و اکنون سرمایه گذاران بازار بورس در سرمایه گذاری به شدت مردد هستند. عملا این بازار چم اندازی برای رشد باقی نگذاشته است. لذا این موضوع سبب ایجاد حرکات هیجانی و دومینویی در بورس ایران و ریزش بورس شده است.

***بی اعتمادی سهامداران به آینده بورس تهران

برخی از افراد که دیگر صبر سرمایه گذاری و به اصطلاح فاز خرسی بورس را ندارند با مشاهده کوچکترین نشانه های اصلاح قیمت ، کلیه پرتفوی و دارایی های خود را به حراج گذاشته و برای همیشه از دنیای سرمایه گذاری در بورس رخت میبندند.

با این حساب ، گروه محافظه کار امروز بخشی از سبد سهام خود را که در صف فروش چند روز گذشته باقی مانده بود با کف قیمت ارائه کرد. چالش اعتماد به تصمیمات اقتصادی دولت چالشی است که ممکن است روند بازار را در میان مدت مختل کند. در موافعی که افراد تحلیلگر بازار هستند و برای سوددهی بازار بازه مشخص کرده اند نیز ار شرایط خسته شده اند و برخی از سرمایه های خود که در سود هستند را به فروش گذاشته اند که این موضوع خود به اندازه فروش در صف نیز بر ریزش ها تاثیر می گذارد. چرا که با افزایش ععرض در تمامی سهام قدرت خریدار افزایش یافته و عملا راهی جز کاهش قیمت ها باقی نمی ماند.

***تغییر ماهیت بازار سرمایه

بازار سرمایه در همه جای دنیا ذاتا بازاری برای ایجاد پذیره نویسی و حمایت از پروژه های نوآور و جدید است که با سرمایه گذاری در این بخش هم سرمایه گذار و هم سرمایه پذیر از این همکاری منتفع می شوند. در ایران این موضوع ناگهان تغییر کرد و بورس تهران پس از چند رفتار منطقی به شدت رفتار خود را تغییر داده و نقدینگی ایجاد شده در بورس به سایر حوزه های اقتصادی و پولی و مالی جذب شد و عملا بنگاه هایی که نباید کار تصدی گری می کرند را وارد بازی درآمدزایی کرد و موقعی که یک بانک به فکر درآمدزایی بیفتد در حالی که وظیفه ی اصلی آن نهاد چیز دیگری است شرایطی بهتر از این قابل تصور نخواهد بود.

***تصدی گری سازمان ها در بورس

با ورود سازمان های تصدی گر در بورس تهران مسیری که نقدینگی باید برای تبدیل شدن به سرمایه های بزرگ و صنعت های پیشرفته طی می کرد ، به خرید و فروش سهام در بازار تبدیل شد. به نوعی ، صاحبان نقدینگی از کاهش ارزش سرمایه به واسطه فاکتورهای بیشماری که در اقتصاد ایران رخ داده ترس داشتند که ناچارا مبلغ قابل توجهی به بازارهای سرمایه گذاری ، به ویژه بازار سهام ارسال کردند. به همین دلیل سهام اکثر شرکت ها تا چندین برابر ارزش ذاتی آنها که حتی در خوشبینانه ترین تحلیل ها محاسبه می شد قیمت گذاری گردید. پس از چند رشد ،این ارزش ذاتی سهام شرکت ها نبود که فضای معاملاتی بورس را در دست گرفته بود ، بلکه فشار نقدینگی بود که بازار را دچار نوسان کرد. و عملا بورس راهی جز طی کردن این مسیر هیجانی را نداشت.

***جذابیت کاذب در روزهای کرونا

از طرف دیگر ، به موازات سیاست های اعمال شده و تحریم ها و همچنین شیوع ویروس کرونا ، که بسیاری از صنایع و مشاغل را با چالش های شدید از حیث محدودیت های معاملاتی و کاهش شیفت کاری و … همراه کرد ، بورس توانست این میزان نقدینگی را بپذیرد و مقدار زیادی پول به صورتی هوشمند و هیجانی به صورت توام وارد این بازار شود.

***عرضه هیجانی سهم ها در بورس ایران

برخی از فعالان بازار معتقدند که حجم زیاد عرضه در معاملات روز گذشته به دلیل فروش سهام عدالت است. با تصمیم دولت ، فروش ۳۰٪ سهام عدالت دیگر (و در مجموع ۶۰٪ سهام کل) از این هفته امکان پذیر است و در نتیجه تجمیع مقادیر فروش سهامداران عدالت ، سبب رشد فزاینده شتاب فروش در بازار شده است . به عبارت دیگر ، بازار متعادل و صعودی امروز فرصت خوبی برای کارگزاری ها و بانک ها برای فروش سهام خود بود و ترس سهامداران از آینده را به شکلی فزاینده افزایش داد.

***اختلال شدید در هسته معاملاتی

عامل مهم دیگری که در روزهای سبز بازار زمینه را برای بی اعتمادی به جو معاملاتی فراهم کرد، اختلالات شدید هسته معاملاتی بود که سهامداران محتاط را از انجا معاملات سنگین و حضور موثر در بورس بر حذر داشت.عدم وجود نماد های پربیننده و از دسترس خارج شدن کارگزاری ها نشان از آخرین سقف بورس برای سوددهی بود که پتانسیل اولیه برای خروج را ایجاد کرد.

***اهرم افزایش نرخ ارز

برخی معتقدند که رشد سهام شرکت ها به دلیل انتظارات هیجانی برای افزایش نرخ ارز و به خصوص دلار بوده است و به دلیل هیجانات ناشی از کاهش بی سابقه ارزش پول ملی این رشد در سهام شرکت ها به وجود آمده است. با کاهش این انتظارات به موازات کاهش ارزش دلار در جهان و بازارهای داخلی این فرضیه باطل شد و عملا زمینه را برای شروع روند نزولی بورس فراهم کرد.

***گزارش های مثبت از وضعیت ارزی کشور

در روزهای اخیر گزارشاتی منتشر شد که حاکی از آن بود که تراز تجاری ایران بهبود یافته و دارایی های خارجی این کشور به واسطه وصول مطالبات خود از هند و عراق سهولت پذیرفته است. این موضوع با خبر ناصر همتی در خصوص کف سقوط بورس کجاست؟ اینکه کشور دسترسی بیشتری به منابع ارزی دارد به رسمیت رسید.

***عدم اطمنیان از سایر عوامل اقتصادی بر بازار سرمایه

گروهی از کارشناسان بازار سهام نیز معتقدند که مجموعه عوامل اقتصادی که منجر به رشد بازار شده اند دیگر معتبر نیستند و گاها این عوامل از پایه قابل تحلیل نبود و روند بورس تهران را با دلایلی غیرمنطقی رشد داده بودند. در نتیجه ، این موضوع بعد از یک سقف سازی تاریخی به تدریج افول کرده و تقاضای سهام به گذشته ی خود بازگشته و عملا زمینه را برای این اصلاح سنگین و به معنای دقیقتر ریزش بورس فراهم کرده است.

همه چیز درباره متهم اصلی خروج سرمایه از بورس

تالار بورس اوراق بهادار

تهران (پانا) - ۵۱۱ روز از زمانی که شاخص کل بورس به قله اعجاب‌انگیز ۲میلیون و ۷۸هزار واحد رسید، می‌‌گذرد و به جرات می‌توان گفت چه در ۵۱۱ روز گذشته و چه در ابرنوسان ۳۰۰‌درصدی سال ۹۹، مهم‌ترین ضربه بر پیکر تالار شیشه‌‌‌ای و سهامداران از جانب دست مرئی «نابازار» در بورس که همانا دولت و دخالت‌‌‌های دولتی است، زده شد؛ جایی که خطاهای سیاستگذاری مکررا تکرار می‌شود اما «نابازار» جای خود را به «بازار» نمی‌‌‌دهد.

به گزارش دنیای اقتصاد، ۵۱۱ روز از زمانی که شاخص کل بورس به قله اعجاب‌انگیز ۲میلیون و ۷۸هزار واحد رسید، می‌‌گذرد. حالا سرمایه‌های حقیقی با شتاب بیشتری راه خروج از تالار شیشه‌ای را در پیش گرفته‌اند. اقتصاددانان معتقدند یک بازار اگر درگیر مداخلات دولتی و غیرقاعده‌مند نباشد، به سرعت طبق قاعده دست نامرئی بازار اصلاح و متعادل می‌شود و همین اصلاح، مانع رکود بازار می‌شود؛ همان‌طور که در بازارهای بدون متولی رمزارزها به کرات این نوسانات شدید را می‌بینیم که هیچ تاثیری بر رونق این بازار نمی‌گذارد. اما ماجرا وقتی مخرب می‌شود که دست مرئی نابازار (دولت) جایگزین دست نامرئی بازار شود. در بورس تهران، جلوه‌هایی از دست مرئی نابازار را در محدودیت دامنه نوسان، قیمت‌گذاری دستوری و قوانین مداخله‏‏‌جویانه‌ای می‌بینیم که بورس را به شکنجه‏‏‌گاهی پرریسک تبدیل کرده است. به نظر می‌رسد تا زمانی که قواعد نابازار بر بورس حاکم باشد که مشخص نیست داوری در آن با چه مکانیزم و به نفع چه کسانی صورت می‌گیرد، وضعیت نابسامان سهامداران بسامان نخواهد شد.

۵۱۱ روز زجرکش شدن؛ عبارتی است که بدون‌شک حال و روز سهامداران بورس تهران را به درستی وصف می‌کند. رکود فرسایشی سهام در تالار شیشه‌‌‌ای یک هفته دیگر، ۱۷ ماهه می‌شود. ۱۷ ماهی که بورس‌‌‌بازان در شروع آن شاهد ذوب شدن سرمایه‌‌‌های خود بودند و در ادامه ناامید از احیای بورس، با شتاب بیشتری راه خروج را در پیش گرفتند، به طوری که حالا حتی یک ریال از پول‌‌‌های وارد شده به تالار شیشه‌‌‌ای در «فاز شیدایی» سال ۹۹ نیز در بورس باقی نمانده است و سهامداران قدیمی بورس نیز تصمیم گرفته‌‌‌اند بیش از این منتظر نمانند. اما متهم اصلی خروج سرمایه‌‌‌ها از بورس چیست؟ به جرات می‌توان گفت چه در ۵۱۱ روز گذشته و چه در ابرنوسان ۳۰۰‌درصدی سال ۹۹، مهم‌ترین ضربه بر پیکر تالار شیشه‌‌‌ای و سهامداران از جانب دست مرئی «نابازار» در بورس که همانا دولت و دخالت‌‌‌های دولتی است، زده شد؛ جایی که خطاهای سیاستگذاری مکررا تکرار می‌شود اما «نابازار» جای خود را به «بازار» نمی‌‌‌دهد. گوشه‌‌‌ای از این «نابازار» در محدودیت دامنه نوسان و قیمت‌گذاری دستوری و قوانین مداخله‌‌‌جویانه نهفته است که بورس را به شکنجه‌‌‌گاهی پرریسک تبدیل کرده که نه‌تنها غیرحرفه‌‌‌ای‌‌‌ها بلکه سهامداران ارزشی کف سقوط بورس کجاست؟ نیز به دلیل سیطره «نابازار» دیگر ماندن در آن را تاب نمی‌‌‌آورند. سیاستگذار اما به جای تشخیص «درد» و تجویز نسخه شفابخش، به راهکارهایی همچون صدور ۱۰ فرمان حمایتی یا اصلاح قانون برای بازاری که تقریبا بهره‌‌‌ای از این نام نمی‌‌‌برد، بسنده کرده است.

چیستی مفهوم نابازار؟

محسن رنانی در کتاب «بازار یا نابازار» می‌‌‌نویسد: به اعتقاد برخی، اگرچه پیشوند «نا» معمولا در فارسی بر سر صفت می‌‌‌آید (مانند ناسالم و نادرست) اما واژه‌‌‌هایی مانند «نامرد» وجود دارد که «نا» بر سر اسم آمده؛ این‌گونه ترکیب‌‌‌های اسمی به‌‌‌عنوان صفت به‌‌‌کار می‌‌‌روند. می‌توان با اندکی مسامحه واژه «نابازار» را هم به‌‌‌عنوان اسم در مقابل «بازار» به کار برد؛ به نحوی که مراد از آن، وصف یا حالتی باشد. بدین‌سان که «نابازار» اسمی است که وصف و حالتی از «بازار» را نمایان ساخته و نشان می‌دهد در این وضعیت، شرایط و ویژگی‌‌‌های «بازار» تمام و کمال وجود ندارد و از حالت طبیعی و اصلی خویش که تجلی‌گاه کنش‌‌‌های آزاد اقتصادی است، خارج شده و به سمتی سوق یافته است که آن را از «بازار» متمایز می‌‌‌کند.

معمولا آنچه که بازار را از حالت طبیعی خود خارج می‌کند و دست نامرئی آن را از کار می‌اندازد، دست مرئی نابازار است.

چه بر سر بورس آمد؟

«بازار» سهام به‌زعم بسیاری از کارشناسان اقتصادی بیشتر به «نابازار» می‌‌‌ماند و مشکلی اصلی نیز در همین موضوع نهفته است. شاید به همین دلیل است که اقدامات سیاستگذار در ۱۷ ماه اخیر نتوانسته تعادل و ثبات را به بورس تهران بازگرداند و بالعکس هر روز ناامیدی و بی‌‌‌اعتمادی بیشتری را به تالار شیشه‌‌‌ای پمپاژ می‌کند. برای اینکه بدانیم چه بر سر بورس آمد که حالا ۵۱۱ روز است که سهامداران خود را زجرکش می‌کند، بد نیست به اواخر سال ۹۸ بازگردیم. هرچند این دوره‌‌‌های حباب و رکود در ۶ دهه فعالیت تالار شیشه‌‌‌ای بارها تکرار شده اما برای مخاطبان فعلی شاید تشریح وضعیت دوره اخیر ملموس‌‌‌تر باشد.

ماجرا از ورود بورس تهران به «فاز شیدایی» در پایان سال ۹۸ استارت خورد. در آن زمان به خاطر حوادث چهارگانه رخ داده یعنی افزایش پرشتاب نقدینگی، قرار گرفتن ایران در لیست سیاه FATF، شیوع کرونا و محدودشدن درآمدهای ارزی با تشدید فشار حداکثری تحریم‌ها و رفتن ۱۲ بانک باقی‌‌‌‌‌‌‌‌‌مانده به لیست تحریمی آمریکا، انتظارات تورمی به شدت افزایش یافته بود. بسیاری با اصرار به احتمال بالاتر رفتن نرخ دلار و ورود آن به کانال ۴۰‌هزار تومان، انتظارات در تالار شیشه‌‌‌ای برای تطبیق قیمت‌ها با این ارز را افزایش دادند. همزمان شیوع کرونا و تعطیلی گسترده کسب‌وکارها باعث شد سرمایه‌گذاران به دنبال راهی برای کسب درآمد و البته مصون ماندن از گزند تورم و کاهش ارزش ریال بر آیند و بورس گزینه‌‌‌ای جذاب پیش‌‌‌‌‌‌‌‌‌روی آنها بود. قیمت‌‌‌ سهام رو به صعود بود و همزمان دولت و رسانه‌‌‌های غیرحرفه‌ای اقدام به تبلیغات گسترده و تشویق مردم به سرمایه‌گذاری در بورس کردند. این‌‌‌گونه بود که شاهد افزایش صدور کدهای معاملاتی آنلاین و ورود عموم مردم به تالار شیشه‌‌‌ای بودیم؛ در این برش زمانی کف سقوط بورس کجاست؟ حتی کرونا نیز نتوانسته بود از طول صف‌‌‌های تشکیل شده در کارگزاری‌‌‌ها برای اخذ کد بورسی بکاهد. همین عطش بورسی شدن و افزایش محسوس تقاضا برای سهم‌‌‌ها آن هم در شرایطی که قیمت‌ها در سطوح بالاتر از ارزش ذاتی خود قرار داشتند، رشد نماگرهای بورسی را سرعت داد.

شوق و بعد طمع و بعدها توهم سبب شد شاخص کل بورس به قله تاریخی و البته غیرقابل تصور دو‌میلیون و ۷۸‌هزار واحد در میانه تابستان سال ۹۹ برسد. اما این بازی ادامه پیدا نکرد و در اوج شیدایی و خوش‌بینی مسیر قیمت‌ها ناگهان تغییر کرد. تمامی شواهد نشان می‌‌‌داد «فاز شیدایی» به پایان رسیده اما نوسهامدارانی که بیشترین جمعیت معامله‌‌‌گران بورس در این محدوده را تشکیل می‌‌‌دادند و دوره‌‌‌های رونق و رکود تالار شیشه‌‌‌ای در سالیان پیش‌تر را به یاد نمی‌‌‌آوردند، باور نداشتند عمر کسب سود آسان در بورس به پایان رسیده است اما در کمال ناباوری این گروه از سهامداران، بورس تهران وارد فاز «تخلیه حباب» شد.

دست «نابازار» در حباب ۹۹

شاید هر جای دنیا بود سیاستگذاران با مشاهده شرایط به وجود آمده در ماه‌‌‌های نخست سال ۹۹، به سرعت وارد عمل می‌‌‌شدند تا از وضعیتی که نه ناشی از رشد بخش واقعی بلکه به موجب افزایش چربی اقتصاد پدید آمده بود، جلوگیری کنند.

اما سیاستگذار نخواست به این واقعیت توجه کند که در یک اقتصاد با رشد منفی، سبقت شاخص بورس از رشد اقتصادی اسمی و متورم شدن دارایی‌‌‌ها یا علامت حباب است یا نشانه‌‌‌ای از افزایش انتظارات تورمی که اگر سریع وارد عمل نشود، این سیل در سایر بازارها هم جاری خواهد شد. اما نه تنها وقعی نهاده نشد بلکه با نرخ بهره منفی و خلق اعتبار بانکی، حباب وسیعی در تالار شیشه‌‌‌ای شکل گرفت و همزمان با حمایت‌‌‌هایی که صورت گرفت، به عموم مردم این موضوع تلقین شد که رشد بورس ابدی خواهد بود و بورس‌‌‌بازان به این زودی‌‌‌، آن روی سکه سهام را نخواهند دید. شرایطی که به دست «نابازار» رقم خورد و فضا برای شکل‌‌‌گیری حباب فراهم شد تا سقوطی غیرقابل اجتناب و البته فرسایشی (به موجب قوانین حاکم بر آن) آغاز شود.

به هر روی سریع‌‌‌ترین و بیشترین رشد تاریخ بورس تهران سبب شد تا یکی از کم‌‌‌سابقه‌‌‌ترین رکودهای تاریخ سهام رقم بخورد و شاهد فرار سراسیمه سرمایه از بورس باشیم.

آغاز شکنجه ۱۷ ماهه بورس‌‌‌بازان

«تخلیه حباب» امری گریزناپذیر است. از میانه مرداد ۹۹ این سیگنال به بورسی‌‌‌ها داده شد اما «نابازار» با دخالت‌‌‌هایی که در پیش گرفت، نگذاشت مانند همه بازارهای مالی، شاهد تخلیه سریع حباب انباشته شده در تالار شیشه‌‌‌ای باشیم.

عدم‌پیشگیری از صعود غیرعادی سهام باعث شد که با آغاز سقوط بورس، سیاستگذار راهی جز انتخاب بین گزینه بد یا بدتر (اصلاح فوری قیمت‌ها یا فرسایشی کردن روند کاهشی) نداشته باشد که این بار نیز گزینه بدتر یعنی فرسایشی کردن اصلاح قیمت‌ها در دستور کار قرار گرفت. در این دوره، سیاستگذار حتی برای برهه‌‌‌ای ۳ ماهه دامنه نوسان را (با کاهش کف مجاز روزانه) محدود‌‌‌تر کرد. به عبارتی متولیان بورس تصمیم گرفتند برای جلوگیری از تداوم روزهای سقوط قیمت‌ها در کف ۵‌درصد و بهتر نشان دادن جلوه شاخص کل (به عنوان دماسنج اصلی اما معیوب تالار شیشه‌‌‌ای)، خط قرمز منفی ۲‌درصد را برای سقوط روزانه ترسیم کنند تا به خیال خود مساله را حل کنند.

در ادامه نیز حمایت‌‌‌های پولی برای جلوگیری از ریزش قیمت‌ها صورت گرفت اما دقیقا مشخص نیست این منابع تزریق شده با چه مکانیزمی هزینه و نصیب کدام سهام شد؛ چراکه نگاهی کوتاه به وضعیت سهامداران نشان از زیان دسته‌‌‌جمعی فعالان بورسی (البته با درجه‌‌‌های گوناگون) دارد. به نظر می‌رسد این خطای سیاستگذاری که مکررا نیز تکرار می‌شود، به دلیل تحلیل غلط از خطاهای گذشته و ارتباط دادن آن به «ضعف اجرا» و نه «سیاستگذاری خطا» است و سبب شده رکود تالار شیشه‌‌‌ای از ۵۰۰ روز فراتر رود و هنوز نیز نقطه پایانی برای آن دیده نشود.

متهم کیست؟

همان‌طور که اشاره شد متهم اصلی روندهای صعودی و نزولی پرشتاب و غیرمنطقی در تالار شیشه‌‌‌ای را می‌توان به دست مرئی «نابازار» در بورس ارتباط داد. یکی از جلوه‌های این دست مرئی که سبب شده سازوکار بازار در تالار شیشه‌‌‌ای اجرا نشود، «دامنه نوسان» است. بله، محدودیت نوسان قیمت سهام متهم اصلی شکل‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیری چنین روندهایی است که طبیعتا به فرار سرمایه از مکانی تبدیل شده که می‌تواند در صورت کارابودن قوانین و ساختارها، نقشی مهم در تولید و بهره‌‌‌‌‌‌‌‌‌وری اقتصاد کشور داشته باشد.

در واقع این محدودیت که به نظر می‌رسد با تفکر دلسوزانه ممانعت از زیان سهامداران خرد تا به این لحظه حفظ شده است، در عمل آسیبی بزرگ‌تر به بورس و سرمایه‌گذار آن زده و نه‌‌‌تنها نتوانسته سدی در برابر زیان سرمایه‌گذار باشد بلکه ضمن به تاخیر انداختن یک کشف قیمت واقعی و بر هم زدن تعادل عرضه و تقاضا، با اثر کهربایی و افزایش صف‌‌‌‌‌‌‌‌‌نشینی، به نهادینه شدن حرکت‌‌‌‌‌‌‌‌‌های توده‌‌‌‌‌‌‌‌‌وار و استفاده تقریبا صفر سهامداران از تحلیل برای معامله سهام منجر شده است و در عین حال نتوانسته مانع افزایش زیان سهامداران شود، یعنی همان اصلی که سبب شده دامنه نوسان تا به امروز در تالار شیشه‌‌‌ای حفظ شود.

«قیمت‌گذاری دستوری» به عنوان نمونه‌‌‌ای دیگر از دخالت‌‌‌های دولتی در روند «بازار»، دیگر متهمی است که چنین شرایطی را برای بخش‌‌‌های مختلف اقتصاد و البته بورس تهران ایجاد کرده است. دخالت‌‌‌‌‌‌‌‌‌های دولتی در اقتصاد هر کشوری که عموما به نام حمایت از تولیدکننده و مصرف‌کننده واقع می‌شود، شاید در کوتاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌مدت بتواند توقعاتی که سیاستگذار انتظار داشته را برآورده کند، اما در نهایت با تضعیف تولید، هم تولیدکنندگان را در دام زیان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌اندازد و هم مصرف‌کننده نهایی را متضرر می‌کند؛ مصرف‌کننده‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای که ناچار است برای دریافت کالا و خدماتی کم‌‌‌‌‌‌‌‌‌کیفیت بهای گزاف‌‌‌تری بپردازد.

خوب است متولیان بورسی به این سوال مهم پاسخ دهد که طی سالیان گذشته (که کوتاه نیز نبوده است)، محدودیت دامنه نوسان و قیمت‌گذاری دستوری چه فایده‌‌‌ای برای بخش‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مختلف اقتصادی و مصرف‌کنندگان داشته است؟ و در حال حاضر با چه استدلالی، این دخالت‌‌‌ها ادامه یافته است؟

«درمان» پس از شناسایی «درد»

به جرات می‌توان گفت حالا دیگر اغلب خبرگان اقتصادی بر این مهم که درد اصلی بورس تهران، «نابازار» بودن آن است، صحه می‌‌‌گذارند. آیا سیاستگذاران اقتصادی و بورسی که بدون توجه به این موضوع، به صدور فرمان‌‌‌های متعدد حمایتی از سهام و سهامداران (همچون ۱۰ فرمان اخیر) و البته اصلاح قوانین مربوط به بازی در آن (طرح اصلاح قانون بازار اوراق بهادار)، بسنده کرده‌‌‌اند، از خود پرسیده‌‌‌اند که مشکل کجاست؟ و در صورت تشخیص، چگونه می‌توان این «نابازار» را به «بازار» تبدیل کرد؟ سوالی که اگر مورد پرسش قرار گیرد، جوابی ساده نیز دارد. اگر هیولای نابازار که سال‌هاست در بورس اطراق کرده و آن را از یک بازار با قواعد سالم، کارآ کف سقوط بورس کجاست؟ و همه‌شمول تبدیل به «نابازار»ی کرده که مشخص نیست داوری در آن بر چه اساس، با چه مکانیزم و به نفع چه کسانی است، اخراج شود، قطعا وضعیت نابسامان سهامداران نیز به سامان می‌‌‌رسد.

به نظر می‌رسد اهالی بورس و کارشناسان اقتصادی نیز لازم است به جای جزئی‌‌‌نگری در اصلاح قوانین، مسیر تعیین‌‌‌تکلیف این «نابازار» و راهکار بیرون انداختن این هیولا را به متولیان امر نشان دهند.

قانون‌گذاری مکرر تنها آدرس غلط دادن از وضعیت فعلی بورس تهران است. طبیعتا در صورت رسیدن به یک «بازار» در زمینه بورس، می‌توان قوانین آن را نیز بر اساس تجربیات بین‌المللی مدون کرد.

ریسک سرمایه گذاری در بورس افزایش یافت / هجوم سهامداران برای نقد کردن سهام گروه بانکی

شاخص کل بورس تهران کف سقوط بورس کجاست؟ در ادامه روند کاهشی خود به رقم 76 هزار و 285 واحدی رسید. در حالی بورس تهران هفته های پایانی سال 1395 را سپری می کند که حجم عرضه نسبت به تقاضا در تالار شیشه ای به شدت بالا رفته و این موضوع به روند نزولی شاخص کل شدت بخشیده است.

این حجم عرضه و نبود تقاضای کافی باعث شده کف سقوط بورس کجاست؟ هیجانات منفی به بازار سهام وارد شود، به طوری که در آخرین روز معاملات بورس تهران در هفته گذشته اکثر نمادها در تمامی گروه ها در کانال کاهشی قرار گرفتند و جو ناامیدی و یأس را در روزهای پایانی سال 1395 در میان بازیگران بازار سهام حاکم کردند.

در ابتدای هفته دماسنج بازار سهام در رقم 77 هزار و 475 واحدی قرار داشت اما در پنج روز معاملاتی گذشته شاخص کل با 1190 واحد افت، کف شکنی کرد و به رقم 76هزار و 285 واحدی سقوط کرد. در سومین هفته معاملاتی آخرین ماه سال جاری تعداد 9709 میلیون انواع اوراق بهادار به ارزش 14001 میلیارد ریال در بیش از 255 هزار دفعه مورد معامله قرار گرفت که به ترتیب 142 و 47درصد افزایش و 9درصد کاهش را نسبت به هفته قبل تر تجربه کرد.

همچنین در این مدت تعداد یک میلیون برگه اوراق بدهی به ارزش 1415 میلیارد ریال معامله شد که به ترتیب 83 و 82درصد افزایش را نشان می دهد. این درحالی است که در هفته گذشته تعداد 41 میلیون واحد از صندوق های سرمایه گذاری قابل معامله در بورس تهران به ارزش کل بیش از 427 میلیارد ریال مورد معامله قرار گرفت که به ترتیب 88 و 70درصد افزایش را به ثبت رسانده است.

در معاملات هفته گذشته شاخص بازار اول با 1283 واحد کاهش به رقم 53746 واحد و شاخص بازار دوم با 82 واحد کاهش به عدد 164601 واحد رسیدند که به ترتیب با 2.3 و 0.05 درصد کاهش مواجه شدند.

کمبود نقدینگی در بازار سهام

با افت قیمت نمادهای گروه بانکی در بورس تهران، ریسک سرمایه گذاری در بورس افزایش یافته است و شاهد هجوم سرمایه گذاران برای فروش و نقد کردن سهام بانکی خویش هستیم، به طوری که سهام بانک ملت به عنوان یکی از قوی ترین بانک های کشور تا سطح قیمت 1041 ریالی افت کرده و کاهش سرمایه سهامداران خویش را رقم زده است.در نتیجه سنگینی وزنه و برتری عرضه نسبت به تقاضا همچنان در بازار سهام کم رونق تهران ادامه دارد.

فشار و کمبود نقدینگی در کل اقتصاد کشور به طور اعم و در فضای بورس تهران به طور اخص مشهود است و همین امر مانع از رشد و حرکت رو به جلوی بازار سهام شده است. اوضاع بازار پول و شبکه بانکی کشور نیز نابسامان گزارش شده و روزبه روز بر زیان انباشته بانک ها افزوده می شود، لذا تهدیدی بزرگ از سوی نظام بانکی متوجه بورس کشور است. در این میان باید در نظر داشت هر چند اوضاع بورس اوراق بهادار چندان مطلوب نیست، کف سقوط بورس کجاست؟ ولی وضعیت بازار سهام از هر بازار دیگری بهتر است و کلیه بازارهای موازی از جمله بازار مسکن در رکود کامل به سر می برند.

بلوکه شدن سرمایه سهامداران

یکی از عوامل تشدید رکود در بازار سهام بسته بودن بسیاری از نمادهاست که این امر به بلوکه شدن سرمایه سهامداران و شفاف نبودن ساز و کار بازگشایی نمادها بازمی گردد. براساس آمار منتشر شده، نماد معاملاتی ۴۴ شرکت به دلایل گوناگون از جمله تعدیل پیش بینی درآمد هر سهم و برگزار مجمع عمومی عادی و فوق العاده از غایبان تالار شیشه ای هستند.

بدین ترتیب دادوستدهای بازار سهام در نخستین روز معاملاتی آخرین هفته سال جاری در حالی آغاز می شود که سهامداران این 44 نماد معاملاتی از غایبان تالار شیشه ای هستند که البته در صورت برگزاری مجمع یا اعلام گزارش های شفاف درباره وضعیت مالی به معاملات تالار شیشه ای بازخواهند گشت که نام این نمادهای معاملاتی و دلایل توقف آنها به تفکیک به این شرح است:

برگزاری مجمع عمومی عادی سالانه: سازه پویش، صنعتی بهشهر، بانک صادرات ایران، سرمایه گذاری توسعه ملی، سرمایه گذاری سپه، سرمایه گذاری صنعت و معدن.

اعلام پیش بینی درآمد هر سهم یا تعدیل آن: کمک فنر ایندامین، ایران خودرو، دارویی لقمان، سیمان تهران، سیمان صوفیان، سیمان ایلام، پتروشیمی آبادان، پارس پامچال، تولید مواد اولیه الیاف مصنوعی، پتروشیمی شیراز، آلومینیوم ایران، نورد و قطعات فولادی، قند لرستان، معدنی دماوند، زغال سنگ نگین طبس، شیشه و گاز، کاشی نیلو، نساجی بروجرد، بانک کارآفرین.

برگـــزاری مجــمع فوق العاده برای تغییر سرمایه یا سایر موارد: کنتورسازی ایران، کویر تایر، سیمان کارون، دوده صنعتی پارس، کشت و صنعت پیاذر، بهنوش ایران، ماشین سازی اراک، قند شیرین خراسان، قند نقش جهان، فرآورده های نسوز آذر، چینی ایران، کاشی و سرامیک حافظ، سایپا شیشه، تامین ماسه ریخته گری، پارس الکتریک، سرمایه گذاری بهمن، بانک پارسیان، بانک پاسارگاد، سرمایه گذاری نیرو.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا