پلتفرم های فارکس

معامله به چه معناست و انواع آن

قراردادها

خیارات در حقوق و انواع آن

معنی خیار در قانون مدنی، یعنی اجازه و اختیاری که قانون به افراد می دهد تا بتوانند، با استفاده از آن ها، معامله خود را فسخ کنند. خیار حیوان، مجلس، تاخیر ثمن و خیار تدلیس، خیار غبن، خیار عیب، از انواع خیارات در حقوق بوده که قانون مدنی، موادی را به هریک، اختصاص داده است. هر کدام از خیارات، برای آن که اعمال شوند، شرایط مخصوص به خود را دارند.

برای مشاوره خیارات در حقوق و انواع آن

برای مشاوره خیارات در حقوق و انواع آن

عناوین اصلی این مقاله

قراردادها، محترم بوده و پایبندی به قراردادهای منعقد شده و انجام مسئولیت های قراردای، از جمله مواردی است که رعایت آن، پس از انعقاد هر قرارداد، لازم و ضروری است. لزوم پایبندی به قراردادها، به حدی است که قانون گذار، در قانون مدنی، موادی را به آن اختصاص داده و خسارت ناشی از عدم انجام تعهد را در این زمینه، پیش بینی کرده است.

اما علی رغم اهمیت و لزوم پایبندی به قراردادها، گاهی افراد، به هر دلیلی، قصد برهم زدن معامله منعقد شده را دارند. در این شرایط، باید به دنبال راه حل حقوقی بود، تا انحلال قرارداد، بر اساس آن صورت گیرد. در قانون، برای فسخ قرارداد، امکانی، تحت عنوان خیارات قانونی، در نظر گرفته شده است که هر کدام، شرایط اعمال مخصوص به خود را دارند.

با توجه به اهمیت این موضوع، در این مقاله قصد داریم، در ابتدا، بگوییم که با توجه به قانون، خیارات چیست و معنی خیار در قانون مدنی چه می باشد؛ سپس، در ادامه، انواع خیارات در حقوق را نام برده و هریک را به طور جداگانه، توضیح دهیم. چنانچه، در خصوص این موضوع سوالاتی دارید، در این مقاله همراه ما باشید.

خیارات چیست

قبل از پاسخ به این پرسش که خیارات چیست و انواع خیارات در حقوق کدامند؟ بهتر است به اهمیت و لزوم پایبندی به قراردادها، اشاره کنیم. بر اساس قانون مدنی، کلیه عقود و قراردادهای منعقد شده میان افراد، چنانچه، خلاف قواعد آمره نباشند، محترم بوده و طرفین باید به آن، پایبند باشند. مطالبه خسارت ناشی از عدم انجام تعهد، یکی از امکانات پیش بینی شده در قانون، جهت تضمین حقوق افراد، در قرارداها است. اما گاهی یکی از طرفین، به هر دلیلی، نیازمند برهم زدن و فسخ معامله منعقد شده، می باشد که قانون گذار، در این زمینه، انواع خیارات در حقوق را پیش بینی کرده است.

خیار در لغت، به معنی اختیار یا اجازه انجام کاری است. در واقع، خیار، حقی است که قانون گذار، برای طرفین قرارداد، در نظر گرفته است که به موجب آن، دارنده خیار، می تواند اقدام به برهم زدن معامله منعقد شده، نماید. عقود لازم، دسته ای از عقود هستند که جز با وجود شرط فسخ قرارداد، خیارات قانونی یا اقاله طرفین، قابل برهم زدن نمی باشند و چنانچه فردی، قصد برهم زدن یک عقد لازم را داشته باشد، با استفاده از خیارات قانونی، قادر به انجام آن، خواهد بود.

در واقع، اصل بر لزوم قراردادها است و این بدان معنا است که نمی توان به معامله به چه معناست و انواع آن راحتی، قراردادها را برهم زد. اما قانون مدنی، به طرفین یک معامله، این اجازه را داده است تا در صورتی که شرایط لازم وجود داشته باشد، بتوانند اقدام به فسخ قرارداد خود کنند. پیش بینی این شرایط در قانون، برای جلوگیری از ضرر یک یا دو طرف قرارداد در معامله است. با توجه به این مقدمه، خیارات در حقوق، یکی از راه های قانونی برهم زدن معاملات منعقد شده، توسط صاحب خیار می باشند.

پس از توضیح اینکه خیارات چیست و معنی خیار در قانون مدنی چه می باشد، در ادامه، قصد داریم انواع خیارات در حقوق را بررسی کرده و در خصوص هریک صحبت کنیم.

حتما بخوانید: صلح خیاری چیست

انواع خیارات

در قسمت قبل، معنی خیار در قانون مدنی را تعریف کردیم و گفتیم که خیارات چیست. همچنین، اشاره کردیم، خیارات، امکانات قانونی هستند که به افراد، اجازه می دهند، با اعمال آن ها، اقدام به برهم زدن معاملات و قراردادهای منعقد شده، بنمایند. شایان ذکر است، طرفین قرارداد، می توانند، اقدام به اسقاط کافه خیارات کنند، یعنی، کلیه خیارهای قانونی را از خود سلب و ساقط نمایند. در این قسمت، قصد داریم، درباره انواع خیارات در حقوق، صحبت کنیم و به توضیح جداگانه هریک از آن ها بپردازیم که به شرح زیر می باشد:

خیار مجلس :

یکی از انواع خیارات در حقوق، خیار مجلس است که به موجب آن، هریک از طرفین، امکان بر هم زدن معامله، بلافاصله پس از انعقاد قرارداد، در مجلس و محل انعقاد قرارداد را خواهند داشت. ماده 397 قانون مدنی، در این خصوص، مقرر می دارد، : " هر یک از متبایعین، بعد از عقد، فی المجلس و مادام که متفرق نشده اند، اختیار فسخ معامله را دارند." خیار مجلس، مختص به زمانی است که طرفین قرارداد، در مجلس عقد حضور دارند؛ بنابراین، به محض خروج آن ها از مجلس انعقاد عقد، خیار مجلس، ساقط می شود و دیگر امکان اعمال آن، وجود ندارد.

خیار حیوان :

خیار حیوان، یکی دیگر از انواع خیارات در حقوق است که به موجب آن، مشتری، در بیع حیوانات، تا سه روز، اختیار فسخ و برهم زدن معامله را خواهد داشت. چراکه ممکن است، حیوان، بیماری ای داشته باشد که در زمان انعقاد معامله، واضح نبوده و مشتری، متوجه آن نشود. مطابق ماده 398 قانون مدنی: "اگر مبیع، حیوان باشد، مشتری تا سه روز از حین عقد، اختیار فسخ معامله را دارد." بر اساس این ماده، خیار حیوان، صرفا، مختص مشتری و مبنای محاسبه، سه روز از حین عقد است.

خیار تاخیر ثمن :

ماده 402 قانون مدنی، مقرر می دارد : "هر گاه مبیع، عین خارجی و یا در حکم آن بوده و برای تادیه ثمن یا تسلیم مبیع، بین متبایعین، اجلی معین نشده باشد، اگر سه روز از تاریخ بیع بگذرد و در این مدت، نه بایع مبیع را تسلیم مشتری نماید و نه مشتری، تمام ثمن را به بایع بدهد، بایع، مختار در فسخ معامله می شود." بر اساس این ماده، خیار تاخیر ثمن، در صورت تعلل مشتری، در پرداخت ثمن یا وجه معامله، آن هم در زمانی که فروشنده، هنوز مال را تسلیم نکرده است، برای فروشنده، وجود دارد. همچنین، مورد معامله، در خیار تاخیر ثمن، باید وجود خارجی داشته باشد.

خیار رویت و تخلف از وصف :

خیار رویت و تخلف از وصف، در ماده 410 قانون مدنی، پیش بینی شده است. این ماده، مقرر می دارد : " هر گاه کسی، مالی را ندیده و آن را فقط به وصف بخرد، بعد از دیدن، اگر دارای اوصافی که ذکر شده است، نباشد، مختار می شود که بیع را فسخ کند یا به همان نحو که هست، قبول نماید." بر اساس این ماده، هرگاه ما، مالی را صرفا بر اساس توصیفات فروشنده بخریم و بعد از رویت، متوجه شویم، فاقد وصف مذکور است، حق بر هم زدن معامله را خواهیم داشت.

خیار غبن :

یکی دیگر از انواع خیارات در حقوق، خیار غبن است. ماده 416 قانون مدنی مقرر می دارد: "هر یک از متعاملین که در معامله، غبن فاحش داشته باشد، بعد از علم به غبن، می تواند معامله را فسخ کند." غبن، به معنای تفاوت ارزش مورد معامله با قیمت بازار است و زمانی که تفاوت، بسیار واضح و آشکار باشد، به آن، غبن فاحش می گویند. خیار غبن، فوری است و باید به محض اطلاع از آن، اعمال شود. شایان ذکر است، این اختلاف قیمت، باید به نحوی باشد که نتوان از آن، چشم پوشی کرد.

خیار تدلیس :

خیار تدلیس، از دیگر انواع خیارات در حقوق است که ماده 439، در خصوص آن مقرر می دارد : " اگر بایع، تدلیس نموده باشد، مشتری حق فسخ بیع را خواهد داشت و همچنین است بایع، نسبت به ثمن شخصی، در صورت تدلیس مشتری." تدلیس، به معنای پنهان کردن عیب و ایجاد فریب است. نسبت دادن وصفی که در مبیع یا ثمن وجود ندارد یا مانورهای متقلبانه، می توانند، تدلیس در معامله را ایجاد کنند. با تدلیس، توسط هریک از فروشنده و مشتری و تحقق معامله بر اساس آن، برای طرف مقابل، حق فسخ ایجاد میشود. این خیار نیز خیار فوری است و به محض اطلاع باید اعمال شود.

خیار عیب :

خیار عیب، از جمله خیارات مورد پیش بینی قانون گذارمی باشد و ماده 422 قانون مدنی، در خصوص این خیار، مقرر می دارد : " اگر بعد از معامله، ظاهر شود که مبیع، معیوب بوده، مشتری، مختار است، در قبول مبیع معیوب با اخذ ارش یا فسخ معامله." بر اساس این ماده، خیار عیب، زمانی ایجاد می شود که کالای خریداری شده توسط مشتری، معیوب بوده است. در این حالت، مشتری می تواند با اعمال خیار عیب، معامله را فسخ نماید یا بدون برهم زدن معامله، اقدام به گرفتن مابالتفاوت قیمت مبیع سالم و مبیع معیوب، از فروشنده کند.

خیار شرط :

از دیگر انواع خیارات قانونی، خیار شرط است که ماده 399 قانون مدنی، در تعریف آن، مقرر می دارد : "در عقد بیع، ممکن است شرط شود که در مدت معین، برای بایع یا مشتری یا هر دو یا شخص خارجی، اختیار فسخ معامله باشد ." بر اساس این ماده، خیار شرط یا حق فسخ، به موجب توافق طرفین قرارداد، به عنوان یکی از شروط، در قرارداد، ذکر می شود و در صورتی که شرایط پیش بینی شده در شرط فسخ وجود داشته باشد، هریک از طرفین که دارنده این خیار است، می تواند با اعمال آن، اقدام به فسخ قرارداد خود کند.

خیار تبعض صفقه :

ماده 441 قانون مدنی، در خصوص خیار تبعض صفقه می باشد، این ماده مقرر می دارد: "خیار تبعض صفقه، وقتی حاصل می شود که عقد بیع، نسبت به بعض مبیع، به جهتی از جهات، باطل باشد در این صورت، مشتری حق ‌خواهد داشت، بیع را فسخ نماید یا به نسبت قسمتی که بیع واقع شده است، قبول کند و نسبت به قسمتی که بیع باطل بوده است، ثمن را استرداد کند."

بر اساس این ماده، فرد با استفاده از خیار تبعض صفقه، می تواند، بیع را فسخ کند یا به نسبت قسمتی که بیع، صحیح است، آن را قبول کرده و نسبت به قسمتی که بیع، باطل بوده، ثمن خود را پس بگیرد. به عنوان مثال، شخصی، علاوه بر سه دانگ سهم خود، سه دانگ دیگری را نیز بدون اذن او بفروشد. در این حالت، مشتری، مختار به فسخ کل معامله یا صرفا فسخ قسمت باطل معامله و پس گرفتن ثمن آن است.

برای مطالعه بیشتر درباره خیارات در حقوق و انواع آن در کانال تلگرام حقوق قراردادها و عقود عضو شوید. کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی دینا نیز آماده اند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی دینا به سوالات شما عزیزان پیرامون خیارات در حقوق و انواع آن پاسخ دهند.

سوالات متداول

1- خیار در حقوق یعنی چه؟

خیار در حقوق یعنی اجازه و اختیاری که قانون به افراد می دهد تا بتوانند معامله خود را پایان دهند که این موضوع در متن مقاله به صورت کامل توضیح داده شده است.

2- انواع خیارات کدامند؟

خیار مجلس و حیوان و تاخیر ثمن از انواع خیارات در حقوق می باشد که این موضوع در متن مقاله به صورت کامل توضیح داده شده است.

3- خیار حیوان یعنی چه؟

اگر مبیع حیوان باشد مشتری تا سه روز از حین عقد اختیار فسخ معامله را دارد که این موضوع در متن مقاله به صورت کامل توضیح داده شده است.

انواع معامله و تعریف آن ٬ معاملات برواتی ٬ قوانین انجام معاملات

معاملات تجاری عبارت است از معامله ای که به قصد انتفاع انجام گیرد حال این معاملات خود به دو دسته اصلی معاملات تجاری ذاتی و معاملات تجاری تبعی تقسیم میشوند البته خود قانون نیز دسته ای را همچون معاملات برواتی و معاملات شرکتهای سهامی نیز به حکم قانون تجاری محسوبند. *معاملات تجاری دو دسته اند : 1-معاملات ذاتاً تجاری 2- معاملات تجاری تبعی* دلال: کسی است که در مقابل اجرت واسطه انجام معامله بین دو نفر شده یا برای کسی می خواهد معاملاتی معامله به چه معناست و انواع آن معامله به چه معناست و انواع آن انجام دهد و طرف معامله را پیدا می کند. حق العمل کار:کسی است که به اسم خود و به حساب دیگری معاملاتی کرده و در مقابل اجرتی را دریافت کند عامل:کسی است که به دستور دیگری و به نام خود معامله ای انجام می دهد.در این نوشته به بیان انواع معاملات ،اعمال تجاری تبعی ،اعمال تجاری ذاتی ،تفاوت بین اعمال تجاری ذاتی و تبعی و . خواهیم پرداخت.

انواع معامله و تعریف آن ٬ معاملات برواتی ٬ قوانین انجام معاملات

این مقاله همراه با فایل صوتی منتشر شده است

حق حبس حقی است که به موجب آن در عقود معوض، هر یک از طرفین می تواند از پرداخت مالی که باید بپردازد یا انجام تعهدی که بر عهده دارد امتناع ورزد تا طرف مقابل، مالی را که باید بپردازد، پرداخت کند یا تعهدی را که بر عهده دارد، به انجام رساند.حال میخواهیم بدانیم حق حبس در معاملات چیست؟ برای مشاهده کردن جواب ٬ اینجا کلیک کنید.

تعریفی بر معاملات تجاری و انواع آن

در ابتدا لازم میدانم که تعریفی از معاملات تجاری به عمل اورده شود معاملات تجاری عبارت است از معامله ای که به قصد انتفاع انجام گیرد حال این معاملات خود به دو دسته اصلی معاملات تجاری ذاتی و معاملات تجاری تبعی تقسیم میشوند البته خود قانون نیز دسته ای را همچون معاملات برواتی و معاملات شرکتهای سهامی نیز به حکم قانون تجاری معامله به چه معناست و انواع آن محسوبند.

معاملات تجاری دو دسته اند :

1-معاملات ذاتاً تجاری

2- معاملات تجاری تبعی

بحث 1 : اعمال تجارتی ذاتی یا اصلی عبارت اند از معاملاتی که به خودی خود و صرف نظر از این که چه کسی آن را انجام می دهد تجارتی محسوب می شود اما اعمال تجارتی تبعی، به معاملاتی اطلاق می شود که خود آن ها اصولاً و ذاتاً تجارتی نیستند ولی اگر تاجر آن ها را انجام دهد، به اعتبار و به تبع تاجر بودن شخص، تجارتی محسوب می گردند.

در مورد اعمال تجارتی نوع اول موضوع معاملات باید تجارتی باشد تا شخصی که اقدام به آن می کند تاجر محسوب گردد، امّا در مورد اعمال تجارتی نوع دوم شخصی که اقدام به معاملات می کند باید تاجر باشد تا معاملات او تجارتی محسوب گردد ، در غیر این صورت این گونه معاملات تجارتی محسوب نمی گردد.

خلاصه ی کلام این که در معاملات تجارتی ذاتی ما از معاملات تجارتی پی به تاجر بودن تاجر می بریم ، امّا در مورد معاملات تجارتی تبعی بر عکس از خصیصه ی تاجر بودن شخص معامله گر به تجارتی بودن معاملات او پی می بریم. به همین دلیل برای تشخیص تاجر و معاملات تجارتی دو مفهوم مغایر وجود دارد : مفهوم موضوعی و مفهوم شخصی

معاملات ذاتا تجارتی طبق ماده ی2 قانون تجارت از قرار ذیل است :

1-: خرید یا تحصیل هر نوع مال منقول به قصد فروش یا اجاره اعم از این که تصرفاتی در آن شده یا نشده باشد.

الف-این بند از ماده 232 قانون تجارت فرانسه اقتباس شده است

ب-منظور از خرید پرداخت نقدی است

ج- خرید یا تحصیل : اگر چه خرید از نظر روابط اجتماعی امر مشخصی است و نیاز به تعریف ندارد .مع ذالک می توانیم بگوییم که خرید عبارت است از مبادله ی یک کالا در مقابل یک عوض معین به قصد تملیک. این عوض معین ممکن است پول یا کالای دیگری باشد. تحصیل عبارت است از به دست آوردن کالایی غیر از طریق خریدن مثل صید ماهی و مروارید از دریا، استخراج فلزات از معادن، جمع آوری چوب و میوه های جنگلی از جنگل ها و از این قبیل.

د- منظور از ذکر عبارت به قصد تملیک این است هر یک از طرفین هدفشان از مبادله ی کالا مالک گرداندن دیگری نسبت به کالای تحویلی به اوست نه به عنوان امانت، عاریه و از این قبیل.

انواع معامله و تعریف آن ٬ معاملات برواتی ٬ قوانین انجام معاملات

ایا نیازمند دانستن معنی حقوقی و حقیقی تاجر هستید؟ آیا میخواهید بدانید تاجر به کی میگن؟ اینجا کلیک کنید.

تعریف عبارت تصدی یا مال منقول در قانون

ه-فقط معامله مال منقول تجارتی میباشد. از مفهوم مخالف این جمله و یا عنایت به ماده 5(قانون تجارت)معاملات غیر منقول تجارتی محسوب نمی شود. حتی در شرکت های تجارتی به استثنای شرکت سهامی عام وخاص یابه استثنای ماده2 (لایحه اصلاحی قانون تجارت) که عملیات غیر بازرگانی تجاری محسوب می شود. قصد فروش یا اجاره یکی دیگر از شرایط تجارتی بودن می باشد

و-تحصیل مال از طریق ارث، صلح، یا هبه، چنان که بعضی از نویسندگان حقوق تجارت گمان کرده اند مشمول عنوان تحصیل مال مورد نظر قاون نمی شود زیرا اولاً به دست آوردن این گونه اموال به اراده ی شخص نیست در حالی که امور تجاری مستلزم اراده بر امر تجارت است. ثانیاً تحصیل این اموال، به دلیل غیرارادی بودن ، اصلاً به قصد فروش نیست ، ثالثاً به فرض این که صاحب مال بخواهد آن ها را بفروشد این گونه امور اتفاقی و تصادفی است و خصیصه ی اصلی تجاری بودن یعنی به صورت شغل معمولی را دارا نیستند. منظور از تحصیل مال منقول به قصد فروش این است که شخص نوعاً و معمولاً به عنوان یک شغل ، اشتغال به تحصیل و فروش کالای منقول داشته باشد.

طبق ماده ی 19 قانون مدنی: اموال منقول عبارت است از اموالی که نقل آن از محلی به محل دیگر ممکن باشد بدون این که به خود یا محل آن خرابی وارد آید و طبق ماده ی 12 همان قانون مال غیرمنقول آن است که از محلی به محل دیگر نتوان نقل نمود اعم از این که استقرار آن ذاتی باشد و یا به واسطه ی عمل انسان به نحوی که نقل آن مستلزم خرابی یا نقص خود مال یا محلّ آن شود

ک-خرید یا تحصیل هر نوع مال منقول عمل تجارتی ذاتی محسوب می گردد. بنابراین خرید یا تحصیل اموال غیرمنقول تجارتی محسوب نشده و مشمول این بند از قانون تجارت نیست زیرا :

اولاً ) خرید اموال غیرمنقول اصولاً و معمولاً برای فروش نیست بلکه برای استفاده ی شخصی است.

ثانیاً ) خرید و فروش اموال غیرمنقول مستلزم تشریفات و ضوابطی است که نقل و انتقال آن را خیلی کند می کند مثل ثبت در دفتر اسناد رسمی، استعلام از اداره ی ثبت، اخذ پایان کار از شهرداری، که با دو خصیصه ی اصلی تجارت یعنی سرعت و تکرار عملیات تجارتی منافات دارد.

ثالثا ً) به دلالت ماده ی 4 قانون تجارت معاملات غیرمنقول به هیچ وجه تجارتی محسوب نمی گردد

2- : تصدی به حمل و نقل از راه خشکی یا آب و هوا به هر نحوی که باشد.

الف-منظور از تصدی تکرا عمل تجاری است به گونه ای که شغل معمول فرد واقع شود نه اینکه صرف یکبار دریا رفتن و صید ماهی فرد تاجر محسوب نمیشود

ب-مقصود از کلمه ی به هر نحوی یعنی حمل و نقل ممکن است از راه خشکی دریایی و یا هوایی باشد

در زمانی که هر کس کوشش داشت در بیشتر زمینه های زندگی خودکفا باشد و هنوز تجارت به وسعت امروزی وجود نداشت، تجّار شخصاً کالای خود را از محلی به محل دیگر حمل می کردند و خود نیز آن را به فروش می رسانیدند.

انواع عقود

انواع عقود

عقود جمع عقد بوده و به معنی توافق قانونی قابل استناد می باشد. عقد معامله به چه معناست و انواع آن در واقع عبارت است از اینکه یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر، طی قراردادی در امری که مورد قبول آنها باشد، تعهد نمایند. در این مطلب بصورت اختصاصی به موضوع انواع عقود خواهیم پرداخت.

انواع عقود رسمی در قانون ایران

  • لازم
  • جایز
  • خیاری
  • منجز
  • معلق
  • معوض
  • غیرمعوض(مجانی)
  • رضایی
  • تشریفاتی
  • عینی
  • معین
  • غیر معین
  • تملیکی
  • عهدی
  • الحاقی
  • با اراده و مذاکرات آزاد
  • مستمر
  • فوری
  • مغابنی
  • تسامحی
  • جمعی
  • فردی
  • مشروط
  • مطلق

تعریف خلاصه انواع عقود

عقد لازم : قراردادی است که در آن هیچ یک از طرفین عقد، حق فسخ قرارداد را ندارند. مثال: خرید و فروش(بیع)

عقد جایز : قراردادی است که در آن برعکس عقد لازم، هر یک از طرفین عقد می توانند هر زمان که مایل بودند قرارداد را فسخ کنند. مثال: قرارداد وکالت

عقد خیاری : قراردادی است که در آن برای هر دو طرف عقد یا یکی از آنها و یا حتی برای شخص ثالث، اختیار فسخ قرارداد وجود دارد. مثال: فرض کنید شما به عنوان فروشنده خودرو، خودرویی را به شخصی بفروشید و طبق قرارداد، اختیار فسخ معامله تا مثلا 2 ماه دیگر را به خریدار بدهید. بنابراین خریدار می تواند تا پایان مدت مشخص شده در صورت تمایل، قرارداد را فسخ نماید.

عقد منجز : قراردادی است که اجرای آن منوط به هیچ قید و شرطی نیست. هم چنین اثر این عقد فوری است. بدین معنا که بعد از بستن قرارداد، قرارداد بسته شده مانند سندی است که مالکیت از یک شخص به شخص دیگر انتقال می یابد و اعتبار آن نیازمند هیچ شرط و شروط و یا گذشت زمان نیست. مثال: قرارداد خرید و فروش ملک

عقد معلق : قراردادی است که برخلاف عقد منجز، مشروط است. بدین معنا که عمل به تعهد ذکر شده در عقد، منوط به تحقق شرط ذکر شده در قرارداد است. مثال: فرض کنید شخصی به یک دختر می گوید که خانه ای را به نام تو می زنم به شرط اینکه با من ازدواج کنی.

عقد معوض : قراردادی است که در آن، هر یک از طرفین عقد؛ در ازای چیزی که می دهد، چیز دیگری می گیرد. آن چیز می تواند دارایی و مال و ثروت باشد یا می تواند تعهدی باشد که طرفین معامله به هم می دهند. مثال: خرید و فروش

عقد مجانی : قراردادی است که در آن، انتقال مال و دارایی و یا عمل به تعهد مذکور در قرارداد از جانب یکی از طرفین عقد و به نفع طرف دیگر عقد است. در واقع یک شخص در مقابل مال یا تعهدی که به یک شخص دیگر می دهد هیچ چیز از او دریافت نمی کند. در این قرارداد طرفین به دنبال سود نیستند. مثال: هبه

عقد رضایی : قراردادی است که بدون هیچ اقدام و تشریفات خاصی صورت می گیرد. صرفا توافق و رضایت طرفین معامله بر اجرای عقد کافی است. مثال: تنها در قبال خرید اجناس از مغازه با پرداخت وجه جنس، معامله انجام می شود.

عقد تشریفاتی : قراردادی است که برخلاف عقد رضایی، علاوه بر توافق و رضایت طرفین معامله، بستن قراردادی رسمی و قانونی بین طرفین معامله الزامی است. در واقع این نوع عقد، نیازمند تشریفات خاصی است که رعایت آنها ضروری است. مثال: خرید و فروش اموال غیر منقول(اموالی که نتوان آن را از جایی به جای دیگر انتقال داد. برای مثال املاک)

عقد عینی : قراردادی است که صحت آن، مشروط به انجام موارد ذکر شده در قرارداد است. در واقع علاوه بر توافق طرفین قرارداد، باید به مورد قرارداد عمل شود تا عقد تحقق یابد. مثال: هبه، رهن

عقد معین : قراردادی است که انواع مختلفی معامله به چه معناست و انواع آن دارد، که هر کدام از آنها عنوان مشخصی دارد و در قانون مدنی، قوانین معینی برای هر کدام از آنها، مقرر شده است.

انواع عقد معین

عقود معین یکی از اصلی ترین مباحث عقود است که در زیر به اسامی آنها اشاره می کنی:

  • بیع : قراردادی است که به موجب آن، شخصی، مالی(کالا) را در ازای مال دیگر(پول)، به شخص دیگری واگذار می کند.
  • اجاره : قراردادی است که به موجب آن، مستاجر در برابر مالی که به موجر می دهد؛ برای مدت معین، مالک منافع عین مستاجره می شود.
  • رهن : قراردادی است که به موجب آن، مدیون؛ مالی را برای وثیقه به داین می دهد.
  • مزارعه : قراردادی است که به موجب آن، یکی از طرفین عقد، در زمین طرف دیگر عقد، به زراعت می پردازد و محصول یا سود حاصله، طبق توافق منعقد شده در قرارداد، بین آنها تقسیم می شود.
  • مضاربه : قراردادی است که به موجب آن، یک شخص(عامل یا مضروب)، با سرمایه طرف دیگر قرارداد(مالک)، به تجارت پرداخته و سود حاصل از تجارت، طبق توافق منعقد شده در قرارداد، بین آنها تقسیم می شود.
  • جعاله : قراردادی است که به موجب آن، شخصی در برابر دریافت اجرت یا پاداش، ملزوم به انجام کاری مشخص و منعقد شده در قرارداد، می شود.
  • شرکت : قراردادی است که بین مالکان متعدد یک شی واحد، بسته می شود؛ به منظور اداره اموال به شیوه خاص و توسط اشخاص معین. هم چنین به منظور تقسیم سود و زیان، بین شریکان.
  • قرض : نوعی داد و ستد بین افراد، در هنگام نیاز مالی، است. تا بتوانند با قرض گرفتن از اشخاص دیگر، نیاز خود را تامین کنند و در فرصت تعیین شده، قرض خود را به صاحب پول، پس بدهند.
  • وکالت : قراردادی است که به موجب آن، یک شخص، شخص دیگری را برای انجام امور خود، نائب و وکیل می کند.
  • ضمان(ضمانت) : قراردادی است که به موجب آن، شخصی عهده دار مالی می شود که بر ذمه شخصی دیگر است. با شرط تعهد به پرداختن بدهی صاحب مال.
  • حواله : قراردادی است که به موجب آن، طلب یک شخص، از ذمه مدیون به ذمه شخص ثالث، منتقل می گردد.
  • صلح : قراردادی است که به موجب آن، طرفین عقد، به دعوا و مرافعه بین خود، پایان می بخشند.
  • بیمه : قراردادی است که به موجب آن، بیمه گر تعهد می دهد که تحت شرایط معینی، در صورت بروز حوادث، ضرر و زیان مالی وارده بر بیمه شده را جبران نماید.
  • هبه : قراردادی است که به موجب آن، یک نفر، مالی را به صورت رایگان، به شخص دیگری معامله به چه معناست و انواع آن تملیک می کند.
  • ودیعه : قراردادی است که به موجب آن، یک نفر مال خود را، به شخص دیگری می سپارد تا آن را رایگان نگه دارد.

عقد غیر معین : قراردادی است که در قانون مدنی عنوان و قوانین خاصی برای آن موجود نیست. طبق ماده 10 قانون مدنی، قراردادهایی که برحسب شرایط و توافقات طرفین قرارداد، بسته می شود؛ مشمول عقد غیر معین است. مثال: قراردادی که یک شخص در موسسه آموزشی خود، برای تدریس منعقد می کند.

عقد تملیکی : قراردادی است که به موجب آن، مالکیت مالی از یک شخص به شخص دیگر منتقل می شود. مثال: عقد بیع، که مالکیت از فروشنده به خریدار منتقل می شود. هم چنین انتقال مالکیت منفعت از شخصی به شخص دیگر نیز، عقد تملیکی محسوب می شود.

عقد عهدی : قراردادی است که در آن، یک طرف متعهد به انجام یک کار، یا دادن چیزی به طرف دیگر قرارداد می شود. مثال: فرض کنید یک مهندس ساختمان به شخصی، تعهد دهد که خانه ای برای وی خواهد ساخت و تحویل خواهد داد. نکته: هرگاه در عقد عهدی، برای هر دو طرف قرارداد، تعهد ایجاد شود؛ به آن عقد تعاهدی گویند.

عقد الحاقی : قراردادی است که توسط عرضه کننده کالا یا خدمات، به مصرف کننده ارائه می شود. بدین صورت که در این نوع قرارداد، فروشنده تمام شروط و مفاد قرارداد را خودش انشا می کند و مسلما به نفع خود خواهد بود. در این بین، فرد مصرف کننده برای دستیابی به کالا یا خدمات مورد نظرش مجبور به قبول قرارداد است. در غیر اینصورت، مصرف کننده مجبور به چشم پوشی از داشتن کالا و خدمات مورد نظر خود خواهد بود. مثال: برای خرید انشعاب آب از شرکت مربوطه، مجبور به امضای قرارداد از پیش منعقد شده توسط شرکت آب هستیم.

عقد با اراده آزاد : قراردادی است که برخلاف عقد الحاقی، طرفین می توانند آزادانه، مذاکره کرده و شرایط عقد را طبق رضایت هر دو طرف، تنظیم کنند.

عقد مستمر : قراردادی است که در آن، زمان مشخصی برای اجرای تعهدات، تعیین می شود و بایستی در طول مدت تعیین شده، موضوع معامله انجام شود. مثال: عقد نکاح

عقد فوری یا آنی : قراردادی است که در آن اثر عقد در لحظه ای که قرارداد بین طرفین بسته می شود، مشاهده می شود و تعهدات طرفین، پس از عقد به زمان وابسته نیست. مثال: عقد معاوضه، بیع، صلح

عقد مغابنی : قراردادی است که در آن، هدف و انگیزه طرفین قرارداد، دستیابی به سود بیشتر با بهره گیری از هوش خود و چانه زنی است. مثال: خرید و فروش اجناس یا املاک

  • مسئله مغبون شدن(زیانکار شدن)، در این نوع عقد بررسی می شود.
  • مسلما اصطلاح خیار غبن به گوشتان رسیده است. منظور از خیار غبن، اختیاری است که به افراد داده می شود تا در صورت مغبون شدن در معامله، بتوانند قرارداد را فسخ کنند.

عقد تسامحی : قراردادی است که برعکس عقد مغابنی، مبتنی بر گذشت است و سود و زیان در معامله، برای طرفین، مهم نیست. مثل: صلح

عقد جمعی : قراردادی است که در آن طرفین عقد، گروه ها و یا شرکا هستند. انعقاد این قرارداد، مستلزم رضایت تمامی اعضای گروه نیست و نظر اکثریت اعضا کافی است. مثال: تصویب لایحه قانونی در مجلس با موافقت اکثریت اعضای مجلس

عقد فردی : قراردادی است که برخلاف عقد جمعی، به صورت فرادی است. در واقع عقودی که هر شخص به صورت روزمره و فردی با خودش می بندد. مثال: فرض کنید فرد خلافکار با خودش عهد کند که دیگر سراغ خلاف نرود.

عقد مشروط : قراردادی است که در آن، شرط و شروطی از سوی طرفین عقد، در قرارداد منعقد می شود. مثال: فرض کنید در معامله خرید و فروش ملک، شرط می شود که اگر خریدار قادر به تسویه حساب مبلغ تمام و کمال ملک، تا تاریخ مورد توافق در قرارداد، نشود؛ معامله فسخ شده و خریدار بایستی مبلغی را به عنوان خسارت به فروشنده بپردازد.

عقد مطلق یا ساده : قراردادی است که هیچ شرطی در آن نباشد. مثال: انحلال عقد

انحلال یک عقد به سه شکل ممکن است اتفاق بیفتد:

  • فسخ؛ به حق برهم زدن عقد، فسخ می‌گویند که تنها با خواست یکی از طرفین عقد انجام می‌گیرد، یعنی برای فسخ عقد نیاز به توافق دو طرف قرارداد، نداریم
  • اقاله یا تفاسخ، افرادی که عقد را منعقد کرده‌اند با هم توافق می‌کنند و عقد را برهم می‌زنند. در اقاله حتما باید همان افرادی که عقد را انشا نموده‌اند عقد را بر هم زنند، بنابراین در صورت فوت یکی از طرفین معامله، امکان اقاله از جانب طرف دیگر با وراث متوفی از بین می‌رود.
  • انفساخ، انحلال عقد بدون اراده‌ی طرفین معامله و به حکم قانون است و صرفا در مواردی که قانون معین نموده است عقد منحل یا منفسخ می‌شود، همانند مواقعی که با فوت یا جنون یکی از طرفین به حکم قانون منفسخ می‌شوند.

جمع بندی و نتیجه گیری انواع عقود

باید بدانیم که تقسیم بندی انواع عقود، در کتاب قانون مدنی، به صورت زیر است:
ماده ۱۸۵: عقد لازم
ماده ۱۸۶: عقد جایز
ماده ۱۸۸: عقد خیاری
ماده ۱۸۹: عقد منجز و معلق
اما از دید متخصصین حقوق، عقود به انواعی که در بالا ذکر شد، تقسیم بندی می شوند. البته شباهت هایی نیز بین بعضی از آنها وجود دارد. برای آشنایی بیشتر با انواع عقود و در صورت نیاز به مشاوره در ارتباط با این موضوع، می توانید با شماره 09120708310 حاصل فرمائید.

معنی خیارات قانونی و انواع آن در معاملات تجاری

خیارات قانونی به چه معناست

در تمامی معاملاتی که اساس و بنیان تجارت را تشکیل می­‌دهند، طرفین در مقابل یکدیگر تعهداتی را می‌­پذیرند که باید به‌درستی اجرا شود. در همین راستا قانونگذار ضمانت اجراهایی را برای انجام صحیح این معاملات در نظر گرفته است یا به‌عبارتی برای طرفین راه فراری قائل شده است تا هیچ کدام از آن­ها مغبون واقع نشود و در صورت سرپیچی یکی از طرفین از تعهدات خود، مجبور به قبول معامله و ادامه‌ی آن نشود. همراه ما باشید، می‌خواهیم شما را با مفهوم خیارات و انواع آن بیشتر آشنا کنیم.

حتما بخوانید:

خیارات چیست؟

اختیاراتی را که قانونگذار برای برهم زدن معاملات و در نتیجه بهبود شرایط آن برای متعاملین (طرفین معامله) بیان کرده است «خیارات» می‌نامند. این خیارات شامل: خیار مجلس، حیوان، تأخیر ثمن، رؤیت و تخلف از وصف، غَبن، عیب، تدلیس، تبعض صفقه، و خیار تخلف از شرط می‌­شود.

متعاملین می­‌توانند تمام یا بعضی از این خیارات را در هنگام انعقاد قرارداد از خود سلب کنند اما اگر سلب نکنند و همچنان باقی باشد هریک از آنها پس از فوتِ دارنده‌ی خیار به وراث او منتقل می‌شود مگر اینکه در ضمن معامله شرط شده باشد که اگر موجبی برای فسخ معامله پیش آمد، دیگری اختیار فسخ آن را داشته باشد که در این صورت به وراث وی منتقل نخواهد شد. در ادامه توضیحات مختصری پیرامون هر کدام از خیارات بیان کرده‌ایم.

انواع خیارات

۱. خیار مجلس

هریک از متعاملین بعد از انعقاد معامله تا زمانی که متفرق نشده‌­اند، این اختیار را دارند تا معامله را به هر دلیلی که مایل باشند، فسخ کنند.

۲. خیار حیوان

این خیار تنها برای مشتری در نظر گرفته شده است. زمانی که جنس فروخته‌شده یا مبیع، حیوان باشد تا سه روز پس از معامله، خریدار می‌­تواند معامله را فسخ کند و حیوان را به فروشنده پس بدهد و ثمن معامله را بگیرد.

۳. خیار تأخیر ثمن

زمانی برای طرفین ایجاد می­‌شود که جنس فروخته شده یا مبیع، جنس خارجی مانند اتومبیل بوده و زمان پرداخت ثمن معامله و تسلیم مبیع موکول به زمان آینده نشده و حال باشد که در این صورت اگر سه روز از تاریخ معامله بگذرد و هیچ کدام از طرفینِ معامله به تعهد خود برای پرداخت ثمن یا تسلیم مبیع عمل نکنند، تنها فروشنده می‌­تواند معامله را فسخ کند. ولی در حالتی که فروشنده به هر طریقی ثمن معامله را مطالبه کند یا مشتری قصد پرداخت ثمن را داشته باشد اما فروشنده از دریافت آن خودداری کند، انگار از حق فسخ خود صرف‌نظر کرده است و به معامله پایدار است. خیار مجلس، حیوان و تأخیر ثمن صرفا در عقد بیع قابلیت اجرا دارد و در سایر انواع عقود جاری نمی­‌شود.

۴. خیار رؤیت و تخلف از وصف

گاهی اشخاص مالی را در صورتی که ندیده‌­اند یا در سابق دیده­‌اند و صرفا بر اساس اوصافی که از آن گفته شده است، خریداری می‌کنند. حال اگر بعد از مشاهده، آن مال دارای اوصاف ذکر شده نباشد، می‌­توانند یا معامله را به‌همان صورت که بوده قبول کنند یا فورا آن را فسخ معامله به چه معناست و انواع آن کنند. این نوع خیار گاهی می‌­تواند برای فروشنده نیز ایجاد گردد؛ مانند اینکه فروشنده مالی را که می‌­فروشد، ندیده باشد و بعدا متوجه شود مالی را که فروخته، فاقد اوصاف ذکرشده است که در این صورت تنها فروشنده حق فسخ خواهد داشت. در اصل این نوع خیار تنها برای طرفی است که بدون رؤیت مال اقدام به خرید یا فروش آن کرده باشد.

نکته‌ی قابل ذکر این است که اگر قسمتی از مال مطابق اوصاف ذکر شده بوده اما قسمتی دیگر مطابقت نداشته باشد، فروشنده یا مشتری نمی‌تواند معامله را تقسیم کرده و قسمتی را فسخ کند و باید یا تمام معامله را قبول کرده یا تمام آن را فسخ کند.

۵. خیار غبن

غبن در لغت‌نامه‌ی معین به معنای «ضرر و زیان وارد کردن بر کسی در معامله» است و زمانی برای طرفین ایجاد می­‌شود که قیمت زائدی بر ارزش اقتصادی مال برای آن تعیین شود و طرف مقابل قرارداد به ارزش واقعی مال جاهل باشد و جهل او جهل مرکب بوده، به این معنا که نداند که قیمت مال را نمی‌داند. زیرا اگر بداند که قیمت مال را نمی­‌داند، خیار غبن برای وی ایجاد نخواهد شد. حتی در صورتی که غابن (کسی که طرف خود را مغبون کرده است) تفاوت قیمت را به مغبون بدهد، خیار ایجاد شده از بین نمی‌­رود مگر اینکه معامله به چه معناست و انواع آن شخص مغبون به این معامله راضی شود.

۶. خیار عیب

اگر بعد از انجام معامله مشخص شود که جنس فروخته‌شده در هنگام انعقاد قرارداد معیوب بوده، مشتری دو راه دارد که فوری باید اقدام کند:

  1. معامله را فسخ کند؛
  2. جنس را به همان صورت بپذیرد و تنها تفاوت قیمت جنس سالم و معیوب را که اصطلاحا «ارش» گفته می­‌شود، از فروشنده دریافت کند.

خیارات قانونی به چه معناست

عیبی موجد حق فسخ می­‌شود که مخفی بوده باشد و تفاوتی نمی‌­کند که آن عیب واقعا مستور بوده یا اینکه ظاهر بوده اما خریدار متوجه آن نشده باشد. حتی اگر عیب بعد از انعقاد معامله و قبل از تسلیم جنس به مشتری، در مبیع حادث شود، مانند عیب سابق بوده و برای مشتری خیار فسخ ایجاد می‌­کند.

در مواقع زیر، مشتری نمی­‌تواند معامله را فسخ کند و تنها می‌­تواند ارش بگیرد:

  1. اگر جنس معیوب در دست مشتری تلف شود یا وی آن را به دیگری منتقل کند؛
  2. اگر در جنس فروخته‌شده تغییری ایجاد شود اعم از اینکه تغییر توسط مشتری حاصل شده باشد یا دیگری؛
  3. اگر بعد از تسلیم جنس فروخته‌شده، عیب دیگری در آن حادث شود به شرطی که آن عیب ایجاد شده در نتیجه‌ی عیب سابقی که در مبیع بوده، نباشد؛
  4. اگر فروشنده مسئولیت تمامی عیوب یا عیب خاصی در مبیع را از خود سلب کرده باشد و در هنگام انعقاد قرارداد بری شدن ذمه‌ی خود را ذکر کند، در صورت بروز هرگونه عیبی، مشتری حق رجوع به فروشنده را نخواهد داشت.

۷. خیار تدلیس

تدلیس به معنای فریفتن است و زمانی برای طرفین ایجاد می‌­شود که شخص مقابل با عملیاتی وی را برای انجام معامله فریب بدهد. مانند اینکه در عقد نکاح، مردی با تحصیلات دیپلمه خود را مهندسی دارای مدرک کارشناسی ارشد معرفی کند و با این روش طرف معامله به چه معناست و انواع آن مقابل خود را فریب دهد. در خیار تدلیس نیز مانند خیار عیب و غبن و رؤیت، پس از آگاهی، فورا باید اقدام شود.

۸. خیار تبعّض صَفقه

تبعض صفقه نیز در معنای پاره‌پاره شدن آمده است. با این توضیح که گاهی ممکن است قرارداد نسبت به قسمتی از مال فروخته شده، به علتی باطل باشد، در این حالت مشتری حق خواهد داشت یا کل معامله را فسخ کند یا قسمتی از مال که معامله راجع به آن صحیحا واقع شده را قبول کرده و معامله مربوط به قسمت دیگر را فسخ کند. مانند زمانی که مقدار ده تن گندم معین و معلوم به شخصی فروخته می­‌شود، در حالی که دو تن از گندم فروخته شده، موجود نباشد، در این صورت معامله تقسیم یا پاره پاره می­‌شود که می­‌تواند برای خریدار خیار تبعض صفقه را در پی داشته باشد.

۹. خیار شرط

گاهی در ضمن قراردادهایی که منعقد می‌­گردد، شروطی نیز ذکر می­‌شود. این شروط انواعی دارد؛ ازجمله‌ی آن شرط صفت است که مربوط به کمیت و کیفیت مورد معامله است. مانند اینکه فردی به شرط طلا بودن انگشتری آن را خریداری می‌­کند. حال اگر شرط ذکر شده رعایت نگردد، کسی که شرط به نفع اوست (مشروط‌له) می‌­تواند معامله را فسخ کند.

نوع دیگری از شروط، شرط فعل نامیده می‌­شود و آن زمانی است که در ضمن قرارداد کسی ملتزم به انجام کار یا ترک آن شده باشد. مانند آنکه در هنگام خرید خانه‌­ای شرط شود که فروشنده خانه را نقاشی کند، حال اگر فروشنده به شرط عمل نکند، خریدار در ابتدا باید وی را اجبار به انجام شرط کند و اگر پاسخی حاصل نشد و همچنین انجام آن شرط توسط دیگران با هزینه‌ی فروشنده یا کسی که باید آن شرط را انجام دهد، مقدور نبود، برای خریدار یا کسی که شرط به نفع وی بوده است، حق فسخ ایجاد خواهد شد.

نکته‌ی پایانی

فسخ معامله با هر لفظ یا فعلی که دلالت بر فسخ کند، حاصل می­‌شود و همچنین در صورتی که هر دو طرف معامله، خیار فسخ به هر عنوانی که در بالا ذکر شد، داشته باشند، اگر یکی از آن­ها به معامله راضی بوده و دیگری فسخ کند، معامله از بین خواهد رفت زیرا فسخ معامله اولویت دارد.

ثمن معامله چیست؟

ثمن معامله چیست؟

قراردادها

ثمن معامله در لغت به معنای بها و نرخ است و در حقوق منظور همان پولی است که بابت فروش مال بدست می‌آوریم. زمانی که فردی مالی را در معرض فروش قرار می‌دهد، مقدار پولی را که از نظر ارزش با مال برابر است را مشخص می‌کند که در اثر فروش مال دریافت کند. مقاله زیر در رابطه با ثمن معامله و سوالاتی که در این رابطه ممکن معامله به چه معناست و انواع آن است برای شما به وجود آید، می‌باشد. پس امیدواریم در این مقاله با ما همراه شوید و اطلاعات خود را در این رابطه بالا ببرید.

منظور از ثمن معامله در مبایعه‌ نامه چیست؟

در ابتدا به تعریف مبایعه ‌نامه می‌پردازیم، مبایعه ‌نامه همان قراردادی است که در آن اموال منقول و غیر منقول نیز به فروش می‌رسد. اصطلاحا به این گونه خرید و فروش بیع می‌گویند.

باید گفت که بیع یک عقد معاوضی تلقی می‌شود. یعنی در قبال مالی که معامله می‌شود، عوض دریافت می‌شود. منظور از عوض همان پول است که عوض (پول) و معوض (مال معامله شده) از لحاظ ارزش برابر هستند. در کلیه قراردادهای خرید و فروش یا همان مبایعه‌نامه قسمتی مربوط به مابه‌ازای ریالی مال فوق است که تعیین کننده مقدار پولی است که خریدار باید به فروشنده در ازای انتقال مال پرداخت کند.

بیشتر بخوانید: وکیل ملکی چه کمکی به شما میکند؟

ثمن معامله چقدر است؟

برابر با مقدار ارزش مال مورد معامله است.

نحوه پرداخت ثمن معامله به چه صورت است؟

زمانی که قراردادی بین دو نفر برای خرید و فروش مالی صورت می‌گیرد، خریدار باید بهای مال مورد معامله را به شخص فروشنده پرداخت کند. به این خرید و فروش نقدی اصطلاحا می‌گویند، ثمن معامله حال است. اما گاهی ممکن است که هر دو طرف زمان مشخصی را برای پرداخت پول معین کنند و یا خریدار تحت شرایط خاصی پول را پرداخت کند. مانند خرید و فروش به شکل اقساطی، که چک به عنوان ثمن معامله پرداخت می‌شود که در این مواقع فروشنده باید تا زمان تعیین شده منتظر حلول اجل و سررسید اقساط صبر کند و قبل از آن حق مطالبه پول خود را ندارد. به همین دلیل نحوه پرداخت پول به صورت نقدی، موجل و اقساطی است.

چه کسی می‌تواند پرداخت ثمن معامله را اثبات کند؟

راههای اثبات پرداخت ثمن معامله:

همانطور که می‌دانیم هنگامی که معامله‌ای صورت می‌گیرد، خریدار باید وجهی را بابت خرید به فروشنده پرداخت کند. زمانی که بین خریدار و فروشنده به خاطر پرداخت یا عدم پرداخت ثمن معامله مشکلی به وجود آید، خریدار باید اثبات کند که پول را پرداخت کرده است و رسیدی از فروشنده بابت پرداخت وجه دریافت کرده است یا اینکه وجه قرارداد را به حساب فروشنده واریز کرده است و یا در حضور شخصی به عنوان شاهد، مبلغ را نقدی پرداخت کرده است. باید بدانید که طبق قانون، اصل بر عدم پرداخت وجه است و اگر خریدار نتوانست اثبات کند، باید کل مبلغ را به فروشنده پرداخت کند.

اگر فروشنده اقرار کند که ثمن معامله را دریافت کرده است ولی در واقع چیزی دریافت نکرده باشد، در این هنگام فروشنده باید ثابت کند که برخلاف مندرجات ذکر شده در قرارداد و همچنین اقرار خود در قرارداد، پولی بابت فروش مال خود دریافت نکرده است. و اگرنه در غیر این صورت حق ندارد پول خود را مطالبه کند و این کار امری دشوار است.

در صورت پرداخت نکردن ثمن معامله چه پیش می‌آید؟

عدم دریافت ثمن معامله:

همانطور که می‌دانیم در هر معامله و قراردادی برای هر کدام از طرفین تعهداتی وجود دارد که ملزم به اجرای آن تعهدات هستند. اگر بین طرفین شخصی ثمن معامله را پرداخت نکرده باشد و یا در ایفای تعهدات خود کوتاهی کند و تعهدات خود را انجام ندهد، متعهدله حق دارد طرف مقابل را به اجرای تعهداتش ملزم کند. اگر

طبق مطالب بالا اگر خریدار مبلغی را بابت خرید به فروشنده پرداخت نکرده باشد، فروشنده می‌تواند به دادگاه حقوقی مراجعه کند و سپس برای مطالبه وجه، دادخواستی را ارائه کند و خریدار را به اجرای تعهدات خود مبنی بر پرداخت وجه ملزم کند.

باید توجه داشت که در قرارداد بین خریدار و فروشنده، برخی تعهدات مانند تنظیم سند رسمی، تحویل مبیع و … مربوط به فروشنده است و اگر این تعهدات منوط به پرداخت وجه قرارداد باشد، فروشنده می‌تواند تا زمانی که پول قرارداد را دریافت نکرده است، از انجام این تعهدات خودداری کند.

همچنین در برخی معاملات اگر خریدار وجه قرارداد را پرداخت نکند، فروشنده، حق فسخ معامله را دارد. در این مواقع فروشنده می‌تواند به صورت یک طرفه قرارداد را فسخ کند. برای اینکار فقط کافیست که مراتب فسخ را به خریدار اعلام کند، که این کار از طریق ارسال اظهارنامه صورت می‌گیرد. بعد از آن باید یک دادخواست با عنوان تایید فسخ قرارداد به دادگاه ارائه کند.

بنابراین می‌توان گفت که اگر خریدار پولی بابت معامله پرداخت نکند، یعنی همان عدم پرداخت ثمن معامله، در این صورت دعاوی حقوقی زیادی مانند مطالبه وجه، همچنین الزام به ایفای تعهدات در قرارداد و گاهی مواقع نیز منجر به انحلال قرارداد می‌شود.

عدم ذکر ثمن معامله: یا عدم قید ثمن معامله:

اگر در معامله مقدار ثمن معامله ذکر نشده باشد ولی دو طرف از مقدار آن باخبر باشند، خللی در آن معامله ایجاد نمی‌شود. چون در معامله ملاک، اطلاع داشتن دو طرف از مقدار ثمن معامله است نه ذکر آن.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا