دوره جامع بورس

اندیکاتور باند بولینگر

معرفی و بررسی اندیکاتور باند بولینگر

اندیکاتور باند بولینگر

سلام. با یکی دیگر از سری مقالات آموزش تحلیل تکنیکال فارکس در خدمت شما معامله‌گران عزیز هستیم. همانطور که از عنوان این بلاگ آموزشی پیداست، در این قسمت قصد داریم اندیکاتور باند بولینگر را معرفی کرده و نحوه کارکرد و کاربردهایی که باعث می‌شود تا تریدر‌ها از این اندیکاتور استفاده کنند را مورد بررسی قرار دهیم. پس با ما همراه باشید.

اندیکاتور باند بولینگر چیست و از چه اجزایی تشکیل شده است؟

اندیکاتور باند بولینگر یکی دیگر از متداول‌ترین اندیکاتور‌هایی است که عموما توسط معامله‌گران و تریدر‌های حرفه‌ای بازار مورد استفاده قرار می‌گیرد. این اندیکاتور اولین بار توسط جان بولینگر در سال 2001 در کتاب بولینگر و باند‌های بولینگر معرفی شد که این کتاب نیز به خاطر کاربرد و طرفداران فراوانی که داشت به 11 زبان مختلف در دنیا نیز ترجمه شد.

اندیکاتور باند بولینگر همانطور که در تصویر زیر می‌بینید از اجزای مختلفی تشکیل می‌شود که این اجزا عبارت است از:

  1. باند بولینگر: همانطور که مشاهده می‌کنید دو باند بالایی و پایینی توسط این اندیکاتور به رنگ آبی رسم شده و فضای بین این دو خط نیز دارای بک‌گراند آبی کم‌رنگ می‌باشد. به طور کلی به این فضا که توسط این اندیکاتور در اطراف قیمت بازار رسم می‌شود باند بولینگر می‌گوییم.
  2. خط میانی یا بیس: خط قرمز رنگی که در وسط باند بولینگر مشاهده می‌کنید یک میانگین متحرک می‌باشد که به صورت پیش‌فرض MA را برای 20 کندل آخر نمایش می‌دهد.

آشنایی با اندیکاتور باند بولینگر

همانطور که در تصویر فوق مشاهده می‌کنید شما می‌توانید مقادیر پیش‌فرض تعیین شده در اندیکاتور باند بولینگر را در بخش تنظیمات این اندیکاتور تغییر دهید.

نکته: اگر از جمله افرادی هستید که همواره علاقه دارید تا فرمول و ساختار اندیکاتور‌ها را نیز علاوه بر عملکرد آن‌ها درک کنید بهتر است بدانید که خطوط باند بالا و پایین که در اندیکاتور باند بولینگر رسم می‌شود در حقیقت دو انحراف معیار مثبت و منفی از میانگین متحرک اندیکاتور باند بولینگر 20 کندل آخر هستند که می‌توانید مقادیر پیش‌فرض آن‌ها را نیز در بخش تنظیمات تغییر دهید.

حال که با اجزای تشکیل دهنده باند بولینگر آشنا شدید بهتر است به رسم دیگر مقالات آموزش تحلیل تکنیکال فارکس که در سایت منتشر کردیم به بررسی کاربرد‌ها و نقاط ورود این اندیکاتور بپردازیم.

اندیکاتور باند بولینگر چه اطلاعاتی به ما می‌دهد؟

یکی از ساده‌ترین مفهوم‌ها و اطلاعاتی که توسط این اندیکاتور به دست می‌آید این است که عموما زمانی که قیمت بازار به باند بالایی این اندیکتور نزدیک می‌شود یعنی در حال نزدیک شدن به سطح Overbought یا خرید بیش از حد هستیم و زمانی که قیمت به باند پایینی نزدیک می‌شود یعنی در حال نزدیک شدن به Oversell یا فروش بیش از حد هستیم. معامله‌گران در هر دو حالت انتظار دارند که بازار به نقطه برگشت خود نزدیک شده باشد.

علاوه بر مفاهیم خرید و فروش بیش از حد، از اندیکاتور Bollinger Band اطلاعات دیگری نیز به دست می‌آید که مهم‌ترین آن‌ها عبارت است از:

تشخیص فشار یا Squeeze در باند بولینگر

یکی از اطلاعات بسیار مهمی که توسط اندیکاتور باند بولینگر به دست می‌آید میزان فشار‌ و نوسانات قیمت می‌باشد. به این صورت که هر قدر باند‌های بولینگر فشرده‌تر شوند احتمال حرکت‌های نوسانی بیشتر بوده و ممکن است معامله‌گران وارد بازار شوند و برعکس، هر قدر باند‌های بولینگر از هم دور شوند احتمالا شدت نوسانات کم شده و ممکن است معامله‌گران از بازار خارج شوند.

شکل‌گیری شکست در باند بولینگر

باید به خاطر داشته باشید که همواره در اکثر مواقع قیمت بین دو باند بولینگر حرکت می‌کند و گاها با برخورد به سقف و کف باند روند برعکس شده و به سمت باند مقابل حرکت می‌کند. اما در برخی از مواقع روند قیمت قدرت زیادی پیدا کرده و ممکن است یکی از باند‌ها را بشکند. نکته‌ای که به عنوان معامله‌گر باید به خاطر داشته باشید این است که شکست‌های حاصل از روند‌های قدرتمند معنا و مفهوم خاصی ندارد و نباید به خاطر این اتفاقات و شکست‌ها به صورت هیجانی وارد معامله شوید.

چند استراتژی کاربردی برای معامله با Bollinger Band

به خاطر داشته باشید که اندیکاتور باند بولینگر درست مانند برخی دیگر از اندیکاتور‌هایی که در سری مقالات آموزش تحلیل تکنیکال فارکس بررسی کردیم عموما به تنهایی کاربردی ندارد و بهتر است با دیگر آموخته‌های خود در زمینه تحلیل تکنیکال آن را ترکیب کرده تا نقاط ورود حرفه‌ای‌تری پیدا کنید، اما برای این که درک بهتری از نحوه کار با این اندیکاتور به دست آورید در ادامه دو استراتژی کاربردی معرفی می‌کنیم.

  1. حمایت و مقاومت: همانطور که گفته شد در برخی از مواقع (به خصوص بازار‌های کم نوسان و رنج) روند با برخورد به باند‌های بولینگر تغییر جهت داده و به سمت باند دیگر حرکت می‌کند. بنابراین شما می‌توانید از این سطوح به عنوان حمایت و مقاومت استفاده کرده و نقاط ورود خوبی به دست آورید.
  2. سوار شدن بر باند: در برخی از مواقع قیمت با یک حرکت قدرتمند به یکی از باند‌های بولینگر چسبیده و طی چند کندل سوار بر باند بولینگر حرکت می‌کند. گاهی ممکن است روند یک پولبک جزئی به خط میانی باند‌ها زده و مجدد به روند خود ادامه دهد. بنابراین اگر تاریخچه قیمتی نمودار مورد نظر خود را بررسی کرده و رفتار چارت را در این زمینه مطالعه کنید می‌توانید در این زمان‌ها نقاط ورود خوبی به دست آورید.

مطالب مرتبط با این قسمت از سری مقالات آموزش تحلیل تکنیکال فارکس نیز در همین نقطه به پایان می‌رسد. در قسمت بعدی مقالات به بررسی یکی دیگر از اندیکاتور‌های کاربردی بازار‌های مالی خواهیم پرداخت.

همه چیز در مورد باندهای بولینگر (Bollinger Bands)

forex

معامله کردن را با ساخت خانه مقایسه کنید. از چکش برای پیچ کردن استفاده نمی‌کنید، درست است؟ همچنین از اره برای سوراخ کردن دیوار استفاده نمی‌شود. شما برای هر کار و هر موقعیتی از یک ابزار استفاده می‌کنید.

در بازار معاملاتی هم ابزار مناسبی برای هر موقعیت وجود دارد که باندهای بولینگر یکی از آنهاست .

برای ترید کردن از بعضی اندیکاتورهای تکنیکال در بعضی شرایط بهتر می‌توان استفاده کرد.

بنابراین، هر چه ابزار بیشتری داشته باشید، بهتر می‌توانید با محیط بازار که همیشه در حال تغییر است وفق پیدا کنید.

همانطور که در ساخت خانه سیم‌کشی برق یا لوله‌کشی را به دست متخصص می‌دهید، در معامله کردن هم باید برخی امور را به دست اندیکاتورهایی که هر کدام دارای تخصصی خاص هستند سپرد. مانند باند بولینگر یا میانگین متحرک .

در ادامه بااندیکاتور باندهای بولینگر بیشتر آشنا می‌شوید.

باندهای بولینگر

باندهای بولینگر، اندیکاتور تکنیکالی ساخته‌شده توسط جان بولینگر هستند که برای اندازه‌گیری نوسانات بازار و شناسایی شرایط «پیش‌خرید» یا «پیش‌فروش» استفاده می‌شوند. در واقع، این ابزار کوچک به ما می‌گوید که آیا بازار آرام است یا اینکه پر سر و صدا است. هنگامی که بازار آرام است، باندها متراکم و منقبض می‌شوند و زمانی که بازار ناآرام است، باندها از هم باز می‌شوند.

باندهای بولینگر

نمودار زیر را ببینید:

باندهای بولینگر اندیکاتوری است که روی نمودار اصلی قیمت می‌افتد.

می‌بینید؟ وقتی حرکت قیمت کند است، باندها به هم نزدیک شدند. و وقتی قیمت بالا می‌رود، باندها از هم دور می‌شوند.

باندها، میزان نوسانات قیمت را در طول زمان اندازه‌گیری می‌کنند.

همان طور که می‌دانید شرایط بازار همیشه در حال تغییر است، و چون کار باندهای بولینگر این است که نوسانات را اندازه‌گیری کنند، با شرایط بازار سازگار می‌شوند.

به طور خلاصه تمام کاری که باندهای بولینگر انجام می‌دهند همین است.

باند بولینگر چیست؟

در حالت عادی باندهای بولینگر به شکل سه خط رسم می‌شوند:

در این اندیکاتور، خط میانی یک میانگین متحرک ساده است.

بیشتر نرم‌افزارهای تکنیکال پیش‌فرض‌شان میانگین متحرک بیست دوره است، که البته برای بیشتر تریدرها مناسب است، اما اگر تسلط بیشتری در کار با باندهای بولینگر پیدا کردید، می‌توانید بازه‌های زمانی مختلف میانگین متحرک را تست کنید.

به طور پیش‌فرض، باندهای بالا و پایین، دو انحراف معیار را در بالا و پایین خط میانی (میانگین متحرک) نشان می‌دهند.

صبر کنید، انحراف معیار مفهوم پیچیده‌ای نیست؛ انحراف معیار فقط اندازه‌گیری میزان پخش شدن اعداد است.

اگر باندهای بالا و پایین یک انحراف معیار داشته باشند، نشان‌دهنده این است که حدود ۶۸٪ از تغییرات قیمتی که به تازگی رخ داده، داخل این باندها قرار گرفته‌اند.

اگر باندهای بالا و پایین دو انحراف معیار داشته باشند، نشان‌دهنده این است که حدود ۹۵٪ از تغییرات قیمتی که به تازگی رخ داده، داخل این باندها قرار گرفته‌اند.

احتمالا گیج‌کننده شد. عکس زیر را ببینید:

می‌بینید؟ هرچه قدر انحراف معیاری که برای باندها استفاده می‌شود، بیشتر باشد، باندها قیمت‌های بیشتری را به خودشان می‌گیرند.

اگر باز هم نامفهوم است، نگران نباشید، برای شروع لازم نیست همه این مطالب را بلد باشید.

فرمول باندهای بولینگر و تاریخچه آن مباحثی هستند که در این مطلب فرصت پرداختن به آن نیست. در اینجا ما شما را با عملکرد این اندیکاتور بیشتر آشنا می‌کنیم. در صورت تمایل به کسب اطلاعات بیشتر از این اندیکاتور می‌توانید به آدرس www.bollingerbands.com مراجعه کنید .

واکنش به بولینگر

یکی از چیزهایی که باید در مورد باندهای بولینگر بدانید این است که قیمت تمایل دارد به وسط باند باز گردد. کل ایده موجود در پس واکنش بولینگر همین است. با نگاه به نمودار زیر، می‌توانید بگویید که قیمت احتمالا به کدام سمت حرکت خواهد کرد؟

اگر پاسخ شما پایین باشد، درست است. همان طور که می‌بینید، قیمت به سمت منطقه وسط باندها رو به پایین در حرکت است .

آنچه مشاهده کردید، واکنش بولینگر کلاسیک بود. دلیل وقوع این واکنش‌ها این است که باندهای بولینگر مانند سطوح پشتیبانی و مقاومت دینامیک عمل می‌کنند .

هر چه بازه زمانی انتخابی‌تان طولانی‌تر باشد، این باندها قوی‌تر خواهند بود.

بسیاری از معامله‌گران اندیکاتور باند بولینگر سیستم‌هایی ایجاد کرده‌اند که با این واکنش‌ها شکوفا می‌شوند و گل می‌دهند.

این استراتژی در بهترین حالت زمانی استفاده می‌شود که بازار رنج یا خنثی است و هیچ روند مشخصی نیست .

حالا به روشی برای استفاده از باندهای بولینگر هنگام جهش شدید بازار نگاه کنید .

به هم‌فشردگی یا باریک شدن بولینگر

از عنوان به هم‌فشردگی بولینگر می‌توانید متوجه شوید منظور چیست. وقتی باندها به هم نزدیک می‌شوند، فشار می‌آورند، و این یعنی شکست از یک طرف در شرف وقوع است.

اگر شمع‌ها از بالای باندها شروع به شکستن محدوده رنج کنند، معمولا حرکت به سمت بالا خواهد بود.

اگر شمع‌ها از زیر باند پایین شکستن محدوده رنج را شروع کنند، غالبا حرکت قیمت نزولی خواهد بود.

عکس بالا را ببینید. در این نمودار می‌توانید باندهای فشرده به‌هم را ببینید.

شکست قیمت از باند بالایی تازه شروع شده. حالا با در نظر گرفتن اطلاعاتی که دارید، فکر می‌کنید قیمت به کدام سمت خواهد رفت؟

اگر پاسخ شما بالا است، درست گفتید!

نحوه کار به هم فشردگی بولینگر در حالت عادی به این شکل است.

این استراتژی برای ورود به معاملات پیش از شروع حرکت اصلی می‌باشد.

شاید موقعیت معاملاتی کمی با این استراتژی پیش بیاید ولی با دیدن این فشردگی در باندهای بولینگر می‌توانید به خوبی کسب سود کنید. با باندهای بولینگر کارهای متنوع دیگری می‌توانید انجام دهید، اما موارد فوق ۲ مورد از رایج‌ترین استراتژی‌های در این اندیکاتور باند بولینگر رابطه می‌باشند.

همیشه توجه داشته باشید که اندیکاتورها فقط به عنوان ابزارهایی برای کمک به تحلیل بازار مورد استفاده قرار می‌گیرند و به هیچ عنوان نباید از آنها به تنهایی برای خرید و فروش استفاده کرد.

باند بولینگر Bollinger bands چیست؟

باند بولینگر

bands (BB) در اوایل دهه 80 میلادی توسط جان بولینگر که تحلیلگر مالی و معامله‌گر بود ابداع شدند. از BB به‌عنوان ابزاری برای تحلیل تکنیکال استفاده می‌شد. Bollinger bands به‌عنوان یک ابزار سنجش اسیلاتور به کار می‌روند. همچنین تعیین‌کننده نقاطی در بازار هستند که نوسانات زیاد یا کم و شرایط اشباع خرید یا اشباع فروش وجود دارند.

اجزا اندیکاتور باند بولینگر

نکته اصلی در مورد اندیکاتور BB این است که نحوه تقسیم قیمت در اطراف یک مقدار میانگین را نشان می‌دهد. به‌طور دقیق‌تر، این اندیکاتور از یک باند بالاتر، باند پایین‌تر و یک خط میانگین متحرک میانی (باند میانی نیز نامیده می‌شود) تشکیل‌شده است. دو باند جانبی به پرایس اکشن بازار واکنش نشان می‌دهند و زمانی که نوسان بالا است عریض‌تر می‌شوند (از خط میانی دور می‌شوند) و زمانی که نوسان کم است باریک‌تر می‌شوند (به سمت خط میانی حرکت می‌کنند).

آموزش باند بولینگر

فرمول Bollinger bands استاندارد، خط میانی را به‌عنوان یک میانگین متحرک ساده (SMA) 20 روزه تنظیم می‌کند، در حالیکه باندهای بالاتر و پایین‌تر بر اساس نوسان بازار مربوط به SMA (به آن انحراف معیار نیز می‌گویند) محاسبه می‌شوند. تنظیمات استاندارد برای اندیکاتور Bollinger bands به شکل زیر هست:

  • خط میانی: میانگین متحرک ساده 20 روزه (SMA)
  • باند بالاتر: SMA 20 روزه + (انحراف معیار 20 روزه × 2)
  • باند پایین‌تر: SMA 20 روزه – (انحراف معیار 20 روزه × 2)

این تنظیمات یک دوره 20 روزه را نشان می‌دهند و باندهای بالاتر و پایین‌تر را تا دو انحراف معیار دورتر از خط میانی تنظیم می‌کنند. این کار برای حصول اطمینان از حرکت حداقل 85% داده‌های قیمت در میان این دو باند انجام می‌شود، اما تنظیمات مطابق با نیازها و استراتژی‌های معاملاتی مختلف صورت می‌گیرند.

استراتژی باند بولینگر در معامله به چه صورتی است؟

اگرچه Bollinger bands در بازارهای مالی سنتی استفاده می‌شوند، در معاملات رمز ارزها نیز می‌توانند به کار روند. طبیعتاً، روش‌های متعددی برای استفاده و توضیح اندیکاتور BB وجود دارند، اما نباید از آن به‌تنهایی استفاده کرد و آن را اندیکاتوری برای فرصت‌های خرید/ فروش در نظر گرفت. بهتر است که از این اندیکاتور همراه با دیگر اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال استفاده کرد.

با توجه به آنچه گفته شد، چگونه می‌توان داده‌های حاصل از اندیکاتور بولینگر را تفسیر کرد.

اگر قیمت بالاتر از میانگین متحرک حرکت کند و از باند بالاتر بولینگر نیز عبور کند، احتمالاً می‌توان فرض کرد که شرایط اشباع خرید پدید آمده است. یا اگر قیمت چند بار به باند بالایی برسد، نشانگر سطح مقاومت مهمی است.

در مقابل، اگر قیمت یک دارایی مشخص کاهش چشمگیری یابد و از باند پایین‌تر عبور کند یا چند بار آن را لمس کند، بازار یا در وضعیت اشباع فروش است یا به سطح حمایت قوی دست‌یافته است.

ازاین‌رو، معامله گران می‌توانند از BB(همراه با دیگر اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال) برای تعیین اهداف خرید یا فروش خود یا تنها برای بررسی اجمالی نقاط پیشینی که در آن بازار شرایط اشباع خرید یا اشباع فروش به وجود آورده است، استفاده کنند.

به‌علاوه، عریض و باریک شدن Bollinger bands می‌توانند برای پیش‌بینی زمانی که نوسانات بازار کم یا زیاد هستند مورداستفاده قرار گیرند. زمانی که قیمت دارایی نوسان بیشتری داشته باشد، باندها از خط میانی فاصله می‌گیرند (عریض شدن) یا زمانی که قیمت نوسان کمتری دارد به خط میانی نزدیک می‌شوند (انقباض یا باریک شدن).

باند بولینگر برای معاملات کوتاه‌مدت مناسب‌تر هستند و می‌توانند به‌عنوان روشی برای تحلیل نوسانات بازار به کار روند و حرکات آتی بازار را پیش‌بینی کنند. بعضی از معامله گران این‌طور در نظر می‌گیرند که زمانی که باندها بیش‌ازاندازه عریض شوند، روند جاری بازار به تثبیت شدن نزدیک می‌شود یا بازگشت روند روی خواهد داد. زمانی که باندها بسیار باریک شوند، معامله گران این‌طور در نظر می‌گیرند که بازار حرکت بزرگی خواهد داشت.

اندیکاتور باند بولینگر

قبل از بررسی شیوه استفاده از باندهای بولینگر بهتر است تاریخچه ی این اندیکاتور را بررسی کنیم زیرا دانستن تاریخچه به ما کمک می کند تا درک بهتری از باندهای بولینگر و نحوه استفاده از آن به دست آوریم.

به دلیل این که جان بولینگر طراح و توسعه دهنده این اندیکاتور بود این اندیکاتور را به نام این شخص می شناسیم.

این اندیکاتور از سه جز تشکیل شده است. یک مووینگ اوریج ساده و دو بخش دیگر که برای نمایش انحراف معیار از آن استفاده می شود.

لازم است بدانید تا زمانی که با چگونگی محاسبه اجزا مختلف این اندیکاتور آشنا نشوید نمی توانید به خوبی از آن استفاده کنید زیرا درک درستی از نحوه کارکرد آن ندارید.

این نکته را در نظر داشته باشید که در 95% مواقع قیمت بین باند بالایی و پایینی این اندیکاتور در حال نوسان است.

مواقعی که با بازاری آرام روبه رو شویم این باندها به هم نزدیک می شوند و زمانی که بازار نوسانی باشد فاصله این باندها از یکدیگر زیاد می شود.

به یاد داشته باشید که قیمت همیشه تمایل دارد بین باند بالایی و پایینی در اندیکاتور باند بولینگر حرکت کند.

گاهی قیمت از این باندها خارج می شود. اگر قیمت از باندبالایی خارج شود یعنی وارد منطقه اشباع خرید شده و اگر از باند پایینی خارج شود یعنی وارد منطقه اشباع فروش شده.

زمانی که قیمت از از سمت یک از باندها خارج شود انتظار داریم که دوباره به داخل باند بازگردد و حرکتی در خلاف جهت را در پیش بگیرد.

هدف در این استراتژی این است تا مناطق ورود قیمت به اشباع خرید و فروش را شناسایی نماییم تا به درستی تغییر جهت حرکت را بررسی کنیم.

برای دست یابی به نتیجه مدنظر بهتر است از استراتژی باندهای بولینگر در تایم فریم ها M15، M30، H1، H4 و. استفاده نمایید

1. اخطار اول زمانی دریافت می شود که کندل زیر باند پایینی اندیکاتور بولینگر بسته شود و کندل بعد از آن مجدد به بالی باند پایینی بازگردد و در این ناحیه بسته شود.

3. اخطار اول زمانی دریافت می شود که کندل بالای باند فوقانی اندیکاتور بولینگر بسته شود و کندل بعد از آن مجدد به پایین باند فوقانی بازگردد و در این ناحیه بسته شود.

2. هرگاه قیمت در یک بازه زمانی نوسان بسیار کمی داشت و باندهای بولینگر به هم نزدیک و فشرده بود برای ورود به بازار آماده شوید.

1. برای این کار ابتدا باید دو اندیکاتور باند بولینگر به چارت اضافه کنید. Deviation یکی را 1 و دیگری را 2 قرار دهید.

3. رنگ باندها در هر اندیکاتور را تغییر دهید تا دچار اشتباه نشوید.( مثلا رنگ باند در یک اندیکاتور را قرمز و در دیگری آبی کنید)

5. اگر از این استراتژی در بازارهای رونددار استفاده می نمایید به خاطر داشته باشید که هیچ گاه خلاف روند معامله نکنید.

© توجه: بازارهای مالی همواره همراه با ریسک هستند و بدون آموزش و کسب دانش کافی، خطر از دست رفتن سرمایه وجود دارد.

اندیکاتور باند بولینگر Bollinger Bands چیست + نحوه سیگنال گیری از آن

اندیکاتور باند بولینگر Bollinger Bands چیست

اندیکاتور باند بولینگر Bollinger Bands یک شاخص محبوب تحلیل تکنیکال است که برای نشان دادن نوسانات موجود در بالا و پایین میانگین متحرک (Moving Averages) مورد استفاده قرار می گیرد. بولینگر باند بر اساس انحراف معیار به دست می آید که میزان آن با توجه به افزایش یا کاهش قیمت نیز دچار تغییر می شود.

ماهیت داینامیک باند بولینگر به گونه ای است که می توان از آن برای تجزیه و تحلیل انواع بازرهای مالی استفاده کرد. تریدرها برای سیگنال گیری می توانند از این اندیکاتور در شناسایی الگوهای M-Tops یا همان اوج M شکل، W-Bottoms یا کف W شکل و تعیین قدرت روند قیمتی استفاده کنند.

محاسبه اندیکاتور باند بولینگر

  • باند میانی : میانگین متحرک ساده (SMA) با دوره زمانی 20 روزه
  • باند بالایی : باند میانی + ( انحراف معیار 20 روزه ضربدر 2)
  • باند پایینی : باند میانی – (انحراف معیار 20 روزه ضربدر 2)

اندیکاتور باند بولینگر در واقع متشکل از یک باند میانی و دو باند بیرونی است. باند میانی معمولا یک میانگین متحرک ساده است که برای دوره زمانی 20 روزه تنظیم شده است. دلیل استفاده از یک میانگین متحرک ساده در باند میانی این است که فرمول انحراف معیار (Standard Deviation) نیز از یک میانگین حرکت ساده استفاده می کند.

بازه زمانی انحراف معیار همانند میانگین متحرک است، باندهای بیرونی نیز 2 انحراف معیار برای بالا و پایین باند میانی در نظر می گیرند :

باند بولینگر

شما می توانید با توجه به نوع خاصی از سهام یا استراتژی معامله، تنظیمات دلخواه خود را بر روی اندیکاتور باند بولینگر انجام دهید. البته خود بولینگر پیشنهاد می کند که تغییراتی کوچک اما افزایشی را بر روی ضریب انحراف معیار اعمال کنید. تغییر در دوره های زمانی میانگین متحرک نیز بر روی تعداد دوره های مورد استفاده در محاسبه انحراف معیار تاثیر خواهند گذاشت، بنابراین تنظیمات و تغییرات جزیی برای ضریب انحراف معیار کافی خواهد بود.

ضریب استاندارد برای انحراف معیار و میانگین متحرک ساده 20 روزه معمولا عدد 2 در نظر گرفته می شود. طبق پیشنهاد بولینگر بهتر است برای میانگین متحرک 50 روزه، ضریب انحراف معیار را به 2.1 افزایش داده و برای دوره زمانی 10 روزه نیز از ضریب 1.9 استفاده کنید.

نحوه سیگنال گیری از باند بولینگر

همانطور که گفتیم، تریدرها می توانند با استفاده از اندیکاتور باند بولینگر الگوی های M-Tops، W-Bottoms و در نهایت قدرت روند قیمتی یک سهام را شناسایی کنند. در ادامه این بخش 3 روش سیگنال گیری از این اندیکاتور را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

1- تشخیص سیگنال از طریق الگوی W-Bottoms

آرتور مرول تحلیلگر بزرگ بورس، 16 الگو را بر اساس شکل W شناسایی کرد. بولینگر نیز برای شناسایی دو کف قیمتی مهم در روند نزولی از الگوی W شکل و باند بولینگر استفاده می کند. در حقیقت زمانی که کف دوم پایین تر از کف اول اما همچنان بالای باند پایینی قرار داشته باشد، الگویی W شکل در کف روند صعودی تشکیل خواهد شد. این فرآیند شامل 4 مرحله است که در ادامه هر یک را توضیح خواهیم داد:

  1. تشکیل کف قیمتی در روند یک سهام که معمولا در زیر باند پایینی قرار می گیرد؛ البته به خاطر داشته باشید که این موضوع همواره صادق نیست و در برخی اوقات ممکن است کف قیمتی در بالای باند پایینی قرار داشته باشد.
  2. روند قیمتی به سمت باند میانی جهش صعودی پیدا می کند.
  3. کف جدیدی در روند قیمتی سهام ایجاد می شود؛ البته این کف جدید در بالای باند بولینگر قرار خواهد داشت. تشکیل کف دوم در بالای باند بولینگر نشان می دهد که آخرین حرکت نزولی روند قیمتی ضعیف بوده است.
  4. الگوی W شکل با یک جهش صعودی قیمت از کف دوم و شکست مقاومت بازار تایید می شود.

الگوی W در باند بولینگر

نمودار بالا الگوی W در اندیکاتور باند بولینگر مربوط به سهام اندیکاتور باند بولینگر کمپانی نوردستروم می باشد. همانطور که مشاهده می کنید سهام در ماه ژانویه با یک کف قیمتی مواجه شده (فلش مشکی) و به زیر باند پایینی شکسته شده است.

در مرحله بعد قیمت مجددا به بالای باند میانی بازگشته است. در فاز سوم یک کف قیمتی جدید شکل گرفته است به گونه ای که قیمت سهام به پایین تر از کف چند روز قبل خود رسیده اما بالای باند پایینی قرار دارد. در مرحله آخر قیمت سهام در اواخر ماه ژانویه افزایش یافته و بالاتر از قیمت اوایل ماه فوریه قرار گرفته است. نمودار زیر نیز الگوی W شکل کوچکتری را در سهام یک کمپانی دیگر نشان می دهد.

Bollinger bands

2- تشخیص سیگنال از طریق الگوی M-Top

الگوی M-Top نیز بخشی از تحقیقات آرتور مرول محسوب می شود. او 16 الگوی M شکل را شناسایی کرده است. بولینگر هم به منظور شناسایی اوج ها یا همان سقف های M از این الگو و باندهای بولینگر استفاده کرده است. البته وی اعتقاد دارد که ترسیم سطوح اوج قیمت M در مقایسه با کف (Bottom) بسیار پیچیده تر است.

سقف های دوقلو، الگوی سر و شانه و الماس نشان دهنده سطوح اوج پیش رونده هستند. اوج M در ساده ترین شکل همانند اوج دو قلو است. با این حال به خاطر داشته باشید که سطوح اوج تشکیل شده همواره یکسان نیستند به گونه ای که اوج اول ممکن است پایین تر یا بالاتر از اوج دوم باشد.

بولینگر پیشنهاد می کند که بهترین زمان برای شناسایی نشانه های عدم تایید (Non-Confirmation) زمانی است که سهام در حال ایجاد یک سقف جدید باشد. شرایط عدم تایید در 3 مرحله زیر اتفاق می افتد:

  1. ابتدا سقف قیمتی سهام در بالای باند بالایی تشکیل می شود.
  2. سپس Pullback اتفاق می افتد. به این معنی که روند قیمتی به سمت باند میانی کشیده می شود.
  3. تراز قیمتی نسبت به نقطه سقف قبلی افزایش یافته اما قادر نیست از باند بالایی عبور کند. این موضوع به عنوان یک هشدار تلقی می شود. در حقیقت عدم توانایی عبور نقطه سقف دوم از باند بالایی نشان دهنده حرکت نزولی قیمت و معکوس شدن جهت روند خواهد بود. شکست خط حمایت یا سیگنال اندیکاتور RSI نیز نشانه تایید نهایی این موضوع خواهد بود.

الگوی M در باند بولینگر

همانطور که در نمودار قیمتی بالا مشاهده می کنید، الگوی M شکل در ماه می و آوریل اندیکاتور باند بولینگر کاملا واضح است. روند قیمتی سهام در ماه آوریل به بالای باند بالایی حرکت کرده است و پس از یک Pullback دوباره افزایش یافته است. حتی اگر سهام با طول روز با قیمت بیشتری (بالای باند بالایی) معامله شود، قیمت نهایی از باند بالایی عبور نخواهد کرد.

نقطه اوج M دو هفته بعد با شکست خط حمایت تایید شده است، علاوه بر این اندیکاتور MACD نیز یک واگرایی نزولی را ثبت کرده و برای تایید آن به زیر خط سیگنال خود حرکت کرده است.

بولینگر باند

تصویر بالا نیز نمودار سهام Pulte Homes در بورس را نشان می دهد که در ماه های آگوست و جولای روند صعودی را تجربه کرده است. تراز قیمتی در اواسط ماه سپتامبر از باند بالایی عبور کرده تا یک روند صعودی را تایید کند. پس از بروز یک Pullback در زیر باند میانی (میانگین متحرک 20 روزه)، سهام دوباره به بالای 17 رسیده است.

البته با وجود این سقف جدید، تراز قیمتی نتوانسته است که از باند بالایی عبور کند که این موضوع به عنوان یک زنگ خطر برای تریدرها تلقی می شود. قیمت سهام یک هفته بعد خط حمایت را شکسته و اندیکاتور MACD نیز به زیر خط سیگنال خود رفته است.

3- تشخیص سیگنال از طریق حرکات روی باند

بولینگر حرکت در بالا و پایین باندها را برچسب (Tag) نام گذاری کرده است چرا که به عقیده او این حرکات را نمی توان به عنوان سیگنال در نظر گرفت. در حقیقت حرکت قیمت به سمت باند بالایی نشان دهنده قدرت است در حالی اندیکاتور باند بولینگر که حرکت با شیب تند به سمت باند پایینی بیانگر ضعف روند خواهد بود.

اکثر اسیلاتورهای مومنتوم نیز تقریباً به همین شکل کار می کنند. شرایط اشباع خرید لزوما به معنی صعودی بودن همیشگی روند نیست. به عبارت دیگر رسیدن به شرایط اشباع خرید نیازمند روند اندیکاتور باند بولینگر صعودی و پر قدرت است. قیمت ها می توانند در یک روند صعودی بر روی باندها حرکت کرده و آنها را به تعداد دفعات زیاد لمس کنند. با در نظر گرفتن این موضوع که نوار بالایی به اندازه 2 انحراف معیار بالاتر از میانگین متحرک اندیکاتور باند بولینگر 20 روزه قرار می گیرد، متوجه می شویم که عبور قیمت از باند بالایی مستلزم یک روند بسیار پر قدرت خواهد بود.

لمس باند بالایی که بعد از تایید الگوی W-Bottom انجام می پذیرد، در واقع سیگنال شروع یک روند صعودی را در اختیار تریدرها قرار می دهد؛ علاوه بر این می توان گفت قیمت های یک روند صعودی هرگز از باند پایینی عبور نخواهند کرد. میانگین متحرک 20 روزه نیز گاهی اوقات به عنوان خط حمایت عمل می کند، در حقیقت اگر قیمت به زیر میانگین متحرک 20 روزه برسد، اندیکاتور باند بولینگر تریدر قبل از برخورد قیمت با نوار بالایی فرصت خرید خوبی پیدا خواهد کرد.

الگوی W-Bottom

تصویر فوق نمودار قیمتی سهام شرکت Air Products را نشان می دهد که در اواسط ماه جولای چندین مرتبه با با باند بالایی برخورد داشته است. شما در اولین نگاه متوجه خواهید شد که نمودار روند قیمتی بسیار قدرتمندی داشته است به گونه ای که دو بار پیاپی موفق به شکست خطوط مقاومت شده است.

روند قیمتی سهام در ماه آگوست شکل تختی به خود گرفته و میانگین متحرک 20 روزه نیز به کناره ها حرکت کرده است. باند بولینگر در این حالت بسیار باریک شده اما قیمت این سهام به زیر باند پایینی نزدیک نشده است. قیمت سهام و میانگین متحرک 20 روزه در ماه سپتامبر مجددا به سمت بالا حرکت کرده اند؛ به طور کلی قیمت سهام این کمپانی در یک بازه زمانی 4 ماهه حداقل 5 مرتبه با باند بالایی برخورد داشته است.

پنجره اندیکاتور که مربوط به شاخص CCI است نیز نشان می دهد که شیب قیمت به زیر 100- رسیده است برای همین سیگنال شرایط اشباع فروش را برای تریدر ارسال خواهد کرد.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا