کسمعاملات فارکس در افغانستان

۳ اصل اساسی تحلیل تکنیکال


با این اوصاف، چطور می‌توانید عملکرد معاملاتی خود را، صرفنظر از سادگی یا پیچیدگی استراتژی شما، بهبود بخشید؟
مشاهده کنید
مشاهده ابزاری عالی است
شما می‌توانید صرفا با مشاهده بازار، در مورد اتفاقات و شرایط آن مطالب زیادی بگویید. منظور معامله نیست، بلکه تنها مشاهده بازار با استفاده از قوانین استراتژی و اندیکاتورها. مشاهده می‌تواند ابزار بسیار خوبی باشد، اما به ندرت از آن استفاده می‌شود. بهترین آغاز برای یک معامله‌گر این است که قالب (تمپلیت) خود را اجرا کند و خیلی ساده به صندلی خود تکیه دهد و بازار را نگاه کند.

آموزش تحلیل تکنیکال بازارهای مالی | ۳ اصل اساسی تحلیل تکنیکال

آموزش تحلیل تکنیکال و یادگیری روش های تکنیکال برای افرای که در بورس فعالیت می کنند امری ضروری است. یکی از بهترین روش های سرمایه گذاری در بورس، سرمایه گذاری با روش تحلیل تکنیکال است. باید توجه داشت که تحلیل تکنیکال بسیار گسترده است و البته خیلی از سرمایه گذاران با استفاده صحیح از روش‌های آموزش تحلیل تکنیکال سودهای خوبی از بازار می برند. بسیاری از افراد هستند که درآمدی غیر از سرمایه گذاری در بازار بورس ندارند و از این طریق درآمد خوبی کسب می کنند.

بسیاری از افراد ۳ اصل اساسی تحلیل تکنیکال حرفه ای با استفاده از روش های تحلیل تکنیکال بیش از ۲۰ تا ۳۰ درصد در ماه سود می کنند. البته نباید فراموش کرد که رسیدن به این سود مستلزم داشتن سال ها تجربه می باشد. باید توجه داشت افرادی که تاره وارد بازار بورس می شوند و می خواهند در بورس سرمایه گذاری کنند در اصطلاح باید خاک بورس را بخورند و آموزش تحلیل تکنیکال را به درستی فرا بگیرند تا به یک فرد حرفه ای تبدیل شوند.

از نظر من بیش از ۸۰ درصد بورس تجربه است و مابقی روش های تحلیلی از جمله تحلیل های تکنیکالی می باشد. خیلی از دوستان می خواهند بدانند تحلیل تکنیکال چیست؟ و چطور باید با استفاده از روش های تحلیلی سرمایه گذاری در بورس را شروع کنند؟ خیلی از دوستان پیغام داده اند که مطالب آموزش تحلیل تکنیکال در سایت قرار داده شود.

برای همین مقاله آموزش تحلیل تکنیکال برای این دسته از دوستان نوشته شده است. امیدوارم افرادی که می خواهند با استفاده از تحلیل تکنیکال سرمایه گذاری در بورس را شروع کنند این مقاله را مطالعه کنند تا به نتیجه مطلوب در بازار بورس برسند.

تحلیل تکنیکال چیست ؟
در آموزش تحلیل تکنیکال ه این مهم پرداخته می شود که تحلیل تکنیکال یعنی پیش بینی رفتار قیمت یک سهم از طریق اطلاعات قبل همچون قیمت سهم، حجم معاملات و غیره می باشد. بسیاری از بازارهای مالی از جمله بازار ارزهای خارجی، بازار بورس و بازار طلا، همچنین بازار مسکن را با آموزش تحلیل تکنیکال می توان تحلیل کرد. تکنیکالیست ها با تحلیل دقیق نمودارها رفتار آینده قیمت یک سهم را پیش‌بینی می کنند و با استفاده از تحلیل تکنیکال در سهم مورد نظر خود سرمایه گذاری می کنند.

اصول آموزش تحلیل تکنیکال
۱- نمودار قیمت همه اطلاعات را در بر می گیرد

۲- قیمت هر سهم روند خاصی را دنبال می کند

۳- قیمت یک سهم در دوره های زمانی مختلف تکرار می شود

۱- نمودار قیمت همه اطلاعات را در بر می گیرد
تحلیل گران تکنیکال می گویند عواملی همچون فاکتورهای اقتصادی، عرضه و تقاضا و بسیاری عوامل دیگر از جمله عوامل روان شناسی قیمت سهام را در بازار مشخص می کند. البته در آموزش تحلیل تکنیکال گفته می شود که تکنیکالیست ها با تحلیل رفتار نمودار قیمت که نتیجه بررسی عرضه و تقاضا می باشد بازار آتی را پیش بینی می کنند.

تحلیل گران تکنیکال صرف نظر از عوامل بنیادی شرکت، فقط حرکت نموداری قیمت را در نظر می گیرند. در آموزش تحلیل تکنیکال و مباتی تکنیکالی تکنیکالیست ها اعتقاد دارند قیمت سهام تمام عوامل بنیادی یا فاندامنتالی را که می تواند بر قیمت سهام تاثیر بگذارد را شامل می شود.

۲- قیمت هر سهم روند خاصی را دنبال می کند
افرادی که با روش آموزش تحلیل تکنیکال در بورس سرمایه گذاری می کنند اعتقاد دارند که قیمت ها از روند خاصی پیروی می کنند. یعنی بعد از اینکه روند خاصی در یک سهم در بورس تثبیت شد حرکت قیمت در آینده نیز در همان جهت حرکت خواهد کرد. مگر اینکه اتفاق خاصی رخ دهد تا روند سهم را دچار تغییر شود.

۳- قیمت یک سهم در دوره های زمانی مختلف تکرار می شود
تکنیکالیست ها بر این باورند که قیمت سهام در دوره های زمانی مختلف در بازار بورس تمایل به تکرار شدن دارد. در آموزش تحلیل تکنیکال عقیده بر این است که ذات تکراری حرکت قیمت بستگی به روانشناسی بازار بورس دارد. به عبارت ساده سرمایه گذاران در بازار بورس در طول زمان واکنش های مشابهی نسبت به نوسانات بازار از خود بروز می دهند.

در آموزش تحلیل تکنیکال، از الگوهای پیچیده و چه بسا بسیار ساده نموداری برای تحلیل حرکت های سهام در بورس استفاده می شود. جالب است بدانید خیلی از این نمودارها، بیش از ۵۰ سال مورد استفاده سرمایه گذاران در بورس قرار می گیرد.

چطور می توان با آموزش تحلیل تکنیکال در بورس سرمایه گذاری کرد؟
در حقیقت آموزش تحلیل تکنیکال بررسی رفتار بازارهای مالی است. افرادی که از تحلیل تکنیکال برای سرمایه گذاری در بورس استفاده می کنند هر ساعت و هر روز قیمت‌های بازار را رصد می‌کنند و نمودار تغییرات قیمت سهام را ترسیم می‌کنند. به همین دلیل نمودارها از اجزای مهم تحلیلی در این روش می باشد.۳ اصل اساسی تحلیل تکنیکال

افرادی که از روش های آموزش تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند معتقد هستند اگر عوامل تاثیرگذار مانند عوال اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که منجر به تغییرات در بازارهای مالی می شود را بشناسیم و اطلاعات دقیق در مورد آنها داشته باشیم باز هم به درستی نمی‌توانیم رفتار بازار را با دقت پیش‌ بینی کنیم.

در آموزش تحلیل تکنیکال گفته می‌شود تکنیکالیست ها ترجیح می‌دهند (گاهی اوقات نه همیشه) از اخبارهای مختلف صرف نظر کنند و رفتار سهام را در نمودار بررسی کنند. بررسی چارت و نمودار در بورس می‌تواند جذاب باشد و ایده‌های زیادی به وجود آورد.

فرق ۳ اصل اساسی تحلیل تکنیکال تحلیل تکنیکال با تحلیل فاندامنتال
در آموزش تحلیل فاندامنتال عواملی که بر قیمت‌ها تاثیر می گذارند مورد بررسی قرار می گیرد. البته در تحلیل فاندامنتال در بورس بیشتر تحلیل ها بر پایه تحلیل هایی است که میان مدت و بلند مدت بر قیمت یک سهم اثر می گذارد.

اما در آموزش تحلیل تکنیکال تحلیل‌ گران یاد می‌گیرند که چه عواملی باعث افزایش و کاهش عرضه و تقاضا می شود. البته همین نیرو بر قیمت های سهام در بورس تأثیر می گذارد و نمودارها هرگز به تنهایی علت بالا یا پایین آمدن قیمت نیستند.

تحلیل ‌گران تکنیکال به دنبال یافتن علت تغییر جهت قیمت‌ها در بازار بورس نیستند. جالب است بدانید بیشتر تحلیل گران تکنیکال علت تغییر جهت قیمت ها در بورس را نمی دانند و برای آن ها جذابیتی هم ندارد. تحلیل‌ گران تکنیکال با آموزش تحلیل تکنیکال حرفه ای و با استفاده از نمودارها و الگوهای خاصی می توانند این تغییر قیمت در سهام های بورس را شناسایی کنند.

یک تحلیل‌ گر تکنیکال با استفاده از بررسی روند قیمت ها در سهام و به کمک ابزارهای تکنیکی مانند اندیکاتورها و نمودارها بهترین زمان برای خرید و فروش سهم را تشخیص می دهد. البته شک نکنید یک تحلیل ‌گر تکنیکال حرفه ای می تواند از بسیاری افراد با تجربه بازار بورس سود بیشتری کسب کند.

۳ اصل اساسی تحلیل تکنیکال

سادگی تقریبا در همه زمینه‌ها عالی جواب می‌دهد، اما انسان‌ها همه چیز را پیچیده و دشوار می‌کنند. این مساله در مورد آموزش فارکس و معامله گری هم صادق است. چه چیزی ساده‌تر از خرید در کف و فروش در سقف است؟

اما ما در عوض سعی می‌کنیم با کمک هزاران اندیکاتور و متغیرهای پیچیده همین کار ساده را انجام دهیم، یعنی خرید در کف و فروش در سقف. ممکن است بواسطه این پیچیدگی‌ها بقدری سرگردان و کلافه شویم که حتی قادر به مشاهده واضح‌ترین حرکات هم نباشیم.

نکته: در انجمن‌های معامله‌گران، معمولا افرادی را می‌بینیم که استراتژی معاملاتی خود را به تفصیل توضیح می‌دهند. اما عجیب نیست که با وجود تمام اطلاعاتی که به اشتراک می‌گذارند، تقریبا نصف یا بیشتر معامله‌گرانی که از این استراتژی استفاده می‌کنند، همچنان متحمل ضرر و زیان می‌شوند؟

در ظاهر به نظر می‌رسد دلایل متداول از دست دادن پول و سرمایه معامله‌گرانی که از استراتژی یک معامله‌گر موفق استفاده می‌کنند، عبارتند از:
• آن استراتژی معاملاتی دیگر جوابگو نیست، زیرا شرایط بازار تغییر کرده است.
• آن استراتژی معاملاتی تنها در بازه زمانی معین و برای جفت‌ارز مشخصی کار می‌کند.
اما دلایل اصلی این عدم موفقیت عبارتند از:
• به اندازه کافی برای تحلیل آن استراتژی وقت صرف نکرده‌اید.
• به اندازه کافی روی آن استراتژی تمرین نکرده‌اید.
قطعا ممکن است مواردی باشد که استراتژی ارائه شده نیاز به بهبودهایی داشته باشد. اما بطور کلی، حتی موفق‌ترین استراتژی‌های موجود هم با اکثر معامله‌گران جفت و جور نمی‌شود.

3 اصل اساسی در بهبود عملکرد معاملاتی


با این اوصاف، چطور می‌توانید عملکرد معاملاتی خود را، صرفنظر از سادگی یا پیچیدگی استراتژی شما، بهبود بخشید؟
مشاهده کنید
مشاهده ابزاری عالی است
شما می‌توانید صرفا با مشاهده بازار، در مورد اتفاقات و شرایط آن مطالب زیادی بگویید. منظور معامله نیست، بلکه تنها مشاهده بازار با استفاده از قوانین استراتژی و اندیکاتورها. مشاهده می‌تواند ابزار بسیار خوبی باشد، اما به ندرت از آن استفاده می‌شود. بهترین آغاز برای یک معامله‌گر این است که قالب (تمپلیت) خود را اجرا کند و خیلی ساده به صندلی خود تکیه دهد و بازار را نگاه کند.

مهمتر اینکه، اگر نمودار قیمت را مشاهده و در عین حال برای خود در مورد حرکات احتمالی قیمت براساس قوانین استراتژی معاملاتی بنویسید، می‌تواند راه بسیار خوبی باشد برای اینکه دوباره به نوشته‌های خود مراجعه کنید و مقایسه کنید و ببینید در بازار چه اتفاقی افتاده است.

اگر از کِراس (تقاطع) میانگین‌های متحرک (مووینگ اوِرج) استفاده می‌کنید، در عوض اینکه سعی کنید یک EA (اکسپرت ادوایزر) طراحی کنید یا اسکلپ (Scalp) کنید، چند روز وقت صرف کنید و فقط بازار را مشاهده کنید. نیازی نیست تمام روز به نمودار قیمت خیره شوید، فقط آنچه در مورد حرکات آینده قیمت فکر می‌کنید را بنویسید.

جزئیات بیشتر از قبیل برگشت قیمت به روند، اهداف قیمتی و سطوح نامعتبر، می‌تواند احتمال موفقیت معاملات شما را خیلی بهتر کند.
این کار گرچه ۳ اصل اساسی تحلیل تکنیکال ممکن است کسل‌کننده به نظر برسد، اما نتایج آن شما را شگفت‌زده می‌کند. با انجام این کار، ذهن شما بطور خودکار موقعیت‌ها را دنبال می‌کند و همچنین در زمان معامله نیز، به علائم هشداردهنده توجه می‌کند.
تمرین کنید
کار نیکو کردن از پر کردن است

منظور از تمرین کردن، خرید و فروش‌های کورکورانه در حساب دِمو با استفاده از قوانین استراتژی معاملاتی نیست.
تمرین کردن در واقع گام بعدی در مسیر معاملاتی شماست. براساس اطلاعاتی که از طریق مشاهده نمودارها جمع‌آوری می‌کنید و سپس تمرین روی این اطلاعات، می‌توانید یک عادت برای خود ایجاد کنید.
انجام تمرینات پیاپی روی استراتژی معاملاتی، می‌تواند راه بسیار خوبی برای بهبود مهارت‌های معاملاتی باشد. مهمتر اینکه، انجام این فرایند تکراری به شما کمک می‌کند جزئیات ریز و در عین حال مهمی که می‌توان از قیمت دریافت نمود را تشخیص دهید. این جزئیات ریز هستند که می‌توانند تفاوت بین یک معامله موفق و یک معامله ناموفق باشند.
خود را به چالش بکشید
زمانی که یادگیری را متوقف کنید، مرگ شما آغاز می‌شود
یا در زمینه معامله‌گری می‌توان گفت، زمانی که یادگیری را متوقف کنید، فروپاشی استراتژی شما آغاز می‌شود.


تا این مرحله، بازار را مشاهده و شروع به تمرین کرده‌اید. اما این نقطه پایان نیست. قسمت اصلی بازی در این مرحله قرار دارد که شما باید خود را به چالش بکشید. اما یک معامله‌گر چطور باید خود را به چالش بکشد؟
امروزه انجمن‌ها، وبسایت‌ها و منابع بسیار زیادی وجود دارند که در هر یک از آن‌ها معامله‌گران یا نویسندگان نمودارهای خود را به اشتراک می‌گذارند. گام اول این است که معامله‌گری را پیدا کنید که از استراتژی معاملاتی شما استفاده می‌کند. این استراتژی می‌تواند کراس ساده مووینگ اورج‌ها یا یک استراتژی با استفاده از باندهای بولینجِر باشد. نکته اینجاست که وقتی افراد محدودی را دنبال کنید که نمودارها و تحلیل‌های خود را به روز رسانی می‌کنند، شما می‌توانید از این نمودارها استفاده کنید و بررسی کنید که آن‌ها چطور پرایس اکشن (رفتار قیمت) را تحلیل کرده‌اند و سپس خود را به چالش بکشید که آیا شما هم در آن موقعیت به طریق مشابهی معامله می‌کردید یا اینکه عملکرد شما متفاوت می‌بود.
امروزه اکثر معامله‌گران سر این موضوع بحث و جدل می‌کنند که تحلیل چه کسی صحیح است. در صورتی که این قبیل بحث‌ها در پایان روز سرمایه شما را افزایش نمی‌دهد، اما یادگیری درآمد شما را زیاد می‌کند.
بنابراین در عوض اینکه با یک معامله‌گر که فکر می‌کند قیمت در جهت مورد نظر او حرکت می‌کند، بحث کنید، بهتر است عقب نشینی کنید و صبر کنید تا قیمت حرکت کند. سپس دوباره به نمودارها نگاه کنید و ببینید آیا درست فکر می‌کرده یا خیر. اگر حق با او بود، سعی کنید نحوه اجرای معامله را درک کنید. اگر اشتباه کرده بود، علت آن را بررسی کنید و ببینید آیا شما در آن موقعیت می‌توانستید به طریق متفاوتی عمل کنید.

بررسی سه اصل مهم در تحلیل تکنیکال، برای بی گدار به آب نزدن

سه اصل مهم در تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال یکی از روش‌های مهم تحلیل روند آتی قیمت یک سهم است و سه اصل مهم در تحلیل تکنیکال ما را در رسیدن به این هدف یاری می‌کنند. تحلیل تکنیکال یکی از ابزارهای اصلی کسب سود از بازار است. این روزها همه تحلیلگران بازارهای سرمایه از جمله سهام، رمزارز، کالا و هر سرمایه دیگری با این تحلیل‌ها آشنا هستند. بیش از دویست سال است که از این روش تحلیل استفاده می‌شود و همواره نتیجه‌بخش بوده است. در ادامه مقاله با جزییات بیشتری درباره تحلیل تکنیکال آشنا خواهید شد. برای شناخت بیشتر بازار بورس با ما همراه باشید.

تحلیل تکنیکال چیست؟

سرمایه‌گذاران همیشه به دنبال این هستند که حدس و گمان را از بازار سرمایه حذف کنند و بدانند کدام شرکت‌ها پتانسیل افزایش ارزش در کوتاه‌مدت را دارند. روش‌های مختلفی برای تفکیک سهام‌های ضعیف از قوی وجود دارد. الگوهایی که در اطلاعات تاریخی سهم قرار دارد، برای پیش‌بینی نحوه تغییر حرکت آن در آینده استفاده می‌شود. علم تحلیل تکنیکال با استفاده از این اطلاعات به معامله‌گران در سرمایه‌گذاری سودآور کمک می‌کند. سه اصل مهم در تحلیل تکنیکال موجب شناخت روندها می‌شوند.

تحلیل تکنیکال یک رویه در تریدینگ است که برای ارزیابی سرمایه‌گذاری و شناسایی فرصت‌های معاملاتی به وسیله تجزیه‌و‌تحلیل روندهای آماری جمع‌آوری شده از فعالیت‌های معاملاتی مثل حرکت قیمت و حجم، انجام می‌شود.

برخلاف تحلیل فاندامنتال که تلاش می‌کند تا ارزش اوراق بهادار را بر اساس فاکتورهایی مثل فروش و درآمد ارزیابی کند، تحلیل تکنیکال بر مطالعه قیمت و حجم متمرکز است. ابزارهای تحلیل تکنیکال برای بررسی روش‌های تاثیرگذاری عرضه و تقاضای یک سهم روی تغییرات قیمت، حجم و نوسانات آن بکار می‌رود.

اغلب از تحلیل تکنیکال برای تولید سیگنال‌های معاملاتی کوتاه‌مدت استفاده می‌شود. اما می‌تواند به ارزیابی بهتر قدرت یا ضعف یک سهم در مقایسه با کل بازار یا یکی از بخش‌های آن نیز کمک کند. به‌این‌ترتیب تحلیل‌گران می‌توانند برآوردهای کلی خود را بهبود دهند. تحلیل تکنیکال را می‌توان برای هر نوع دارایی از جمله سهام، قراردادهای آتی، کالا، اوراق بهادار و غیره با استفاده از اطلاعات تاریخی آنها انجام داد.

سه اصل مهم در تحلیل تکنیکال

پدید آورندگان تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال اولین بار توسط چارلز داو در اواخر دهه 1800 معرفی شد. چندین محقق شناخته‌شده از جمله ویلیام‌پی‌همیلتون، رابرت‌ریا، ادسون‌گولد و جان‌مگی به تکمیل این نظریه کمک کردند. اما شکل نوین آن در دهه‌های 1920 تا 1930 ایجاد شد. این روزها تحلیل تکنیکال تکامل یافته و شامل صدها الگو و سیگنال است که در طی سالیان توسعه یافته‌اند.

تحلیل تکنیکال فرض را بر این می‌گذارد که فعالیت‌های معاملاتی گذشته، و تغییرات قیمت یک سهم، شاخص‌های باارزشی برای نشان دادن حرکت قیمت آن در آینده است. تحلیل‌گران حرفه‌ای تحلیل تکنیکال را همراه با سایر تحلیل‌ها بکار می‌برند. تحلیل تکنیکال سه اصل اصولی دارد که در ادامه آنها را بررسی خواهیم کرد.

همه چیز در قیمت لحاظ شده است

این اصل اول از سه اصل مهم در تحلیل تکنیکال است. تحلیل تکنیکال فرض می‌کند قیمت سهام، نشان‌دهنده همه چیزهایی است که می‌تواند بر شرکت تاثیر بگذارد. این موارد شامل اصول بنیادی‌ شرکت، فاکتورهای اقتصادی، روانشناسی بازار، درآمدهای جاری، رشد بالقوه، موجودی‌ها و فروش هستند.

فاکتورهای ژئوپلتیکی مختلفی مثل تغییر دولت و بلایای طبیعی وجود دارند که می‌توانند موجب تغییر قیمت بازار شوند. بنابراین هر دلیلی که به نظر منطقی یا احساسی برسد در قیمت یک سهم اثرگذار خواهد بود. تحلیل تکنیکال به بررسی روند حرکت قیمت می‌پردازد که محصول عرضه و تقاضا برای یک سهم خاص در بازار است.

قیمت‌ها بر اساس روندها حرکت می‌کنند

طبق قانون نیوتن جسم در حال حرکت تمایل به سکون دارد درحالی‌که جسم ساکن تمایل به ادامه سکون دارد مگر اینکه نیرویی بر آن وارد شود. اگر بازار در حال صعود است احتمالا به رشد خود ادامه می‌دهد. اگر در حال نزول است نیز همینطور.

در تحلیل تکنیکال، اعتقاد بر این است که حرکت قیمت از روندها پیروی می‌کند. بدین معنا که روند آتی قیمت یک سهم، به احتمال زیاد تا وقتی که تغییر مهمی رخ دهد یا روند جدیدی شکل بگیرد، در راستای حرکت قبلی آن است. می‌توان مسیر احتمالی سهم را با بررسی الگوهای مشابه در نوسانات روزانه و بین‌روز در مراحل اولیه ایجاد این الگوها پیش‌بینی کرد.

سه اصل مهم در تحلیل تکنیکال

تاریخ تکرار می‌شود

طبق سومین مورد از سه اصل مهم در تحلیل تکنیکال، روندهای تاریخی خودشان را تکرار می‌کنند، بخصوص از نظر تغییرات قیمت در کل بازار و خود آن سهم. ماهیت تکراری حرکت قیمت می‌تواند بخاطر روانشناسی بازار یا ارزش ذاتی شرکت باشد.

تحلیل تکنیکال برای تحلیل حرکات بازار، تاریخچه قیمت و شناخت رویه‌ها از الگوی چارت استفاده می‌کند و سرمایه‌گذاران می‌توانند جهت‌ آتی حرکت قیمت یک سهم و حتی کل بازار را با استفاده از آن تعیین کنند. چارت‌ها بیش از 100 سال است که استفاده می‌شوند و هنوز هم باورها بر این است که کاربرد دارندریال چراکه الگوهایی در قیمت را نشان می‌دهند که مدام تکرار می‌شوند.

تحلیل تکنیکال و جدول خوانی را می‌توان برای سرمایه‌گذاری در سهام، کالا، اوراق بهادار با درآمد ثابت، فارکس، املاک و هر بازار دیگری به کار برد. این روزها هم مثل همیشه، زمانبندی خرید یک سهم مهم‌ترین چیز است. فرقی نمی‌کند سهمی که دارید چقدر محبوب است اگر قیمت آن کاهش پیدا کند ارزش سرمایه شما هم کاهش می‌یابد.

بنابراین درک تحلیل تکنیکال برای سرمایه‌گذاران فعال، پیشرفت بزرگی است. بخصوص زمانی که تحقیقات قوی و تحلیل فاندامنتال، پشتوانه آن باشد. دیدن قیمت‌ها از طریق چارت و الگوها باعث تسریع معاملات می‌شود. در‌نهایت تحلیل تکنیکال محدوده قیمت و مرزهای آن را برای معامله‌گران مشخص کرده تا بتوانند نسبت ریسک به ریوارد بالقوه خود را محاسبه کنند. به‌این‌ترتیب می‌توانند سود بیشتری بدست آورند.

معامله‌گران با اجرای قوانین زیر می‌توانند سهم کاندید خود را انتخاب کنند:

جستجوی یک ورودی معقول

سرمایه‌گذار با بررسی اهداف قیمتی، بهتر متوجه می‌شود که چه زمانی برای وارد شدن یک سهم مناسب‌تر خواهد بو؛ نه زمانی که قیمت‌ها به شدت بالا و میزان سود کم است.

ایجاد خروجی

همان‌قدر که مهم است بدانید چه زمانی سود خود را برداشت کنید یا حد ضرر را کجا قرار دهید، خروج از آن سهم نیز به همین میزان اهمیت دارد.

ارزیابی میزان ریسک به ریوارد

همیشه باید چشم‌انداز را بررسی کرد. یکی از ویژگی‌های یک معامله‌گر موفق تعیین سطح ریسک و پاداش به منظور هدایت تصمیمات سرمایه‌گذاری است. این ارزیابی نشان می‌دهد که آیا سود بالقوه در مقایسه با ضرر احتمالی، ارزش ورود به آن معامله را دارد یا خیر.

به خاطر داشته باشید که یادگیری روش‌های تحلیل و سه اصل مهم در تحلیل تکنیکال ممکن است تنها چند هفته یا چند ماه زمان ببرد اما مسلط شدن به آنها زمان بیشتری لازم دارد. یک تحلیل تکنیکال نیازمند پشتکار و کنترل احساسات است. شاید گفتن آن ساده باشد اما در عمل به‌سختی بدست بیاید. با داشتن نظم و ۳ اصل اساسی تحلیل تکنیکال شناخت کافی، می‌توان از تحلیل تکنیکال در‌جهت موفقیت مالی استفاده کرد.

جمع‌بندی

همانطور که گفتیم تحلیل تکنیکال یکی از رایج‌ترین روش‌های بررسی قیمت در کوتاه‌مدت است. تحلیل‌گران و سرمایه‌گذاران از این روش و سه اصل مهم در تحلیل تکنیکال برای پیش‌بینی قیمت در کوتاه‌مدت استفاده می‌کنند. این تحلیل‌ها به افراد، زمان مناسب ورود و خروج از بازار یک سهام را نشان می‌دهند. تحلیل‌های تکنیکال بر اساس چارت‌ها و روند تاریخی قیمت انجام می‌شود و اعتقاد بر این است که می‌توان از روی روند قبلی قیمت‌ها، روند آتی آنها را نیز پیش‌بینی کرد. یادگیری این روش تحلیل مدت کمی طول می‌کشد، اما دارای پیچیدگی‌هایی است که نیاز به تجربه دارد. تحلیل تکنیکال در کنار تحلیل فاندامنتال می‌تواند ابزار دقیقی برای پیش‌بینی آینده قیمت یک سهم باشد.

بورس تحلیل

بورس تحلیل

پاسخ:تحلیل فنی یک تکنیک در بازار های مالی است که برای پیش بینی جهت گیری قیمت های اوراق بهادار در ۳ اصل اساسی تحلیل تکنیکال آینده از طریق بررسی داده های آماری گذشته بازار خصوصا در مورد قیمت و حجم معاملات انجام می شود. تحلیل فنی در حالت محض ، با فرض اینکه قیمت و حجم مهمترین و مرتبط ترین عامل ها برای تعیین جهت گیری آینده و عملکرد یک سهام و یا بازار خاص هستند ، فقط رفتار واقعی قیمت ها و حجم معاملات بازار را مورد توجه قرار می دهد . تحلیلگران فنی ممکن است مدلها و قواعد تجارتی را بکار گیرند که بر مبنای قیمتها و یا تبادل حجم ها استوار هستند . برخی از این مدلها و قواعد عبارتند از : شاخص نیروی نسبی ، میانگین های متحرک ، پسر فت ها ، همبستگی های درون بازاری و برون بازاری ، و در حالت کلاسیک شناسایی الگوهای نموداری.

پرسش:تحلیل بنیادی چیست؟

پاسخ:در لغت به معنای بنیادی و پایه‌ای است و در علم معاملات بورس اوراق بهادار به نوعی از تحلیل گفته می‌شود که به بررسی بنیادی و همه جانبه شرکت‌های بورسی در سطح خرد و کلان می‌پردازد. به کسانی که از این روش برای تحلیل استفاده می‌نمایند فاندامنتالیست یا (بنیادگرا) می‌گوییم. سرمایه‌گذار در هر نوع بازار، اعم از اوراق بهادار، طلا، ارز مسکن و… همواره نیازمند بررسی همه جانبه فرصت‌ها و هزینه‌های سرمایه‌گذاری و روند آیند آن می‌باشد. در حققت، تحلیل براساس اطلاعات موجود و پیش‌بینی وقایع تأثیرگذار براساس فرصت‌های سرمایه‌گذاری روشی است که بسیاری از تحلیل‌گران از آن استفاده می‌نمایند. در این نوع دیدگاه، تحلیل‌گر کار خود را باکل نگری آغاز و با جز (مطالعات جهانی، منطقه‌ای کشوری، صنعتی و شرکتی) شکل می‌گیرد. بررسی هزینه‌ها و فرصت‌ها و ریسک با ذکر دلایل و مقایسه با سایر اطلاعات موجود به‌همراه پیش‌بینی وقایع آینده، شالوده این گونه تحلیل است.

پرسش:۳ اصل اساسی در تحلیل تکنیکال کدامند؟

پاسخ:الف) همه چیز در قیمت سهم منعکس می‌گردد. چارتیست‌ها معتقدند که تمام اطلاعات و اخبار یک سهم تأثیرشان را در قیمت سهم به‌جای می‌گذارند و نیازی به پیگیری وقایع شرکت‌ها نیست و قیمت سهم نشانگر تحولات شرکت است. ب) روند قیمت‌ها در برابر تغییرات مقاومت می‌نماید هرگاه قیمت سهام شرکتی بخواهد تغییر (افزایش یا کاهش) نماید این تغییر منفی و مثبت یک تا صفر می‌باشد. به عبارت دیگر، قیمت‌ها در دامنه منفی، مثبت حرکت می‌نمایند ولی تمایل آن رسیدن به نقطه صفر و تعادلی است. بر همین اساس، هیچ‌گاه قیمت سهام در یک لحظه ناگهانی به تعادل نمی‌رسد و این اتفاق در طی دوره زمانی به‌وقوع می‌پیوندد که رفتار بازار طی این دوره به ما نشان می‌دهد که تا پایان دوره چقدر باقی مانده است. مثلاً زمانی که سهام یک شرکت روند مثبت دارد در طی راه به نقطه‌ای می‌رسیم که از آن به بعد، درصد افزایش قیمت نسبت به روزهای قبل کاهش می‌یابد یا بالعکس در یک روند منفی هرگاه شتاب کاهش قیمت نسبت به روزهای گذشته آرام شد یعنی به نقطه‌ تعادل نزدیک شده‌ایم. ج) تاریخ (روند) تکرار می‌شود اگر قبول کنیم که از لحاظ روان شناختی، انسان‌ها در شرایط مشابه عکس‌العمل‌های مشابه دارند، به‌راحتی می‌توانیم انعکاس این اصل روان‌شناسی را در نوع خرید و فروش آنها دخیل نماییم و با بررسی وقایع گذشته، پیش‌بینی آینده را سهل نماییم.

تئوری داو (Dow) در تحلیل تکنیکال ارز دیجیتال

تئوری داو

تئوری داو (Dow) حدوداً 100 سال است که تکیه‌گاهی برای تحلیل تکنیکال به حساب می‌آید و احتمالاً نخستین ابزاری است که بیشتر تریدرهای ارز دیجیتال با آن آشنا می‌شوند. تئوری داو نظریه‌ای مالی است که سعی دارد مفهوم روند را توضیح دهد، اهمیت قیمت را بیان کند و تأکید ‌کند که تاریخ همواره در حال تکرار شدن است، لذا می‌توان از روند قیمت‌های گذشته برای فهم و پیش‌بینی بازار استفاده کرد.

تئوری داو (Dow) چیست؟

dow theory

تئوری داو نظریه‌ای مالی است که بیان می‌کند بازار وقتی در روندی صعودی قرار دارد که یکی از شاخص‌های میانگین آن فراتر از نقطه اوج مهم قبلی برود و دیگر شاخص‌ها هم آن را تأیید کنند. این نظریه سرمایه‌گذاران را یاری می‌کند که بتوانند بازار را درک کنند و از وضعیت سلامت یک محیط مالی مطلع گردند.

تئوری داو از زمان پیدایشش در آغاز دهه 90 میلادی، نخستین تئوری‌ای بود که تلاش کرد حرکات بازار را در قالب روند توضیح دهد. این نظریه بر این باور استوار است که بازار سهام می‌تواند به خودی خود معیار به غایت معتبری برای فضای کسب ‌و ‌کار باشد.

تئوری داو از دهه 90 تا به حال دستخوش تحولات بسیاری شده اما با این حال مفاهیم مندرج در آن همچنان بعد از گذشت یک قرن معتبر باقی مانده و در عمل سربلند بیرون آمده است.

اصول اساسی 6‌گانه تئوری داو

تئوری داو (Dow) از چند قسمت تشکیل شده که به اصول اساسیِ 6‌گانه تئوری داو معروف‌اند. در اینجا، اصول مذکور را با جزئیات شرح می‌دهیم و آن را در چارچوب معاملات رمزارزها بررسی خواهیم کرد.

اصل 1: همه‌ی اطلاعات بازار در قیمت منعکس می‌شود.

تئوری داو (Dow) بر طبق فرضیه بازار کارا (Efficient Market Hypothesis) بیان می‌کند که همه‌ی اطلاعاتِ عمومیِ موجود، در قیمت جاری سرمایه منعکس می‌شود. اصل مذکور به این معنی است که حتی اگر قسمتی از اطلاعات عمومی موجود (مانند احتمالات آتی که بر صرف خطر تأثیرگذارند) توسط اشخاص تحلیل نشود، قیمت ارز دیجیتال همه‌ی آن اطلاعات را در دل خود خواهد داشت؛ حتی آن دسته از اطلاعاتی که رسماً منتشر نشده‌اند.

این اصل شاید مناقشه‌انگیز‌ترین فرضیه تئوری داو باشد؛ چون از نظر بعضی به معمای مرغ و تخم‌مرغ شباهت دارد. نمی‌توان مطمئن شد که قیمت‌های انعکاسی ماهیتی کُنشی دارند یا واکنشی. به طور نمونه نمی‌توان فهمید که بازار از پیش از اطلاعات مطلع است یا صرفاً به اخبار واکنش می‌دهد.

اصل 2: در بازار سه نوع روند وجود دارد.

داو روندها را بر طبق مدت ‌زمانشان به 3 دسته طبقه‌بندی می‌کند.

  1. روندهای اصلی(Primary Trends): روندهایی هستند که 1 یا چند سال طول می‌کشند.
  2. روندهای ثانوی(Secondary Trends): این روندها کوتاه‌ترند و در درون و بیشتر خلاف جهت روندهای اصلی جریان دارند. اصولا میان 3 هفته تا 3 ماه طول می‌کشند.
  3. روندهای جزئی(Minor Trend): روندهایی هستند که کمتر از 3 هفته دوام دارند.

اصل 3: هر روند اصلی سه مرحله دارد.

هر روند اصلی از 3 مرحله تشکیل می‌شود:

  1. مرحله انباشت(Accumulation): وقتی که قیمت یک ارز دیجیتال پایین است یا دوره‌ای نزول قیمت را تجربه کرده و اهالی بازار احساسی منفی به آن دارند، تریدرهای هوشیار و فرصت‌طلب اقدام به خریداری آن می‌کنند و منتظر می‌مانند تا به آرامی رشد کند.
  2. مرحله مشارکت عمومی(Public Participation): بعد از آنکه تعدادی تریدر باهوش فرصت را مناسب می‌بینند و بر یکی از ارزهای دیجیتال کم ‌ارزش سرمایه‌گذاری می‌کنند، رفته‌ رفته تعداد بیشتری از معامله گرها وارد میدان می‌شوند و به تدریج عموم مردم هم اقدام به خرید می‌کنند. با افزایش تقاضا قیمت هم افزایش می‌یابد.
  3. مرحله توزیع(Public Participation): تریدرها تلاش می‌کنند از طریق سفته‌ بازی سود بیشتری کسب کنند اما تازه‌ کاران متوجه می‌شوند که روند در حال به پایان رسیدن است و بنابراین از پوزیشن خود خارج می‌شوند و سرانجام روند معکوس می‌گردد.

اصل 4: روندها به مسیر خود ادامه می‌دهند مگر آنکه نشانه‌های واضحی از تغییر روند آشکار شود.

تئوری داو می‌گوید که روندهای اصلی، برخلاف بروز بعضی ریزموج‌ها بر خلاف جریان اصلی به مسیر خود ادامه خواهند داد؛ مگر آنکه اندیکاتوری آشکارا نشان از حرکت بازگشتی داشته باشد.

با استفاده از این اصل در معاملات رمزارزها می‌توان روندهای اصلی را از نوسانات و روندهای ثانوی متمایز کرد.

اصل 5: شاخص‌ها باید یکدیگر را تأیید کنند.

به نظر داو جونز، روندی که در یک بازار مشاهده می‌شود باید توسط روندی مشابه در بازاری دیگر تأیید گردد. این به آن معناست که اگر روند حاکم بر شاخص یک بازار به هیچ‌ کدام از شاخص‌های دیگر بازارها شباهت نداشته باشد، روند مشاهده‌ شده از نوع اخلال (Noise) است. سیگنالی که در یک ۳ اصل اساسی تحلیل تکنیکال شاخص صادر می‌شود باید با سیگنال دیگر شاخص‌ها همخوانی داشته باشد.

اصل 6: حجم معاملات باید روند را تأیید کند.

اگر قیمت در جهت روند اصلی حرکت کند، حجم معاملات باید افزایش یابد و اگر برخلاف روند اصلی حرکت کند، حجم معاملات باید کاهش پیدا کند. پایین بودن حجم معاملات نشان می‌دهد که روند مورد تحلیل ضعیف است. این اصل مفهومی فاندامنتال است که در تحلیل تکنیکال به کار می‌رود. بسیاری از مفاهیم از جمله ابزار فیبوناچی (Fibonacci Retracement tool) از نظریه داو بهره می‌برند.

سخن پایانی

تئوری داو نظریه‌ای مالی است که برای نخستین بار مفهوم روند را معرفی و انواع آن‌ را بر حسب مدت زمان تداومشان دسته‌بندی می‌کند. همه‌ی اطلاعات بازار، حتی آن دسته اطلاعات که به صورت رسمی منتشر نمی‌شود در قیمت منعکس شده، لذا توجه به قیمت می‌تواند معامله گرها را در شناخت و پیش ‌بینی شرایط کلی اقتصادی یاری کند. بر اساس نظریه داو 3 نوع روند وجود دارند: روند اصلی، روند ثانویه که بیشتر بر خلاف جهت روند اصلی است و همچنین روند جزئی یا همان ریزموج. روندهای اصلی هم 3 مرحله دارند: مرحله‌ای که تریدر یک رمزارز کم قیمت را شناسایی می‌کند، فازی که قیمت با ۳ اصل اساسی تحلیل تکنیکال ۳ اصل اساسی تحلیل تکنیکال ورود مردم به آن رشد می‌کند و فاز آخر که با اتمام روند عده‌ای از آن خارج می‌شوند. شاخص‌ها باید وجود یک روند را تأیید کنند و در آخر هم به این اشاره شد که حجم معاملات به عنوان یک مؤلفه بنیادین در تأیید روندهای اصلی به کار می‌رود.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا