دوره جامع بورس

شمع های ژاپنی

الگوی رسوخ گر

سایه شمع ها

سایه شمع ها: پرایس اکشن یکی از بهترین روش ها برای شناسایی نقطه ورود و خروج است. برای درک پرایس اکشن، باید در ابتدا اطلاعات کاملی از شمع های ژاپنی داشته باشیم.

بسیاری از معامله گران، سایه های شمع ها را نادیده میگیرند. در صورتی که سایه شمع ها هم به اندازه قیمت باز و پایانی و بدنه شمع ها اهمیت دارد.

در این مقاله، ابتدا مباحث پایه ای در شمع ها را بررسی میکنیم. همچنین بررسی میکنیم که چرا سایه شمع ها بخش مهمی از پرایس اکشن است.

برای دانلود دوره صفر تا صد فارکس کلیک کنید.

چگونه چارت شمعی را بخوانیم؟

در مثال زیر، قیمت باز، قیمت پایانی و سایه شمع ها نشان داده شده است.

1 - سایه شمع ها

همانطور که در شکل میبینید، سایه شمع ها هم به اندازه بدنه شمع ها اهمیت دارد.

در اینجا میبینیم که سایه ها، سطوح حمایت و مقاوت را به ما نشان میدهند. یعنی سطوحی را به ما نشان میدهند که بازار در حال برگشت است.

شمع هایی که سایه بلندی دارند، نقشی مهمی در پرایس اکشن ایفا میکنند. مثل دوجی، ستاره صبحگاهی، ستاره عصرگاهی، چکش، شوتینگ استار و غیره.

این شمع ها براحتی میتوانند جهت بازار را به مان نشان دهند.

هر چه سایه شمع بزرگتر باشد، مثل شوتینگ استار یا چکش(که پین بار هم به آن گفته میشود)، آنگاه احتمالا جهت بازار تغییر خواهد کرد.

2 - سایه شمع ها

در شکل بالا شمع، شمع اسپینیگ تاپ داریم که بعد از آن شوتینگ استار با سایه بلند شکل گرفته است. سایه این شمع نشان میدهد که بازار، قیمتهای بالاتر را ریجکت کرده است.

این شمع بعد از اسپینیگ تاپ شکل گرفته است و این باعث میشود که اهمیت بیشتری داشته باشد. چون اسپینیگ تاپ و دوجی نشان میدهند که بازار خنثی است.

جهت مطالعه پرایس اکشن، میتوانید به کورس نایل فولر و یا کورس ال بروکس مراجعه کنید. قبل از شروع به یادگیری پرایس اکشن، حتما کورس الگوهای شمعی با استیو نیسون را مشاهده بفرمایید.

مهمترین شمع هایی که بر روی چارت شکل میگیرند، شمع هایی هستند که سایه بلندی دارند. علت اینکه این شمع ها اهمیت زیادی دارند این است که میتوانند حرکت بعدی قیمت را به ما نشان دهند.

در این مقاله، الگوهای شمعی که سایه بلندی دارند را بررسی میکنیم. در هنگام معامله باید به دنبال چنین شمع هایی بگردید.

با شکل این شمع ها آشنا خواهید شد و همچنین متوجه میشوید که چگونه آنها را شناسایی کنید و اینکه این شمع ها چه مفهومی دارند.

سایه شمع ها

برای مطالعه این مقاله، باید با مباحث پایه ای شمع ها آشنایی داشته باشید. پس اگر مبتدی هستید، میتوانید کورس الگوهای شمعی با استیو نیسون را مشاهده کنید.

شمع هایی که سایه بلندی دارند به چه شکل هستند؟

شمع های سایه بلند، شمع هایی هستند که سایه آنها خیلی بزرگتر از بدنه آنهاست. سایه شمع ها از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است چون نشان میدهند که یک سطح حمایتی/ مقاومتی و یا یک سطح قیمتی، ریجکت شده است.

پس وقتی در یک ناحیه قیمتی، سایه شکل میگیرد؛ به این معنی است که بازار خسته شده است. و این نکته بسیار بسیار مهمی است.

سایه بلند نشان میدهد که خریداران زیادی میخواستند بخرند و یا فروشندگان زیادی میخواستند بفروشند. چرایی آن اهمیت ندارد. مهم اتفاقی است که بر روی چارت شکل گرفته است.

وقتی سایه شکل میگیرد، به این معنی است که احتمالا بازار در جهت مخالف حرکت خواهد کرد.

این اطلاعات خیلی مفیدی برای یک معامله گرِ پرایس اکشن است. و میتوانید روش معاملاتی خود را بر اساس سایه شمع ها قرار دهید. شمع هایی که در چارت روزانه شکل میگیرند، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار هستند.

حتی اگر شمع های بلندی مثل پین بار و یا سیگنال ترکیبی پین بار-فیکی شکل نگیرد، همچنان میتوانید از یک شمع ساده با سایه بلند نیز اطلاعات زیادی بدست بیاورید؛ که این اطلاعات را بررسی خواهیم کرد.

شمع هایی که سایه بلندی دارند، در واقع بهترین دوست شما در بازار هستند. باید تا جایی که میتوانید از آنها استفاده کنید و یا حتی آنها را اساس روش معاملاتی خود قرار دهید.

نمونه هایی از شمع های با سایه بلند:

۱-الگوی پین بار کلاسیک

الگوی پین بار شامل یک شمع با سایه خیلی بلند است. این سایه بلند فقط در یک طرف شمع شکل گرفته است. این سایه بلند نشاندهنده برگشت سریع و شدید قیمت است.

پس پین بار در چارت روزانه نشاندهنده برگشت سریع قیمتی در آن روز است. و پین بار در چارت ۱ ساعته نشاندهنده برگشت سریع قیمتی در طی ۱ ساعت میباشد. پس هر چه تایم فریم بالاتر باشد، اهمیت این شمع بیشتر است.

در شمع پین بار، سایه شمع بسیار بزرگتر از بدنه آن میباشد. سایه پین بار باید حداقل ۳/۲ طول پین بار باشد. و ترجیحا بهتر ۴/۳ باشد. گاهی اوقات در شمع پین بار، بدنه نداریم و یا بدنه خیلی کوچک است ( همانند دومین شمع در شکل زیر).

در شکل زیر چند نوع پین بار داریم که همگی به یک معنی هستند. و این مفهوم را میرسانند که قیمتها برگشته اند.

یعنی این شمع ها سایه بلندی دارند و این سایه بلند نشان میدهد که قیمت ها برگشته است. بنابراین ممکن است که قیمتها در جهت مخالف حرکت کنند، یعنی در جهت مخالفِ سایه حرکت خواهند کرد.

4 - سایه شمع ها

حال مثالی از الگوی پین بار در چارت را بررسی میکنیم:

5 - سایه شمع ها

۲-پین بارِ سایه بلند:

در این نوع پین بار، سایه بسیار بسیار بلندی داریم. شاید بتوان گفت که پین بار، مهمترین شمع میباشد.

این نوع پین بار نسبتا کمیاب است. وقتی یک پین بار با سایه بیش از حد بلند شکل میگیرد، حتما به آن توجه کنید چون این شمع نشان میدهد که قیمتها در جهت مخالف حرکت خواهند کرد.

اغلب موارد، پین بار با سایه خیلی بلند نشاندهنده تغییرات اساسی در بازار است. و حتی ممکن است تغییراتی در روند ماژور داشته باشیم.

در پین بارِ سایه بلند، معمولا بدنه شمع کوچکتر از پین بار کلاسیک است. سایه این شمع ها بسیار بلندتر از شمع های مجاور است. بنابراین تشخیص آنها بر روی چارت خیلی راحت است.

گاهی اوقات، در این نوع شمع میتوانیم در اصلاح ۵۰ درصدی وارد شویم. در شکل زیر، چند نمونه از پین بارِ سایه بلند داریم.

6 1 - سایه شمع ها

حال مثالی از پین بارِ سایه بلند بر روی چارت را بررسی میکنیم:

7 - سایه شمع ها

مثالی دیگر از پین بارِ سایه بلند بر روی چارت:

8 - سایه شمع ها

۳-الگوی پین بار دوقلو

این حالت رایج است که چند پین بار بصورت متوالی داشته باشیم. که اینحالت بیشتر در سطوح کلیدی حمایت و مقاومت شکل میگیرد. یعنی در شرایطی شکل میگیرد که بازار در حال تست کردن سطوح کلیدی است تا ببیند خریداران برنده میشوند یا فروشندگان.

شکل گیری ۲ پین بار بصورت متوالی رایج است. اما شکل گیری ۳ پین بارِ متوالی نسبتا کمیاب است.

وقتی ۲ پین بار بصورت متوالی شکل میگیرد، حتما باید به آن توجه کرد چون این پین بارها در شرایط مناسب و در تلاقی با سطوح کلیدی شکل گرفته اند. پس این سیگنال را به ما میدهند که احتمالا قیمتها در جهت دیگر حرکت کنند.

پین بار دوقلو به شکل زیر است.

9 - سایه شمع ها

در شکل زیر مثالی از پین بار دوقلو در چارت واقعی را بررسی میکنیم:

10 - سایه شمع ها

همانطور که در شکل میبینید، قیمتها کمی پایینتر از کف پین بار دوقلو قرار گرفته اند. گاهی اوقات این حالت رخ میدهد. به همین دلیل باید از ایست ضرر مناسبی استفاده کنید. یعنی ایست ضرر باید به اندازه کافی بزرگ باشد.

۴- شمع های سایه کوتاه و شمع های سایه بلند(بغیر از پین بار):

در شکل زیر شمع های سایه بلند(بغیر از پین بار) نشان داده شده است. این شمع ها، سایه بلندی دارند ولی آنقدر خوب نیستند که بتوانیم آنها را به عنوان سیگنال پین بار در نظر بگیریم.

همانطور که گفته شد، در اغلب موارد سایه شمع های مهم است. پس باید به هر شمعی که سایه بلندی دارد، توجه کنیم چون میتواند بر جهت بازار تاثیر بگذارد. حتی اگر یک پین بارِ کامل نباشند.

11 - سایه شمع ها

در چارت زیر تقریبا یک پین بار کلاسیک داریم؛ که یک پین بار صعودی میباشد و در یک سطح حمایتی و در یک روند صعودی شکل گرفته است.

همانطور که میبینید بعد از این شمع، بازار سریعا به سمت بالا رفته است.

نکته: این پین بار صعودی نیست چون سایه شمع های ژاپنی پایینی به اندازه کافی بلند نیست(در مقایسه با بدنه)، و سایه بالایی هم بلند است.

با این وجود، سایه پایینی به اندازه کافی بزرگ است که بتوانیم آن را به عنوان یک شمع صعودیِ سایه بلند در نظر بگیریم.

12 - سایه شمع ها

در شکل زیر میتوانید تفاوت یک شمع سایه بلند و سایه کوتاه را ببینید. همچنین پین بار کلاسیک نیز نشان داده شده است:

13 - سایه شمع ها

۵- سایر شمع های سایه بلند:

حال رایج ترین شمع های سایه بلند را بررسی میکنیم.

در شکل زیر، الگوی ترکیبی پین بار و اینساید بار را داریم. در این الگو، یک اینسایدبار در درون پین بار شکل میگیرد.

سپس الگوی اینساید پین بار دیده میشود که با الگوی قبلی متفاوت است. در این الگو، اینساید بار به شکل پین بار است.

این الگو همانند اینساید بار در نظر گرفته میشود اما اهمیت بیشتری دارد چون یک تلاقی دیگر داریم و آن هم پین بار است.

در آخر الگوی ترکیبی پین بار و فیکی را داریم. که بخش فیکیِ این الگو، در قالب یک پین بار است.

14 - سایه شمع ها

در شکل زیر، الگوی ترکیبی پین بار و اینساید بار نزولی در یک مثال واقعی نشان داده شده است.

همانطور که میبینید بعد از این الگو افت شدیدی داشتیم. سپس یک شمع سایه بلندی نزولی شکل گرفته است که یک سیگنال فروش است.

15 - سایه شمع ها

در شکل زیر، الگوی ترکیبی پین بار و اینسایدبار را در یک مثال واقعی داریم:

پیشینه تاریخی شمع های ژاپنی

پیشینه تاریخی شمع های ژاپنی

یکی از اولین و مشهورترین ژاپنی هایی که با استفاده از گذشته قیمت، حرکت های آتی آن را پیشبینی می کرد، مردی افسانه ای به نام مانهیسا هما _ Manhissa Homa بود. او با انجام معاملات برنج در قرن هیفدهم به ثروتی عظیم دست یافت. قبل از بررسی فعالیت های هما، بیاییم پیرامون پیشینه اقتصادی دورانی که هما در آن شکوفا شد، صحبت کنیم. محدوده زمانی مورد بحث، از سال ۱۵۰۰ بعد از میلاد تا اواسط قرن هفدهم است. در این دوران ژاپن از ۶۰ ایالت مستقل به کشوری واحد با اقتصادی موفق تبدیل شد.

در خلال سال های ۱۵۰۰ تا ۱۶۰۰، ژاپن همواره در آتش جنگ می سوخت. در این جنگ ها هر کدام از دایمیوها (معنای لغت به لغت “نام بزرگ” می شود، ولی در این جا منظور “فئودال یا زمین دار” است.) در تکاپو برای سلطه یافتن بر سر زمین مجاور خود بودند. این بازه صد ساله، از ۱۵۰۰ تا ۱۶۰۰، در تاریخ ژاپن “سنجوکو جیداری” یا “دوران جنگ داخلی” خوانده می شود. در این دوران، ژاپن در آشوب و اغتشاش کامل به سر می برد.

در اوایل قرن شانزدهم، سه ژنرال شگفت انگیز، نوبوناگا ادا، هیدیوشی تویوتومی و اییسو تاکوگاوا ، بعد از چهل سال جنگ، موفق به متحد کردن ژاپن شدند. دلاوری ها و جنگ آوری های این سه ژنرال فوق العاده، برگ های زرینی از تاریخ و افسانه های ژاپن را تشکیل می دهند.

شاید این پست ها هم مفید باشد!

نحوه خرید سهام به زبان ساده – سبد سهام خود را بهینه و به روز کنید

نحوه خرید سهام به زبان ساده – نوع سفارش سهام خود را انتخاب کنید

نحوه خرید سهام به زبان ساده – تصمیم بگیرید که چند سهام بخرید

نحوه خرید سهام به زبان ساده – در مورد سهام مورد نظر برای خرید تحقیق کنید

نحوه خرید سهام به زبان ساده – یک کارگزار مناسب پیدا کنید

گفتاری مشهور در ادبیات ژاپن مرسوم است که می گوید “نوبوناگا برنج را جمع کرد، هیدیوشی آرد را خمیر کرد و آن را ورز آورد و تاکوگاوا کیک را خورد.” هر سه ژنرال در ایجاد ژاپنی متحد نقش به سزایی داشتند ولی تاکوگاوا ، آخرین ژنرال، امپراطور شد و خانواده او از سال ۱۶۱۵ تا ۱۸۶۷ بر ژاپن حکمرانی کردند. در تاریخ ژاپن این دوران را امپراطوری تاکوگاوا می خوانند.

شرایط نظامی حاکم بر ژاپن در طول این دوران، تاثیری وضوح روشن بر نامگذاری اصطلاحات نمودارهای شمعی گذارد و اگر کمی تامل کنید، در می یابید که بسیاری از مهارت های مورد نیاز در معامله، مشابه ویژگی های لازم برای کسب پیروزی در جنگ است.

برخی از این مهارت ها، استراتژی، روانشناسی، رقابت، تاکتیک های عقب نشینی و حتی شانس هستند. بنابراین، برخورد با واژگان نظامی در خلال نمودارهای شمعی ژاپنی موجب تعجب نخواهد بود. این واژگان، اصطلاحاتی نظیر “حمله های صبحگاه و شامگاه”، “الگو های سه سرباز صعودی” ، “خطوط پانک” و … هستند.

ثبات ژاپن فئودالی جدید که اکنون توسط تاکوگاوا رهبری می شد، موجب پدید آمدن فرصت های جدیدی شد. هر چند اقتصاد مبتنی بر ملک در این دوران رشد کرد ولی پدیده مهمتر از آن تسهیل و گسترده شدن معاملات خصوصی بود. در قرن هفدهم، بازار ملی رواج بیشتری یافت و جایگزین بازار های محلی و منطقه ای شد. این بازار ملی، به طور غیر مستقیم موجب بسط و پیشرفت تحلیل تکنیکال شد.

هیدیوشی تویوتومی به شهر اوساکا به عنوان پایتخت ژاپن توجهی ویژه مبذل داشت و تلاش به سزایی برای تبدیل آن به مرکز تجاری از خود نشان داد. نزدیکی شهر اوساکا به دریا، موجب شد این شهر در دورانی که سفرهای جاده ای کند، خطرناک و پر هزینه بودند به انبار ملی جهت جمع آوری و پخش کالا تبدیل شود. این ویژگی، اوساکا را به بزرگترین شهر ژاپن از نظر تجاری و اقتصادی مبدل کرد. ثروت وافر و امکانات متمرکز اوساکا موجب شد این شهر “آشپزخانه ژاپن” لقب گیرد.

شهر اوساکا با حذف نرخ های متفاوت، ناشی از عرضه های پراکنده در بازار های محلی، نقش به سزایی را در ایجاد قیمت واحد کالا در سراسر کشور ایفا کرد. در شهر اوساکا، یکی از امیدهای شمع های ژاپنی زندگی، کسب سود در معاملات بود (برخلاف سایر شهر ها که نفرت عمومی از تلاش برای بدست آوردن پول در آن حاکم بود).

اجتماع آن روزگار ژاپن به چهار تراز مجذا قابل تقسیم بود. این چهار طبقه از بالا به پایین عبارت بود از: سربازان، کشاورزان، صنعت گران و بازرگانان. به نظر می رسد تا سال ۱۷۰۰ طول کشید تا تاجران بر موانع اجتماعی غلبه کنند. حتی امروزه نیز احوال پرسی تجاری در اوساکا با اصطلاح “موکاری موکا؟” انجام می شود که به معنای “آیا سودی به دست آوردی؟ ” است.

یودویا کیان در شهر اوساکا برای هیدیوشی تویوتومی تجارت اسلحه می کرد. یودویا توانایی فوق العاده ای در حمل و نقل، توزیع و قیمت گذاری برنج داشت. حیاط رو به روی منزل او به حدی مهم شده بود که اوایل بازار برنج در آن بنا شد. او به مردی ثروتمند تبدیل شد و هر روز بر ثروتش افزوده می شد.

در سال ۱۷۰۵، باکوفو (حکومتی نظامی که توسط امپراطور هدایت می شد) تمام اموال او را به این بهانه که عیاشی ها و خوش گذرانی ها یودویا برازنده سطح اجتماعی اش نیست، توقیف کردند. باکوفو نگران رشد قدرت برخی از تاجران بود. پیش از آن، در سال ۱۶۴۲، چندی از مقامات و بازرگانان، برای حذف بازار برنج کوشش زیادی کرده بودند. آن ها تنبیه های سختگیرانه ای نظیر اعدام فرزندان، تبعید و ضبط دارایی های فعالین این بازار ها، وضع کرده بودند.

هنگامی که بازار برنج دوجیما در اواخر قرن شانزدهم در اوساکا بنا شد، بازار مستقر در حیاط خانه یودویا نیز گسترش یافت. بازرگانان، برنج را درجه بندی و بر سر آن چانه زنی می کردند. تا سال ۱۷۱۰، معامله فقط روی برنج واقعی و حاضر و آماده انجام می شد. بعد از این سال، رسیدهای انبار که برنج در آن ذخیره شده بود نیز مورد معامله قرار گرفت. به رسیدهای انبار، کوپن گفته می شد. این رسیدهای برنج به عنوان اولین کالای بازار فیوچر شناخته می شوند.

حق کارگزاری برنج موجب غنی تر شدن اوساکا شد. در آن زمان بیش از ۱۳۰۰ معامله گر برنج در اوساکا فعالیت می کردند. از آن جایی که ژاپن فاقد سیستم پولی استانداردی بود (آخرین تلاش ها با عدم مقبولیت سکه به شکست منجر شد) برنج به ابزاری واسطه برای معاملات تبدیل شد.

هنگامی که یک دایمیو به پول نیاز داشت، برنج خود را به اوساکا جایی که برنج با نام او در انبار ذخیره می شد، ارسال و کوپنی به عنوان رسید انبار دریافت می کرد. او می توانست کوپن برنج را در هر زمان که می خواست معامله کند.

به علت مشکلات مالی، عده زیادی از کشاورزان، کوپن خود را به جای مالکیت مقرر واگذار می کردند. (مالیاتی که یک دایمیو باید می پرداخت ۴۰% الی ۶۰% از محصول بود.) بسیاری از اوقات محصول چندین سال آتی نیز پیش خور می شد و در رهن قرار می گرفت.

این کوپن های برنج به صورت کاملا فعالانه مورد معامله قرار می گرفتند. پرداخت کوپن برنج برای پیش خرید برنج سال های آتی به عنوان نخستین معاملات و بازار برنج دوجیما به عنوان اولین بازار فیوچر جهان شناخته می شوند. در آن زمان به کوپن برنج، کوپن “برنج خالی” نیز اطلاق می شد (معنای آن این است که برنج مورد معامله، نمود فیزیکی ندارد).

شمع های ژاپنی

پیشینه تاریخی شمع های ژاپنی

برای آن که نسبت به محبوبیت معاملات فیوچر برنج، دیدگاهی به دست آورید مطلب زیر را بررسی کنید:

در سال ۱۷۴۹ در کل، ۱۱۰ هزار گونی برنج در اوساکا معامله شد (واحد شمارش برنج در آن زمان گونی بود) در حالی که در همان سال محصول برنج کل ژاپن تنها ۳۰ هزار گونی بود.

در چنین شرایطی، هما لقب “سلطان بازار ها” را با خود به همراه داشت. مانهیسا هما در سال ۱۷۲۴ در خانواده ای ثروتمند چشم به جهان گشود. خانواد هما به قدری ثروتمند بودند که مردم آن زمان می گفتند “من هرگز مانند هما نخواهم شد ولی تلاش می کنم تا حکمرانی محلی شوم. ”

در سال ۱۷۵۰، زمانی که هما کنترل دارایی های خانواده را بر عهده گرفت، شروع به معامله برنج در قسمتی از شهر ساکاتا کرد. ساکاتا مجل جمع آوری و توزیع برنج بود. از آن جا هما اصالتا اهل شهر ساکاتا بود، عبارت “قوانین ساکاتا” در ادبیات نمودار های شمعی دائما مشاهده می شوند. ریشه این قوانین به هما باز می گردد.

هنگامی که پدر مانهیسا هما در گذشت، او علی رغم این که پسر ارشد نبود، مسئولیت مدیریت دارایی های خانوادگی را به عهده گرفت. این اتفاق در تضاد با واقعیت آن زمان بود (در آن زمان معمولا پسر ارشد وارث قدرت پدر بود) و احتمالا علت آن تیز هوشی و دانایی مانهیسا بوده است. هما با پولی که به دست آورده بود راهی بزرگترین بازار برنج ژاپن، بازار دوجیما در اوساکا شد و شروع به معامله برنج نمود.

خانواده هما یکی از بزرگ ترین مزارع برنج را در اختیار داشتند. قدرت این خانواده موجب می شد تا هر زمان که به اطلاعاتی از بازار برنج نیاز داشتند به آن دسترسی داشته باشند. علاوه بر آن، هما هر سال شرایط آب و هوایی را در جایی ثبت می کرد.

او برای آموختن روان شناسی سرمایه گذاری، قیمت های پیشین را تا زمانی که بازار برنج در حیاط یودویا قرار داشت، تحلیل می کرد. همچنین سیستم ارتباطی خاصی پدید آورد. در این سیستم، در زمان های پیش بینی شده ای مردانی بر سقف خانه ها قرار می گرفتند و با پرچم برای یکدیگر پیام ارسال می کردند. این مردان کل فاصله اوساکا تا ساکاتا را پوشش می دادند.

هما بعد از تسلط کامل بر بازار های اوساکا، رهسپار بازار منطقه ای ادو شد (ادو امروزه توکیو خوانده می شود). او با استفاده از تجربیات خود ثروتی عظیم به دست آورد. گفته می شود که او در صد معامله پیاپی موفق به کسب سود شد. مرتبه و شخصیت او به حدی بود که شعری محلی در ادو در مورد او می گویند: “زمانی که ساکاتا آفتابی است (شهر هما)، دوجیما ابری است (بازار برنج دوجیما واقع در اوساکا) و کورما بارانی است (بازار برنج کورما واقعدر ادو).”

معنای این شعر این است که زمانی که محصول برنج در ساکاتا خوب است، قیمت در بازار موجیما کاهش می یابد و دربازار ادو سقوط می کند. این شعر، متاثر از نقل مکان های متناوب هما در بازار های مختلف برنج است.

در سال های آخر زندگی، هما مشاور مالی دولت و مفتخر به دریافت لقب سامورایی شد. او در سال ۱۸۰۳ در گذشت. کتاب هما در رابطه با بازار باید در قر هفدهم نوشته شده باشد. قواعد معاملاتی او، همان طور که در بازار برنج پر کاربرد بود، منجر به ایجاد تیکنیک های شمعی ژاپنی شد که هم اکنون در ژاپن مورد استفاده قرار می گیرند.

الگوهای شمعی در تحلیل تکنیکال

الگوهای شمعی در تحلیل تکنیکال

هنگامی که به الگوی قیمتی سهام و یا سایر محصولات مالی نگاه می کنیم در واقع با یک الگوی شمعی روبرو هستیم.

چگونه از الگوی شمعی استفاده کنیم؟

الگوی شمعی اطلاعات متعددی را به ما ارایه می دهد. بدنه ی شمع در واقع گویای قدرت لحظه ای خریدار و فروشنده را به ما نشان می دهد. هنگامی که خریدار قوی باشد می تواند مقدار بیش تری خرید کند و طول بدنه ی سفید شمع کشیده تر می شود و هنگامی که فروشنده قدرت بیش تری دارد قسمت مشکی بدنه شمع طول بیش تری خواهد داشت.

الگو شمعی

معمولا هر یک یا دو بار در ماه بدنه ی شمع به طور غیرطبیعی رشد می کند و دلیل آن نیز افزایش میزان رشد فعالیت های تجاری است. بلندی طول شمع و سایه ی آن نشان دهنده ی پیروی خریداران از جنب و جوش بازار و گویای شتاب آن ها می باشد.

در بعضی مواقع نیز امکان دارد که این افراد از حد طبیعی بازار فراتر روند. هنگامی که طول بدنه ی شمع و سایه ی آن کوتاه باشد می توان به این نتیجه رسید که میزان جنب و جوش خرید و فروش در بازار در یک حد بوده و کسی فراتر از آن نرفته است.

همچنین این حالت نشان دهنده ی این است که بازار مسیر خاصی نداشته و میزان خرید و فروش یکسان است؛ از طرفی همه بازار را به این حالت رها کرده و مایل به تجارت نیستند. کاهش اندازه ی طول شمع در مواردی رخ می دهد که میزان نرخ مبادلات در بین عدد 0.5 درصد و یا پایین تر از قیمت خود باشد. این اتفاق یک یا دو بار در ماه رخ می دهد.

سایه ی کشیده الگوهای شمعی:

باید به شمع بلند یا همان کشیده توجه داشت. طول نسبی شمع می بایست حدود 2 تا 3 درصد قیمت باشد.

هنگامی که طول سایه ی شمع بیش تر یا کم تر باشد و همچنین طول شمع کم تر یا بیش تر از میزان نسبی خود باشد باید شمع های ژاپنی نسبت به این تغییرات توجه کرد.

الگوی شمعی

گفته ها بر این است که طول بلند شمع با میزان سایه ی آن حالت عکس دارد. به عنوان مثال طول کشیده و کوتاه سایه شمع نشان دهنده ی این است که قیمت محصولات فروخته شده به حالت آزاد و باز خود بازمی گردد و در نهایت قدرت خریدار نسبت به فروشنده بیش تر خواهد شد. بر همین مبنا قدرت خریدار روز بعد افزایش پیدا می کند.

حالت برعکس این موضوع نیز وجود دارد. با این وجود به این نتیجه می رسید که این توضیحات صحیح و قابل استناد بوده است اما در بعضی مواقع نیز ممکن است این توضیحات گول زننده باشند. چگونه می توان شرایط را مدیریت کرد؛ هنگامی که در ابتدا سایه ی بلند و سپس سایه ی کوتاه ظاهر می شود؟

در راستای سایه ی کشیده بسته شده و برخلاف بالا قیمت ها به سمت سایه ی بلند کشیده می شود. هیچ فردی قادر نیست بگوید کدام یکی از طول های سایه ها ابتدا ایجاد می شود. حقیقت چیست؟

بر اساس داده های آماری، سایه های کشیده معمولا در قیمت های بالا و سایه های کوتاه در قیمت های پایین ظاهر می شوند. در حقیقت قیمت به سمت سایه ی بلند کشیده می شود. در حالت رو به ترقی، خریدار قدرت و دسترسی بیش تری دارد اما در نهایت به عقب پس زده می شود.

اما در حالت پس رفت، خریدار قدرت و دسترسی بیش تری دارد اما در نهایت عقب زده می شود. همیشه توضیحات صحیح و دقیق نیست، پس بهتر است مراقب باشید. یک الگوی شمعی توضیحاتی کلی به ما می دهد اما اگر چند الگو را باهم داشته باشید به اطلاعات بیش تری دست خواهید یافت.

این موضوع را فراموش نکنید که بسیاری از سرمایه گذاران از قبل تعداد بسیار زیادی الگوی شمعی را مورد بررسی قرار داده اند. بهتر است همیشه تحقیقات را در این زمینه داشته باشید چون در بعضی مواقع ممکن است تمام الگوهای شمعی درست نباشند.

آموزش نمودارهای شمعی درتحلیل تکنیکال

در این قسمت از سری آموزش تحلیل تکنیکال در دیجی اکسچنج با نمودارها و به خصوص نمودارهای شمعی آشنا میشوید.

معامله‌گران ارزهای دیجیتال و بورس، معمولاً از سه نمودار خطی، نمودار شمعی (کندل استیک) و میله ای استفاده می‌کنند. در بین این سه نمودار، از کندل استیک (Candle Stack) به دلیل مزیت‌هایی که دارد استقبال بیشتری شده است. از جمله مزیت‌های کندل استیک استفاده راحت و تشخیص روند صعودی یا نزولی به‌صورت مجزا است.

استفاده از کندل استیک‌ها دارای شرایطی است. اولین شرط این است که تغییرات قیمتی سهم دارای روند صعودی یا نزولی باشد.

به طور کلی یک کندل استیک از چهار بخش اصلی تشکیل شده است. این چهار داده عبارتند از قیمت آغازین (open)، قیمت پایانی (close)، بالاترین قیمت در بازه زمانی (High) و پایین ترین قیمتی که در بازه زمانی (Low) تعیین شده رخ داده است. شکل کلی یک کندل استیک در شکل زیر نمایش داده شده است.

کندل استیک ها در تحلیل تکنیکال

بخش‌های مختلف کندل استیک

اندازه بدنه و سایه پایین و بالا در کندل استیک دارای اهمیت بسیار زیادی هستند. زمانی که شمع تو خالی یا سفید است و دارای سایه کوتاه باشد، به این معنی است که قیمت پایانی بالاتر از قیمت آغازین است. بر عکس این حالت زمانی است که قیمت پایانی کوچکتر از قیمت باز شدن باشد که در این حالت شمع بصورت تو پر یا مشکلی رسم می گردد.

بدنه کندل استیک‌ها

اندازه بدنه بزرگ در کندل استیک‌ها نشانگر قدرت زیاد خرید یا فروش است؛ یعنی هر چقدر بدنه کندل بزرگتر باشد، نشانگر افزایش قدرت خریداران یا فروشندگان است. حال برای تعیین فروشندگان یا خریداران میتوان به رنگ بدنه کندل رجوع کرد. اگر رنگ بدنه سفید باشد، بیانگر قوی بودن خریداران هست. بطور مثال یکی از بهترین حالت هایی که نشان دهنده فشار قوی خریداران است، بدنه بلند کندل و رنگ سفید آن است.

کندل استیک ها در تحلیل تکنیکال

بدنه‌های مختلف کندل استیک

سایه‎ها در نمودارهای کندل استیک

سایه‌های بالایی و پایینی نیز دارای معانی خاصی هستند. سایه بلند یک کندل نشانگر این است که معاملات انجام‌گرفته بر روی سهم، در خارج از محدوده قیمت باز و بسته شدن شکل‌گرفته است. اگر سایه بالایی یک کندل بلند باشد نشانگر خریدار قوی سهم بوده که منجر به افزایش قیمت سهم شده است، اما با فروشندگان قوی نیز همراه شده است و قیمت سهم در محدوده قیمت پایانی بسته‌شده است.

شرایط و قوانین استفاده از کندل استیک‌ها

از کندل استیک‌ها زمانی استفاده می‌شود که تغییرات قیمت سهم دارای روند باشد. معمولاً از کندل استیک‌ها درروند صعودی و نزولی استفاده می‌گردد. الگوهای کندل استیک معمولاً در نقاط حمایت و مقاومت سهم (اگر الگویی تشکیل‌شده باشد) موردتوجه قرار می‌گیرند. انتخاب قیمت‌های مناسب برای خرید سهام جز نقاط قوت الگوهای کندل استیک هست درعین‌حالی که این الگوها برای قیمت‌های خروج از سهم معمولاً عملکرد مناسبی ندارند.

انواع الگوهای کندل استیک

در ابتدا برای آشنایی با الگوهای کندل استیک، چند مورد از الگوهای منفرد را بررسی خواهد شد.

ماروبزو (Marubozu)

ماروبزو بدین شکل تعریف می‌شوند: کندل دارای روند نزولی است و سایه بالایی و پایینی در آن دیده نمی‌شود. فشار بیشتر فروشندگان ازجمله نتایجی است که از این نوع کندل استنباط می‌شود. درنتیجه روند بازار به سمت تغییر به سمت نزول و یا ادامه روند نزولی است. قیمت باز شدن برابر قیمت سقف و قیمت بسته شدن برابر قیمت کف است.

کندل استیک ها در تحلیل تکنیکال

انواع ماروبزو

در مقابل ماروبزو مشکی، ماروبزو سفید است. ماروبزو سفید نشان‌دهنده صعودی بازار است. در این حالت نیز سایه بالایی و پایینی دیده نمی‌شود. فشار بیشتر خریداران ازجمله نتایجی است که از این نوع کندل استنباط می‌شود. درنتیجه بازار به سمت بالا است. زمانی که این نوع شمع تشکیل شود اولین مرحله از شروع روند صعودی (بازگشتی) روی‌داده است. در این حالت قیمت باز شدن برابر قیمت کف و قیمت بسته شدن برابر قیمت سقف است.

دوجی (Doji)

مفهوم دوجی اشاره به نمودارهای شمعی دارد که قیمت شروع و پایان آن‌ها یکسان است. دوجی‌ها دارای بدنه نازک که معمولاً به‌صورت یک خط نازک و باریک نشان داده می‌شوند. تردید بین خریداران و فروشندگان سهم مهم‌ترین نتیجه‌ای است که از دوجی‌ها استنباط می‌شود.

در بعضی از حالات دوجی‌های بعد از ماروبزو سفید دیده می‌شوند. این حالت نشانگر این است که خریداران قوت خود را ازدست‌داده‌اند و برای ادامه روند صعودی سهم نیاز به خریداران جدید است. حال اگر دوجی بعد از ماروبزو سیاه دیده شود نشانگر این است که فروشندگان سهم کم هستند و برای ادامه روند نزولی سهم نیاز به فروشندگان جدید باقوت بیشتری است.

دوجی بعد از ماروبزو سفید: خریداران قوت خود را ازدست‌داده‌اند و برای ادامه روند صعودی سهم نیاز به خریداران جدید است.

کندل استیک ها در تحلیل تکنیکال

دوجی بعد از ماروبزو سفید

دوجی بعد از ماروبزو سیاه: فروشندگان قوت خود را ازدست‌داده‌اند و برای ادامه روند نزولی سهم نیاز به فروشندگان جدید است.

۱۲

دوجی بعد از ماروبزو سیاه

دوجی‌ها در چهار دسته تقسیم‌بندی می‌شوند که در این قسمت سه دوجی بررسی می‌گردد:

دوجی پایه‌بلند (Long leg Doji):

این نوع شمع‌ها بیانگر قیمت شروع و پایان برابر هستند. برابری قدرت خریداران و فروشندگان در آن بازه زمانی نتیجه‌ای است که از این نوع دوجی استنباط می‌شود.

دوجی سنگ‌قبر (Grave Stone):

همان‌طور که از شکل مشخص است این نوع دوجی فاقد سایه پایین است (سایه پایین خیلی کوتاه). این نوع از دوجی‌ها هم نشانگر قیمت شروع و پایان یکسان است.

دوجی سنجاقک (Dragon Fly):

این نوع از دوجی‌ها دارای سایه پایین بلند هستند.

الگوی چکش (Hammer):

الگوی چکش

الگوی چکش معمولاً در یک‌روند نزولی و در انتهای آن تشکیل می‌شود. این الگو دارای سه خصوصیت اصلی است. بدنه کندل در قسمت بالای آن است. سایه پایینی بلند (دو تا سه برابر اندازه بدنه) دومین خصوصیت الگوی چکش است. سومین خصوصیت اصلی الگوی چکش، نداشتن سایه بالایی (سایه بالایی خیلی کوتاه) است.

در الگوی چکش رنگ بنده دارای بدنه اهمیت زیادی ندارد؛ اما اگر رنگ بدنه سفید باشد نشان‌دهنده قدرت بالای الگو برای بازگشت است. بدین معنی که قیمت سهم به سمت افزایش خواهد رفت.

الگوی دار آویز (Hanging Man):

کندل استیک ها در تحلیل تکنیکال

الگوی دارآویز

این نوع الگو در انتهای روند صعودی تشکیل می‌شود و بیانگر تغییر الگو به سمت روند نزولی است (در خط مقاومت سهم تشکیل می‌شود). در این الگو بدنه کندل در بالای آن است و از مهم‌ترین خصوصیات این نوع الگو به شمار می‌آید. از دیگر خصوصیات این نوع کندل می‌توان به این نکته اشاره کرد که اندازه سایه پایین حداقل دو برابر بدنه کندل است.

معمولاً این نوع کندل سایه بالایی ندارد یا اینکه سایه بالایی آن بسیار کوتاه است. در این نوع الگو نیز رنگ بدنه اهمیت زیادی ندارد اما معمولاً رنگ بدنه مشکی نشانگر قدرت بالای الگو برای برگشت را نشان می‌دهد.

الگوی چکش معکوس (INVERTED HAMMER):

این الگو شباهت زیادی به الگوی چکش دارد که در قسمت‌های قبلی موردبررسی قرار گرفت. الگوی چکش معکوس همانند الگوی چکش در انتهای روند نزولی شکل می‌گیرد. در این نوع الگو بدنه در انتهای آن قرار دارد و اندازه بدنه یک‌دوم سایه بالایی است. در این نوع الگو رنگ بدنه سفید نشان‌دهنده قدرت بیشتر الگو برای بازگشت روند است.

کندل استیک ها در تحلیل تکنیکال

الگوی چکش معکوس

الگوی ستاره ثاقب (Shooing Star):

الگوی ستاره ثاقب در انتهای روند صعودی شکل می‌گیرد. در این نوع الگو بدنه در انتهای پایینی آن است و اندازه سایه بالایی آن دو برابر بدنه است.

الگوی هارامی (Harami):

کندل استیک ها در تحلیل تکنیکال

الگوی هارامی

لغت هارامی ریشه‌ای ژاپنی دارد و در زبان ژاپنی معنای باردار بودن را می‌دهد. این الگو شامل دو کندل است که کندل اول نقش والده (مادر) و کندل دوم نقش فرزند را دارد. متوقف شدن و یا کند شدن روند حرکت مهم‌ترین نتیجه‌ای است که پس از مشاهده این کندل می‌توان به آن پی برد. معمولاً رنگ کندل‌ها در این الگو متفاوت است. به‌طور مثال اگر کندل مادر سفید باشد کندل کودک معمولاً به رنگ مشکی است. رنگ سفید به معنای مثبت بودن و رنگ مشکی بودن شمع های ژاپنی به معنای منفی بودن است.

الگوی انبرک پایینی:

این الگو دارای دو شمع بارنگ‌های متفاوت است. در ابتدا شمع نزولی که به رنگ مشکی است تشکیل می‌شود. اندازه بدنه شمع نزولی بزرگ بوده و این شمع فاقد سایه است. پس از تشکیل شمع اول نوبت به تشکیل شمع دوم می‌رسد که شمع دوم در محدوده قیمتی شمع اول خواهد بود. شمع دوم معمولاً به‌صورت دوجی یا چکش معکوس شکل می‌گیرد.

کندل استیک ها در تحلیل تکنیکال

الگوی انبرک پایینی

الگوی ستاره صبحگاهی:

کندل استیک ها در تحلیل تکنیکال

الگوی ستاره صبحگاهی

این الگو دارای سه شمع است. مهم‌ترین نتیجه‌ای که از الگوی ستاره صبحگاهی استنباط می‌شود، شروع روند صعودی در انتهای روند نزولی است. معمولاً این الگو در انتهای روند نزولی شکل می‌گیرد که هر شمع شامل پیامی است. شمع اول که نزولی و پرقدرت، شمع دوم که معمولاً فاقد بدنه بزرگ و سایه است، می‌تواند به شکل صعودی یا نزولی شکل بگیرد. در انتها شمع سوم ظاهر می‌شود که نسبت به شمع دوم حالت صعودی دارد.

الگوی سه ستاره صعودی (Bullish Tri-Star):

این الگو نیز از سه شمع تشکیل‌شده است. اگر بین شمع اول و دوم یک شکاف نزولی و بین شمع دوم و سوم یک شکاف صعودی تشکیل شود، می‌تواند پیامی مبنی بر تغییر روند از نزولی به صعودی از آن استخراج کرد.

کندل استیک ها در تحلیل تکنیکال

الگوی سه ستاره صعودی

الگوی ستاره عصرگاهی:

این الگو شامل سه شمع است. مهم‌ترین خروجی این الگو شروع روند نزولی در انتهای روند صعودی است. وضعیت شمع‌ها در این الگو به شکل زیر است:

الگوی پوشاننده صعودی (Bullish Engulfing Pattern):

دو شمع در این الگو وجود دارند که دارای رنگ‌های متضاد هستند. این الگو در انتهای روند نزولی تشکیل می‌شود. شمع دوم که دارای بدنه به رنگ سفید است بیانگر روند صعودی است. در این الگو شمع دوم کل شمع اول را که به رنگ مشکی است، پوشش می‌دهد. در الگوی پوشاننده صعودی وجود و یا عدم وجود سایه‌ها مهم نیست.

الگوی پوشاننده صعودی

الگوی سه مکعب سفید (Three White Soldiers):

این الگو دارای سه شمع است که همگی دارای رنگ سفید هستند. بین شمع‌ها شکاف نزولی وجود دارد که بیانگر تغییر بسیار پرقدرت روند نزولی به صعودی است. روند همه شمع‌ها در این الگو صعودی است.

کندل استیک ها در تحلیل تکنیکال

الگوی سه مکعب سفید

الگوی ابر تیره:

این الگو دارای دو شمع است که شمع‌ها دارای رنگ‌های متفاوت هستند. رسیدن سهم به قیمت مقاومت ازجمله مهم‌ترین نتایجی است که می‌توان از این الگو برداشت کرد. هر دو شمع در این الگو دارای بدنه بزرگ هستند. ابتدا شمع اول بارنگ سفید تشکیل می‌شود و سپس شمع دوم که حداقل ۵۰ درصد از شمع اول را پوشش داده است شکل می‌گیرد. اگر این شمع‌ها در نقاطی بالاتر از سایر شمع‌ها شکل بگیرند بیانگر تغییر روند از صعودی به نزولی هستند.

کندل استیک ها در تحلیل تکنیکال

الگوی ابر تیره

الگوی رسوخ گر:

این الگو نقطه مقابل الگوی ابر تیره است. در این الگو ابتدا شمع مشکی تشکیل می‌شود و سپس شمع سفید که حداقل ۵۰ درصد از شمع مشکی را پوشش داده است شکل می‌گیرد. افزایش قیمت سهم و تغییر روند از نزولی به صعودی ازجمله نتایج قابل استنباط از این الگو است.

کندل استیک ها در تحلیل تکنیکال

الگوی رسوخ گر

الگوی سه کلاغ‌سیاه (Three Black Crows):

این الگو معمولاً برای معامله گران نشانگر خبرهای بد در قیمت سهم است. ادامه روند نزولی و ادامه کاهش قیمت سهم از مهم‌ترین نتایج مشاهده این الگو است. این الگو دارای سه شمع است که بارنگ‌های مشکی و پشت سر هم تشکیل می‌شود که معمولاً اندازه بنده آن‌ها با یکدیگر برابر است.

کندل استیک ها در تحلیل تکنیکال

الگوی سه کلاغ‌سیاه

الگوی سه سرباز سفید (Three White Soldiers):

این الگو که نقطه مقابل الگوی سه کلاغ‌سیاه است، معمولاً در یک‌روند صعودی شکل می‌گیرد. این الگو معمولاً حاوی پیام‌های مثبت و خوشحال‌کننده برای معامله گران است. این الگو دارای سه شمع است که بارنگ سفید تشکیل می‌شود که به‌صورت صعودی و پشت سر هم تشکیل می‌شوند. این الگو بیانگر خریداران پرقدرت در سهم است و معمولاً بعد از مشاهده این الگو، قیمت سهم افزایش می‌یابد.

کندل استیک ها در تحلیل تکنیکال

الگوی سه سرباز سفید

الگوی سه خط حمله (Three Line Strike):

معمولاً از این الگو به‌تنهایی استفاده نمی‌شود. این الگو دارای سه شمع به شکل نزولی است که بعدازاین سه شمع یک شمع با بدنه بزرگ به‌صورت نزولی شکل می‌گیرد. بازگشت قیمت به محدوده باز شدن شمع اول مهم‌ترین نتیجه‌ای است که از الگوی سه خط حمله استخراج می‌شود.

کندل استیک ها در تحلیل تکنیکال

الگوی سه خط حمله

الگوی تاسوکی رو به پایین (Downside Tasuki):

این الگو از سه شمع تشکیل‌شده است که دو شمع آن به‌صورت نزولی (مشکی) و یکی از شمع‌ها به‌صورت صعودی (به رنگ سفید) است. همانند شکل زیر شمع صعودی در میان شکاف قیمتی شمع اول و دوم شکل‌گرفته است. دو شمع نزولی نشانگر قدرت فروشندگان است و شمع سفید و صعودی نشانگر شناسایی سود توسط فروشندگان است.

کندل استیک ها در تحلیل تکنیکال

الگوی تاسوکی رو به پایین

کندل استیک (Candle Stack) یکی از روش‌های متداولی است که تحلیلگران تکنیکال در حوزه ارزهای دیجیتال و بورس اوراق بهادار، از آن استفاده می‌کنند. در این روش الگوهای مختلفی استفاده می شود که از جمله آن می‌توان ماروبزو، دوجی، چکش دارآویز را نام برد. استفاده از کندل استیک‌ها قوانینی دارد که لازم است تحلیل‌گر به آن ‌ها دقت نماید.

کندل استیک چیست؟

کندل استیک چیست؟

کندل استیک چیست؟ شمع های ژاپنی فکر می‌کنید پیش‌بینی روند بازار امکان پذیر است؟ اینکه باید چه ارز دیجیتالی را و در چه زمانی بخرید؟ با وجود این که بازارهای مالی مانند بازار رمز ارزها می‌توانند بسیار غیرقابل پیش‌بینی باشند اما درک کارکرد روندها و روانشناسی بازار میتواند اطلاعات خوبی در اختیار معامله‌گران قرار دهد. تحلیل کندل‌ها به آنها کمک می‌کند تا در معاملات خود بهتر تصمیم بگیرند. شناخت دنیای جذاب نمودارهای شمعی نیز می‌تواند به شما در پیش‌بینی روند قیمت‌ها در بازار رمزارزها کمک کند. اگر به کندل شناسی و یادگیری الگوهای نمودارهای شمعی علاقه‌مند شده‌اید تا آخر این مقاله همراه ما باشید.

کندل چیست؟

کندل‌ ها نوعی از نمودارها هستند که تاریخچه قیمت یک دارایی مانند یک ارز دیجیتال و خلاصه‌ای از رفتار قیمتی آن را به ما نشان می‌دهند. در هر نمودار شمعی زمان در محور افقی و قیمت‌‌ها در محور عمودی نشان داده می‌شود. کندل استیک ‎ها در کنار نمودارهای خطی و میله یکی از مهم‌ ترین روش‌های تحلیل تکنیکال در بازار هستند.

کندل استیک‌ (Candlestick) در انگلیسی به معنی شمعدان است.

کندل استیک چیست؟

هر شمع نشان‌ دهنده قیمت در دوره‌ های زمانی یکسان است. به زبان ساده هر کندل شامل بیشترین و کمترین قیمت، قیمت باز شدن و بسته شدن یک ارز دیجیتال مانند بیت کوین در یک بازه زمانی مشخص است. تنها زمانی که تغییرات قیمت دارای روند مشخصی باشند می‌توان از تحلیل الگوهای کندل استفاده کرد. چون نمودارهای شمعی می‌توانند روند بازگشتی صعودی یا نزولی در بازار را نشان دهند، استفاده از آنها در معاملات رمز ارزهایی مانند بیت کوین یا اتریوم بسیار مهم است.

در واقع مهم‌ ترین شرط برای استفاده از این الگوها شکل‌گیری یک روند قیمتی مشخص صعودی یا نزولی در بازار است؛ همچین برای تحلیل نقاط حمایت و مقاومت نیز می‌تواند از کندل‌ها استفاده کرد. تحلیل‌ گران تنها زمانی که یک محدوده حمایت یا مقاومت مهم تشکیل شده باشند از Candlestick استفاده می‌کنند.

پیشنهاد مطالعه: الگوهای کندل استیک

انتخاب بهترین زمان برای خرید یک ارز دیجیتال یکی از مهم‌ترین نتایج تحلیل درست نمودارهای شمعی است. البته این نکته را هم فراموش نکنید که الگوهای کندل معمولا در انتخاب بهترین زمان فروش، عملکرد مناسبی ندارند. متاسفانه بسیاری از معامله‌ گران در تحلیل‌ های خود از کندل استیک‌ ها استفاده نمی‌کنند. اما اگر شما در بازار رمز ارزها فعالیت می‌کنید و یا به تحلیل تکنیکال در شمع های ژاپنی این بازار علاقه‌مند هستید بهتر است کندل شناسی را یاد بگیرید و از این نمودارها در تحلیل‌ های خود استفاده کنید. شما با استفاده از این نمودارهای شمعی می‌توانید احساسات بازار را تحلیل کنید و بهترین زمان خرید یا فروش پیشبینی نمایید.

تاریخچه کندل استیک

تاریخچه استفاده از نمودارهای شمعی به قرن ۱۷م میلادی باز می‌گردد. مونهیسا هوما یک تاجر برنج ژاپنی و بنیانگذار تحلیل تکنیکال ژاپنی است. او توانست با ابداع الگوهای شمعی که روند بازار را تحلیل کند. مونهیسا هوما دریافت که با استفاده از این الگوها می‌توان عرضه و تقاضای برنج در بازار را پیش‌بینی نمود؛ استفاده از دانش تحلیل تکنیکال هوما را به موفق‌ترین تاجر تاریخ تبدیل کرد. او توانست با استفاده از الگوهای شمعی به بازار برنج تسلط یابد و به عنوان خدای بازارها شناخته شود.

مونهیسا هوما

مونهیسا هوما برای هر یک از این نمودارها نام مشخصی در نظر گرفت. ماروبوزو، سه کلاغ سیاه، ستاره دنبال‌‌دار، دوجی، ابر سیاه و … بخشی از نام‌های انتخاب شده برای این الگوها است. درنهایت او مجموعه‌ی این الگوها را به دلیل شباهتشان، شمعدان یا کندل استیک نام گذاری کرد.

بعد‌ها الگوهای کندل استیکی او توسط استیونیسون به آمریکا برده شد. روش تحلیلی مونهیسا هوما توسط چارلز داو، پدر تحلیل تکنیکال و بسیاری افراد دیگر مورد تصحیح قرار گرفت. با اینکه در ابتدا از نمودار‌های شمعی تنها برای تحلیل روند انواع بازارهای مالی مانند بورس استفاده می‌شد اما امروزه این نمودارها در تحلیل بازار کریپتوکارنسی هم کاربردهای بسیاری دارند.

نمودارهای شمعی به ما چه می‌گوید؟

کندل استیک‌ها چیزی فراتر از روند قیمت‌ها در طول زمان را به ما نشان می‌دهند. معامله‌گران با تجربه از تحلیل الگوها برای ارزیابی احساسات بازار و پیش‌بینی روند آن در آینده استفاده می‌کنند. آنها در تحلیل کندل‌ها معمولا به موارد زیر می‌گردند:

  • به عنوان مثال در یک روند نزولی، وجود سایه بلند در پایین یک کندل می‌تواند به معنی تمایل معامله‌گران برای خرید باشد. این اتفاق می‌تواند شاخصی برای پیش‌بینی صعودی شدن قیمت باشد.
  • در یک مثال دیگر وجود سایه بلند در بالای کندل هم نشان‌دهنده این است که معامله‌گران به دنبال گرفتن سود هستند و هم این نکته که ظرفیت فروش زیادی در آینده نزدیک وجود دارد.
  • یا همچنین در حالتی که بیشتر کندل از بدنه تشکیل شده و سایه‌های دو طرف آن کوتاه است می‌توان وجود احساس قدرتمند صعودی (شمع های ژاپنی برای کندل سبز) و احساس شدید نزولی (برای کندل قرمز) را دریافت کرد.

درک این نکته که کندل شناسی در زمینه یک رمز ارز خاص یا در شرایط مشخصی از بازار به ما چه می‌گویند، یکی از اصول مهم در استراتژی تحلیل تکنیکال بازار است. در واقع هنگامی که بدانید نمودارهای شمعی را چگونه بخوانید و الگوها آن را چگونه درک کنید می‌توانید بهترین تحلیل را به دست آورده و از آن برای کسب سود شمع های ژاپنی استفاده کنید.

فراموش نکنید الگوهای کندل رفتار بازار را هدایت نمی‌کنند بلکه با استفاده از این الگوها می‌توانید رفتار احتمالی معامله‌گران را پیش‌بینی کنید.

ساختار یک کندل استیک

ساختمان هر نمودار شمعی از سه بخش اصلی تشکیل شده است:

ساختار یک کندل استیک

بدنه (Body)

بدنه یک شمع که قیمت شروع و پایان معامله را نشان می‌دهد.در یک کندل صعودی که نشان دهنده افزایش قیمت در آن بازه زمانی است، قیمت شروع معامله باید کمترتر از قیمت پایان آن باشد. همچین در یک کندل نزولی که بیانگر کاهش قیمت در آن دوره است، قیمت شروع از قیمت پایان معامله بیشتر خواهد بود؛ اندازه بدنه کندل منعکس کننده‌ی فشار بازار است. بلند بودن طول شمع نشانه‌ای از یک حرکت قوی و کوتاه بودن آن نشانه‌ای از یک حرکت جزئی در قیمت است.

سایه / فیتیله (Wick)

سایه یک شمع خطی نازک است که به بالا و پایین بدنه کندل متصل می‌شود. سایه بالاترین و پایین‌ترین قیمت دارایی در آن بازه زمانی نشان می‌‌دهد. به عبارت دیگر سایه کندل نشان دهنده دامنه نوسان قیمت در طول یک دوره زمانی است.

رنگ بدنه شمع سومین بخش تشکیل دهنده یک کندل است، رنگ سفید یا سبز کندل نشانی از فشار خرید و صعودی بودن آن است؛ رنگ سیاه یا قرمز نیز خبر از فشار فروش و نزولی بودن کندل می‌دهد. به عبارت دیگر کندل استیک‌های صعودی بدنه‌ای سفید یا سبز و کندل استیک‌های نزولی بدنه‌ای سیاه یا قرمز دارند.

نکات مهم درباره کندل‌ها

  • از نمودارهای شمعی زمانی استفاده می‌شود که تغییرات قیمت دارای روندی صعودی یا نزولی باشد.
  • اگر قیمت بسته شدن کندل از قیمت باز شدن آن بیشتر باشد، کندل صعودی است.
  • اگر قیمت بسته شدن کندل از قیمت باز شدن آن کمتر باشد، کندل نزولی است.
  • اندازه طول بدنه کندل با افزایش یا کاهش فشار خرید رابطه‌ای مستقیم دارد.
  • رنگ سفید (سبز) بدنه به معنی افزایش قدرت خریداران و رنگ سیاه (قرمز) بدنه به معنی افزایش قیمت فروشندگان است.

چند الگوی کندل استیک وجود دارد؟

به طور تقریبی بیش از ۱۰۰ الگو برای نمودارهای شمعی وجود دارد. الگوهای یک کندلی، دو کندلی و سه کندلی شناخته شده‌ترین نوع کندل استیک‌ها هستند. از هرکدام از این الگوها برای شناخت روند افزایش، کاهش یا بازگشت قیمت‌ها در بازار ازرهای دیجیتال استفاده می‌شود. بخشی از الگوهای کندل در کف قیمت و بخشی دیگر نیز در سقف قیمتی شکل می‌گیرند. در واقع تحلیل‌گران از نمودارهای برای شناسایی کف‌ و سقف‌ قیمت‌ها در بازار استفاده می‌کنند.

چند نمونه از الگوهای کندل استیک

الگوی ماروبزو، الگوی دوجی، الگوی چکش، الگوی مرد به دار آویخته، الگوی ستاره دنباله‌دار، الگوی سه کلاغ سیاه و … همگی بخشی از الگوهای متداول کندل استیک هستند؛ با مطالعه مقاله آموزش جامع الگوهای کندل استیک می‌توانید با نحوه شناخت و استفاده از آنها در تحلیل‌های خود آشنا شوید.

سوالات متدوال

سوالات متداول

کندل استیک چیست؟

کندل استیک به معنای شمعدان است و روشی برای پیش‌بینی روند قیمت‌ها در بازار است.

چرا باید از کندل استیک استفاده کنیم؟

کندل استیک‌ها یکی از ساده‌ترین و قدرتمندترین ابزارهای نمایش اطلاعات قیمت در بازار هستند.

الگوهای کندل استیک چه کاربردی دارند؟

الگوی‌های کندل استیک بخشی از تحلیل تکنیکال هستند. تحلیل‌گران به کمک کندل استیک‌ها به راحتی می توانند روند صعودی یا نزولی قیمت‌ ارزهای دیجیتال در بازار را مشخص کنند.

چه بازه زمانی برای استفاده از نمودارهای کندل بهتر است؟

بیشتر الگوهای کندل استیک کوتاه مدت هستند و در بازه‌ای ۱ تا ۳ روزه تشکیل می‌شوند. این الگوها برای مدت ۱ تا ۲ هفته معتبر هستند.

الگوی صعودی کندل چیست؟

الگوهای صعودی (Bullish Patterns) معمولا پس از روند نزولی بازار شکل می‌گیرند. این الگوها نشان دهنده حرکت صعودی قیمت‌ها در بازار هستند.

الگوی نزولی کندل چیست؟

الگوهای نزولی (Bearish Patterns) ممکن است پس یک روند صعودی شکل بگیرند و نشان دهنده نقطه مقاومت در بازار هستند.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا